تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است رقابت ۴۲ تیم بانوان منطقه ۲ شهرداری مشهد در مسابقات داژبال محلات برگزاری رقابت‌های فوتبال زنان بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ با قضاوت بانوان داور ایرانی چطور با یک جمله همسرتان را فرمانروا یا ملکه کنید؟ چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟
سرخط خبرها
هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

  • کد خبر: ۱۹۷۰۰۵
  • ۰۶ آذر ۱۴۰۲ - ۱۶:۵۲
من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر مزار آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

به گزارش شهرآرانیوز، هوای خوب بدجوری هوایی‌ام کرده بود. از باب‌الرضا وارد حرم شدم. انگار به چیزی احتیاج داشتم که خوشی‌ام را کامل کند.

داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا ما سنگ متبرک حرم امام‌رضا (ع) نداریم؟ رسیدم به باب‌الکاظم. متوجه شدم خدام مشغول تعمیرات در صحن هستند. چند خرده‌کاشی ریخته بود روی زمین. خم شدم یک دانه را برداشتم.

کمی از لعاب‌های کاشی ریخته بود که آن‌ها را پاک کردم. یکی از خدام مشغول جارو بود. توی دلم گفتم: این هم سنگ حرم است. چه فرقی می‌کند؟ خیلی‌ها همین را هم آرزو دارند.

آن تکه کاشی را که به اندازه یک فندق بود به خانه بردم و گذاشتم در جعبه وسایل ارزشمندم. چند روزی گذشت و من این موضوع را کاملا فراموش کرده بودم.

یک روز تلفن به صدا درآمد. یکی از دوستانم تماس گرفت که بیا کارت دارم. هیچ اهل این‌گونه تماس‌های عجله‌ای نبود. وقتی رسیدم، یک جعبه صدفی خیلی زیبا درآورد و روبه‌رویم گذاشت. توی دلم گفتم: خدایا! این دیگر چیست؟

اول نمی‌خواستم قبول کنم. هنوز نمی‌دانستم در جعبه چیست. عجیب کنجکاو بودم و دلم می‌خواست هر لحظه درش را باز کنم. بازش کردم. دیدم یک نگین سنگ مرمر زیبا چشم‌هایم را لبریز کرد.

من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر قبر آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

اشک‌هایم ریخت و همه آن چند روز پیش در ذهنم مرور شد. این‌طور بود که من از توی صحن یک تکه خاکه کاشی برداشتم، ولی آقا بخشندگی کرد و نگینی فرستاد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.