به گزارش شهرآرانیوز، مَدونا لوئیز چیکونی (Madonna Louise Ciccone زادهٔ ۱۶ اوت ۱۹۵۸م) خواننده، ترانهنویس و بازیگر آمریکایی است. او بهعنوان «ملکه پاپ» شناخته میشود. آثار مدونا که آمیزهای از مضامین اجتماعی، سیاسی، جنسی و مذهبی است، جنجالآفرین بوده است. او یک نماد فرهنگی در سدههای بیستم و بیستویکم محسوب میشود.
مدونا، نامی که برای دههها مترادف با جنجال، تحول فرهنگی و شوک بوده است، بیشک یکی از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگ پاپ است. با این حال نقدهای جدیای بر ابعاد مختلف کارنامهی هنری و شخصیت عمومی او وارد است. این یادداشت با تکیه بر منابع معتبر و مستند، به بررسی انتقادی برخی از این ابعاد میپردازد:
مدونا بهعنوان پیشگام «انقلاب جنسی» در موسیقی پاپ و آزادسازی بیان زنانه معرفی میشود.
در حالی که مدونا بیپروایی جنسیتی را به جریان اصلی آورد، محققان استدلال میکنند که این کار اغلب به عادیسازی شیءانگاری زنان منجر شد. نمایش بدن او (مانند کتاب عکس “س*س” در ۱۹۹۲)، بیش از آنکه قدرت زنانه را نشان دهد، اغلب در خدمت نگاه مردانه و بازارپسندی بود.
محققان مطالعات جنسیت و فرهنگ رسانهای، مانند رزمری تینکل (Rosemarie Tinkle) در کتاب “جنسیت و رسانه” و تحلیلهای انجمن روانشناسی آمریکا (APA) در مورد تأثیر رسانه بر تصویر بدن، استدلال کردهاند که استفادهی مدونا از سکسوالیته، اغلب در دام کلیشههای جنسیّتی موجود افتاد و استانداردهای غیرواقعی و شیءگونهای از زنانگی را تقویت کرد. تمرکز بر بدن بهعنوان کالا، پیامدهای آزادیبخش ادعایی را زیر سؤال برده اسارت زن در فرهنگ غربی را بهدنبال داشته است. (ارجاع به: Tinkle, R. (۱۹۹۷). Gender and Media. Cambridge University Press; APA Task Force on the Sexualization of Girls. (۲۰۰۷). Report of the APA Task Force on the Sexualization of Girls.)
مدونا بهعنوان نماد شورش و استقلال زنانه برای بسیاری از دختران جوان الهامبخش بوده است.
محققان نگرانیهای جدیای در مورد پیامهای بالقوّه مضرّ برخی از رفتارها و تصاویر ارائه شده توسط مدونا برای مخاطبان جوان و آسیبپذیر ابراز کردهاند. نمایش آشکار رفتارهای جنسی، چالشهای مکرر با هنجارهای اجتماعی (گاهی صرفاً برای جلب توجه) و شخصیت "دختر مادی" (Material Girl) که ثروت و خودشیفتگی را ترویج میکرد (*)، تشویق به رفتارهای پرخطر، تمرکز بر ظاهر به بهای عمق، و بیاحترامی به ارزشهای سنتی (بدون ارائه جایگزین سازنده) را بهدنبال داشت.
رسانهها و نهادهای آموزشی و مذهبی بهطور مکرر در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی نسبت به تأثیر منفی مدونا بر نوجوانان هشدار دادند. نشریاتی مانند تایم (Time) و نیوزویک (Newsweek) مقالات متعددی دربارهی این نگرانیها منتشر کردند. روانشناسان کودک و نوجوان نیز دربارهی تطبیق رفتارهای نمایشی و گاه افراطی او توسط نوجوانانی که در حال شکلگیری هویّت هستند، ابراز نگرانی کردند. (ارجاع به: مقالات متعدد در Time و Newsweek در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ میلادی، مانند "Madonna: Why She’s Hot" در Newsweek (۱۹۸۵) یا "The Madonna Pornography" در Time (۱۹۹۲) که به بحثهای حول محور تأثیرش میپرداختند). مطالعاتی مانند تحقیقات دانشگاه ییل (Yale University) در مورد تأثیر سلبریتیها بر رفتارهای پرخطر نوجوانان نیز بهطور کلی به این فضا مرتبط است.
مدونا از اعضای سرشناس مرکز کابالای لسآنجلس (Kabbalah Centre) بوده و نام عبری "استر" را برای خود برگزید. او نقش مؤثری در جذب سایر سلبریتیها به این مرکز داشت.
عضویت مدونا در کابالا و تبلیغ علنی آن توسط او، این سؤالات انتقادی را برانگیخت:
جشن تکلیف یهودی دو دختر مدونا
مرکز کابالای لسآنجلس خود بهدلیل تجاریسازی شدید (فروش کتابها، آب مقدس با قیمتهای گزاف، الزام به کمکهای مالی کلان) و ارائهی نسخهای سادهسازی شده و غیرسنتی از کابالای یهودی مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. بسیاری از ربّیهای یهودی ارتدکس، آموزههای این مرکز را تحریفشده و غیراصیلی میدانند. جالب اینکه وقتی خودِ کابالا ملغمهای از سِحر و شِرک و شیطانگرایی و… است، این نسخهی تحریفشدهاش چه چیزی خواهد بود؟!
استفادهی مدونا از شهرت عظیم خود برای ترویج این مرکز خاص، باعث جذب تعداد زیادی از هواداران و ستارههای دیگر (مانند دمی مور، اشتون کوچر، بریتنی اسپیرز) به سمت سازمانی شد که بارها با اتهامات مالی و ارائهی وعدههای درمانی و موفقیت بیپایه مرتبط بوده است. این موضوع مسألهی اخلاقی «سوءاستفاده از نفوذ سلبریتیها برای ترویج سازمانهای بحثبرانگیز» را پررنگ کرد.
گزارشهای نیویورک تایمز (The New York Times)، لسآنجلس تایمز (Los Angeles Times) و گاردین (The Guardian) بهطور مکرر به اتهامات مالی، شیوههای تجاری و اختلافات «مرکز کابالا» با یهودیت سنتی پرداختهاند. رهبران یهودی ارتدکس نیز بارها در مصاحبهها با رسانههایی مانند رویترز (Reuters) و جروزالم پست (The Jerusalem Post) آموزههای این مرکز را رد کردهاند.
مدونا بهعنوان یک حامی پررنگ و صریح حقوق همجنسبازان (LGBTQ+) شناخته میشود و بخشی از هویّت عمومی خود را بر این حمایت استوار کرده است.
با وجود حمایتهای آشکار مدونا از جامعهی همجنسگرا (مانند اجرا در مراسم پراید، صحبتهای عمومی، حمایت از هنرمندان همجنسگرا)، منتقدان دو نکتهی اساسی را مطرح میکنند:
تحلیلگران استدلال میکنند که حمایت مدونا از حقوق همجنسگرایان واقعی نبوده و یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه و جلب توجه به حساب میآمده است. او از جامعهی همجنسباز برای تقویت تصویر "شورشی" و "پیشرو" خود استفاده کرد. این امر بهویژه زمانی مورد بحث قرار گرفت که همزمان با این حمایتها، او از نمادها و تصاویر جوامع دیگر (مانند سیاهپوستان یا فرهنگهای مذهبی) به شیوهای مورد انتقاد قرار گرفته، استفاده میکرد.
هرچند در انحراف و منفیبودن شرعی و عقلی و اخلاقی پدیدهی همجنسبازی شکی نیست، جالب این است که برخی از اظهارنظرها یا رفتارهای مدونا در گذشته، با تصویر حامی تمامعیار حقوق همجنسبازان! در تضاد دیده شده است. بهعنوان مثال، استفادهی او از اصطلاحات توهینآمیز در برخی مصاحبههای قدیمیتر (هرچند بعداً ابراز پشیمانی کرد) یا نحوهی به تصویر کشیدن برخی مفاهیم مرتبط در آثارش، این حقیقت را آشکار میکند که او صرفاً از نمادها و انرژی همجنسبازان برای خود استفاده میکند و حتی در این حمایت ظاهری هم صداقت ندارد!
محققان فرهنگ پاپ و رسانه، مانند کامیل پاگلیا (Camille Paglia) در نوشتههای خود دربارهی مدونا (مثلاً در "Vamps & Tramps")، و همچنین تحلیلهای منتشر شده در رسانههایی مانند گاردین (The Guardian) و اسلیت (Slate)، به این جنبهی ابزاری یا متناقضنمای حمایتهای مدونا اشاره کردهاند. (ارجاع به: Paglia, C. (۱۹۹۴). Vamps & Tramps: New Essays; مقالات تحلیلی در The Guardian و Slate در طول دههها دربارهی تصویر و مواضع اجتماعی مدونا). همچنین، بحثهای درون جامعهی LGBTQ+ دربارهی "Pinkwashing" (صورتینمایی) یا استفادهی ابزاری از حمایت از حقوق همجنسگرایان برای مقاصد دیگر، گاه به عملکرد سلبریتیهایی مانند مدونا مرتبط دانسته شدهاست.
مدونا بارها به دلیل استفادهی ابزاری و بدون احترام کافی از عناصر فرهنگی، مذهبی و نمادین گروههای اقلیت یا غیرغربی (از جمله فرهنگ آفریقایی، لاتین، آسیایی، نمادهای مذهبی مسیحی و بودایی) در موزیک ویدیوها، اجراها و عکسهایش مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. منتقدان این کار را تقلیلدهنده و استعماری میدانند.
پژوهشهای آکادمیک در حوزهی مطالعات فرهنگی و پسااستعماری، مانند آثار بل هوکس (bell hooks)، به کرّات به استفادهی مدونا از تصاویر و نمادهای سیاهپوستان و سایر فرهنگها به شیوهای کلیشهای یا بیاحترام اشاره کردهاند. (ارجاع به: hooks, b. (۱۹۹۲). Black Looks: Race and Representation. South End Press.)
منتقدان استدلال میکنند که بسیاری از تحولات رادیکال مدونا در سبک و موضعگیریهای اجتماعی (از «دختر مادی» تا «تصوف کابالایی» تا «فعال سیاسی») بیشتر حسابشده و مبتنی بر بازار برای حفظ ارتباط و فروش بودهاند تا تغییرات عمیق و اصیل شخصیتی. این امر بر اعتبار برخی از مواضع او سایه افکنده است.
بیوگرافیهای معتبری مانند "مدونا: بیوگرافی" اثر جی. رندی تارابورلی (J. Randy Taraborrelli) به استراتژیهای سوءاستفادهگرانه و هوشمندانهی مدونا در مدیریت تصویر و حرفهاش اشاره کردهاند. (ارجاع به: Taraborrelli, J.R. (۲۰۰۱). Madonna: An Intimate Biography. Sidgwick & Jackson.)
نمایش دائمی زندگی خصوصی، روابط و بدن خود، حتی در سنین بالا، توسط محققان بهعنوان نشانهای از «خودشیفتگی عمیق» و «نیاز بیمارگونه به توجه» تفسیر شده است.
مدونا بدون شک یک پدیدهی ناهنجار فرهنگی است که مرزهای اخلاقی را جابهجا کرده است. میراث او یکسره تاریک است. از «عادیسازی بالقوه شیءانگاری زنان تحت لوای آزادی جنسی» گرفته، تا «تأثیرات بحثبرانگیز بر نسلهای جوان»، و «ترویج یک سازمان شبهمعنوی تجاریشده و پر اتهام مانند مرکز کابالا با استفاده از نفوذ ستارهای خود»، و «اتهامات مکرر تصاحب فرهنگی و نمایشگری افراطی». نقدهای مستند و جدی که در کارنامهی ننگین او سنگینی میکند. تحلیل تأثیر مدونا نیازمند نگاهی پیچیدهنگر است که به پیامدهای منفی و ابعاد بحثبرانگیز شخصیت عمومی و اقداماتش توجه کند. او در رسانههای جریان اصلی «نماد آزادی» و «الگوی انحراف و تجاریسازیِ بیپروایِ همه چیز، حتی معنویت»، در واقعیّت است.
شخصیت"دختر مادی" (Material Girl)» به یکی از شناختهشدهترین چهرههای عمومی مدونا در اواسط دهه ۱۹۸۰ اشاره دارد که بر اساس ترانهی مشهور او با همین نام (منتشر شده در سال ۱۹۸۵ در آلبوم «Like a Virgin») شکل گرفت. این شخصیت نمادین، چند لایهی مهم داشت که در رسانهها و تحلیلهای فرهنگی به آن پرداخته شده است:
مفهوم ترانه: ترانهی «Material Girl» به صراحت دربارهی زنی صحبت میکند که عشق و روابط را در اولویت دوم قرار میدهد و در عوض بر ثروت مادی، هدایای لوکس و منافع مالی (مثل الماس، خز و پول) تأکید دارد. متن ترانه با جملاتی مانند: «ما در دنیای مادی زندگی میکنیم و من یک دختر مادی هستم» این ایده را تقویت میکرد.
تثبیت تصویر عمومی: مدونا با این ترانه و شخصیت، خود را بهعنوان زنی مادیگرا معرفی کرد که برای پول و ثروت ارزش قائل است. این تصویر با ظاهر او در موزیک ویدیو (پوشش لباسهای گرانقیمت، جواهرات و رفتارهای اغواگرانه) تقویت شد. منتقدان استدلال کردند که این شخصیت، مادیگرایی و ز را عادیسازی میکند و برای زنان جوان الگویی مخرب ارائه میدهد که در آن ارزش فرد بر اساس داراییهای مادی سنجیده میشود. برخی تحلیلگران نیز اشاره کردند که این ترانه، کلیشههای جنسیّتی را تقویت میکند، چرا که زن را در نقش «کسی که با زیبایی و رفتارش از مردان پول میگیرد» نشان میدهد. (منبع: تحلیلهای دانشگاهی در کتاب «Gender, Race, and Class in Media» اثر گیل داینز، ۲۰۰۳).
منبع: اندیشکده مطالعات یهود