ویژه‌برنامه «فرزندان روح‌الله، حماسه‌سازان بی‌ادعا» در رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود نسخه شفابخش برای درمان کمردرد زنان خانه‌دار رقابت‌های اسکواش بیستمین دوره بازی‌های آسیایی ناگویا | ۲ بانوی ایرانی به مرحله بعد صعود کردند ناکامی تیم ملی کبدی بانوان ایران در سومین دیدار مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ارتباط میان وزن پایین نوزاد هنگام تولد با عناصر نادر خاکی چیست؟ ایجاد شبکه‌های حمایتی و اجتماعی زنان پس از دوران دفاع مقدس ماجرای دستگیری متخصص‌نمای طب سوزنی چه بود؟ «فرزندان روح‌الله؛ حماسه‌سازان بی‌ادعا» | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در هفته دفاع مقدس تغییر ساعت کاری بوستان‌های بانوان مشهد از فردا ( یکم مهرماه ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید داراب آخرتی آشپزی | لازانیا را بدون استفاده از برگه‌های لازانیا درست کنید! + طرز تهیه بریکس، تنها مسیر توسعه دیپلماسی اقتصادی زنان نیست حضرت معصومه (س)؛ الگویی مناسب برای تحصیل و پیشرفت بانوان جامعه کسب دومین پیروزی دختران کبدی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ واکاوی جایگاه والای حضرت فاطمه‌ معصومه (س) | کلید بهشت در دستان بانوی کرامت است لزوم تولید و نصب المان‌هایی با محوریت حضور حماسی زنان در شهر مشهد نیم نگاهی به خرید پرحاشیه تیم فوتسال بانوان پرسپولیس | آیا شهرت به تنهایی کافی است؟ اختصاص تیتر روزنامه بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ به عملکرد تیم ملی کبدی بانوان ایران
سرخط خبرها
دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

دار‌الفیضش را گرفته تنگ در آغوش

  • کد خبر: ۲۹۹۸۵۳
  • ۲۳ آبان ۱۴۰۳ - ۱۰:۴۹
هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم.
حمیده وحیدی
خبرنگار حمیده وحیدی

به گزارش شهرآرانیوز؛ هوس کرده بودم سر صبح آبان گوشه دنجی از «دار‌الفیض» را برای خودم جور کنم و یک دل سیر حرف‌های تکراری‌ام را با امام رضا «ع» مرور کنم. این را همان لحظه ورود به حرم برای خودم نسخه‌پیچ کردم.

راستی اسم رواق دار‌الفیض را تازه یادگرفتم با اینکه سال‌ها یک گوشه‌اش می‌ایستم و به ردیف گل‌های بالای ضریح حسودی می‌کنم!

همین چند روز پیش بود که زیارتنامه را تند تند تمام کردم و تا خواستم دل بکنم از حال خودم چشمم افتاد به دیوار روبه‌رو و تازه فهمیدم چه جایی ایستاده‌ام. راستش در زیارت بعدی دلم همانجا را خواست و تا پایم را گذاشتم در صحن آزادی، سلامی گفته و نگفته راهم را کشیدم به سمت رواق، اما چیزی نگذشت که صدای جاروی خادمان حرم مسیر نگاهم را تغییر داد.

وسط نوای «این طایفه یعنی اصلِ تکیه‌گاهی، خیر دو دنیا را دهند با یک نگاهی» دلم رفت پیش زنی با چادر سفید که مثل غنچه‌ای بین جمعیت روی زمین سرد جمع شده بود و قدم‌های خادمان جارو به دست و همهمه مردم هم، آسمان صبح و گنبد آقا را از او نگرفت. جمعیت دور شد، اما او بی‌آنکه تکان بخورد دارالفیضش را تنگ در آغوش گرفته بود و در هوای صبح پاییز دلش گرم بود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.