آشنایی با نحوه تهیه و نگهداری اصولی نان در منزل| حواسمان به این برکت خانه باشد سخنی با رهبرم | دختران مشهدی بعد از ۴۰ روز با رهبر شهید سخن می‌گویند مراقبت‌های ویژه از ۱۱ هزار مادر باردار قمی در طول جنگ رمضان اعزام تیم ملی نوجوانان دختر به پانزدهمین دوره رقابت‌های تکواندوی قهرمانی جهان روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد هادی یزدانی روایت زینب چخماقی از حضور مردم پای کار ایران| سبک زندگی و شهادت رهبر شهید به آدم، شجاعت می‌دهد هم سرکاری، هم گران | نقل‌قول‌هایی از افرادی که رمالی و فال‌گیری را تجربه کرده‌اند ویدئو| چه معنایی در دلِ یک جعبه نهفته است؟ کاش بودی رهبرم | روایت زنان و دختران از چهل روز فقدان رهبر شهید + فیلم روایت تصویری یک بانوی هنرمند از سوختن ۱۶۸ گل پرپر ایران با «نقاشی سوخته» رژه نظامی بانوان بسیجی بخش رضویه مشهد همزمان با روز اربعین شهادت رهبر شهید
سرخط خبرها
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد هادی یزدانی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمد هادی یزدانی

مادر از نحوه شهادت فرزند شهیدش روایت می‌کند، فرزندش در سال ۱۳۶۲ در منطقه‌ای از عراق در یکی از عملیات از ناحیه گردن به شهادت رسیده است، سن و سالش کم بود، اما اراده قوی برای حضور در جبهه و دفاع از مردم کشورش داشت و همین موضوع عاملی بود تا مادر از فرزند شهیدش راضی باشد.
۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۰
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید رحیم علی اکبری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید رحیم علی اکبری

مادر وقتی از خاطرات فرزند شهیدش سخن می‌گوید به این نکته اشاره دارد که فرزندش می‌توانست پزشک شود و از راه طبابت به مردم کشورش کمک کند، اما او هدف بالاتری داشت و آن هم دفاع از مردم کشورش در مقابل دشمنان این سرزمین. فرزند شهیدش در عملیات شناسایی منطقه با ترکشی که در بمباران دشمن به گردنش خورده بود به درجه والای شهادت رسید. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید حسین علی جعفری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید حسین علی جعفری

مادر از خاطرات فرزند شهیدش تعریف می‌کرد، از ویژگی‌های خوب او، از سن کم فرزندش و علاقه شدیدش به رفتن به جبهه و دفاع از وطن. هم مادر و هم برادر موافق رفتن سید حسین به جبهه نبودند، چون سن او خیلی کم بود. با این وجود او روش‌های مختلفی را برای رفتن به جبهه انجام داد، ولی بازهم موفق نشد، اما در نهایت، او همراه عمویش به جبهه رفت و در عملیاتی که در شلمچه انجام شد به شهادت رسید. / روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد همتی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد همتی

مادر هنوز هم وقتی درباره فرزند شهیدش صحبت می‌کند غم و اندوهی در چشمان و صورتش دیده می‌شود، او از روزی سخن می‌گوید که، چون دوستان فرزندش پس از حضور در جبهه به شهادت رسیدند، دلش نمی‌آمد فرزندش هم به جبهه برود. او می‌خواست فرزندش وقتی به سن سربازی رسید به جبهه برود تا هم بزرگ‌تر شود و هم به سلامت بازگردد، اما فرزندش پس از گذراندن دوره آموزش در خاش، به سومار رفت و به دلیل شیمیایی شدن به درجه والای شهادت رسید.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا غلامی

مادر رضایت نمی‌داد فرزندش به جبهه برود، علتش هم این بود که او فقط سیزده سالش بود که تصمیم گرفت از طریق بسیج به جبهه برود، وقتی او به هفده سالگی رسید و به مرخصی آمده بود، مادر ازش خواست بیشتر بماند، اما وقتی متوجه شد که فرزندش خواب امام زمان (عج) را دیده است که از او خواسته بودند که به جبهه بازگردد، با رفتن فرزندش به جبهه موافقت کرد و دیری نگذشت که خبر شهادت فرزندش را برای مادر آوردند. / روحش جاویدان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا خلیل زاده

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید محمدرضا خلیل زاده

مادر فرزندش را خوب تربیت کرده بود طوری که وقتی همرزمان فرزندش شهیدش به منزلشان آمده بودند همه او را در تربیت و ادب یاد می‌کردند. وقتی خبر شهادت فرزند به مادر رسید، او سر و صدایی نکرد فقط سوره عصر را آرام زمزمه کرد و وقتی بر بالین پیکر پاک فرزندش رسید از فرزندش خواست تا او شفاعت کند. / یادش گرامی
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| هادی حاجی قاسمی ازغندی

مادر به خاطراتی که در ذهنش داشت فکر می‌کرد، آخرین بار که فرزندش را دیده بود به نوروز سال ۶۶ بازمی گشت، زمانی که فرزندش بعد از گذراندن دوره آموزشی غواصی، چهار روز مرخصی گرفته بود تا نزد والدینش بیاید و این آخرین باری بود که مادر، فرزندش را دید، زیرا او هجدهم فروردین همان سال به شهادت رسید و هشت سال مفقودالاثر بود تا اینکه پیکرش را به شهر آوردند و به مادر خبر دادند که برای تشییع پیکر پاک فرزندش به مهدیه شهر برود.
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حیدر آرام جو

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید حیدر آرام جو

مادر، فرزندش را وقتی از سن و سال کم به جبهه می‌رفت به خدا سپرده بود، وقتی هم فرزندش در سن هجده سالگی در جبهه به شهادت رسید، با اینکه مانند سایر مادران برای دوری از فرزندش گریه می‌کرد، اما در قلبش فرزندش را تحسین می‌کرد که با سن کم، شجاعتش زیاد بود و می‌خواست مقابل دشمنان سرزمینش بایستد و در همین مسیر هم به درجه والای شهادت رسید. / مسیرش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا سنجری

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا سنجری

باید مادر بود تا فهمید مادر شهید علیرضا سنجری وقتی برای شناسایی فرزند شهیدش بر بالین پیکر شهدا در منطقه معراج شهر رفته بود چرا پاهایش بالای سر پیکر فرزند شهیدش شل شد و همان جا نشست. با اینکه مادر هنوز بعد از این همه سال بی تاب فرزندش است، اما ویژگی‌های او همچنان در ذهنش است، از نحوه انتخاب نام برای فرزندش تا نکات اخلاقی خوبی که از او یاد می‌کرد. / روحش سبز
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید جواد سیدی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید سید جواد سیدی

مادر است دیگر،با همه وجود و عشق از ویژگی‌های فرزندش سخن می گوید و با گفتن هر جمله اش، لبخند بر لبانش جاری می شود، اما معلوم است که دلش برای شهیدش تنگ شده است. پسرش وقتی برای چهارمین بار به جبهه رفت دیگر بازنگشت، مادر در مواجه با خبر شهادت با اینکه اشک می‌ریخت اما از صمیم قلب خوشحال بود که فرزندش به آرزویش یعنی شهادت رسیده است./ روحش جاودان
ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا معتمدی

ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید علیرضا معتمدی

مادر نمی‌خواست فرزندش به جبهه برود، اما دلش را هم نداشت ناراحتی فرزندش را ببیند، برای همین با رفتن او به جبهه موافقت کرد، می‌دانست فرزندش به عنوان یکی از رزمندگان غواص در جبهه، عملیاتی را برای دور کردن دشمن از خاک کشور انجام می‌دهد، اما نمی‌دانست مدتی است پسرش شهید شده و از او بی خبر است. چندی بعد با آوردن پیکر تعدادی از شهدا به منطقه معراج شهر، مادر فرزند شهیدش را از میان بقیه شناخت، او هنوز چهره فرزند شهیدش را که دست و پا نداشت و چشمانش را آرام بسته بود از یاد نمی‌برد. / مسیرش جاودان باد