ضرغامی: از وضعیت بی‌حجابی و ولنگاری جامعه رنج می‌برم خدمت‌رسانی ویژه اتوبوسرانی مشهد دانش‌آموزان دختر همزمان با بازگشایی مدارس حضور بازیگر پرحاشیه در شبکه نمایش خانگی زنان ایرانی چگونه میدان را به زندگی پیوند زدند؟ | شهر باید خودش را با زن واقعی تطبیق دهد ماجرای تولد دختر عجول گلبهاری در آمبولانس چیست؟ پتوس یکی از مقاوم‌ترین و محبوب‌ترین گیاهان آپارتمانی است | آشنایی با نحوه نگهداری آشپزی | فقط با ۳ ماده غذایی، تارت سیب زمینی و پیاز را درست کنید + طرز تهیه قضاوت بانوان داور ایرانی در مسابقات هندبال بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا نفرین خودخواسته؛ وقتی خودمان نسلمان را منقرض می‌کنیم! برگزاری ۸۰۰ یادواره شهدا ویژه شهدای زن و کودک در خراسان جنوبی دختر سرلشکر شهید حسین سلامی: زنان سازنده تاریخ هستند سهم ۷۰ درصدی بانوان از رانندگی سرویس مدارس در مشهد پایان مسابقات دوومیدانی قهرمانی دختران کشور به میزبانی شهر مشهد | تیم خراسان رضوی قهرمان شد جشن «نگین سامرا» در حرم رضوی | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در میلاد امام حسن عسکری (ع) اکران و نقد فیلم سینمایی «هنوز نه» با محوریت حل تعارضات زناشویی تورنمنت کافا | تیم ملی فوتبال دختران نوجوان ایران نائب قهرمان شد تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند
سرخط خبرها
تلفنی که پس از مرگ صاحبش روشن ماند| میراث‌داری یک بانوی تولیدکننده

تلفنی که پس از مرگ صاحبش روشن ماند| میراث‌داری یک بانوی تولیدکننده

  • کد خبر: ۳۶۹۲۹۳
  • ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۷
گفت‌و‌گو با نادیا شایسته، بانوی تولیدکننده قطعات خودرو که بعد از فوت همسرش، شعله رؤیای مشترکشان را روشن نگاه داشت.

به گزارش شهرآرانیوز، کارگاه نادیا شایسته در دل شهرک صنعتی فردوسی مشهد قرار دارد؛ جایی که بوی فلز داغ، صدای دستگاه‌ها و برق چکش‌ها با صدای زنانه و آرام او درهم می‌آمیزد. زنی با لباس کار، مو‌های بسته و دستانی که ردِ سال‌ها تلاش بر آن نشسته است. می‌گوید: «وقتی شوهرم زنده بود، همه‌چیز را با هم می‌ساختیم. از قسط و بدهی گرفته تا رؤیای داشتن یک کارگاه واقعی. وقتی فوت کرد، می‌دانستم اگر کارگاه را بفروشم، انگار همه سال‌های زندگی‌مان را پاک کرده‌ام.»

عهدی که تا آخر ایستاد

سال ۷۲ ازدواج کردند؛ همان روز‌ها که وام ازدواج ۲۵ هزار تومان بود. او و همسرش با وام و قسط خانه‌ای گرفتند، ماهی ۳۰ هزار تومان حقوق می‌گرفتند و فقط دو هزار تومان برای خرج ماه باقی می‌ماند. اما با صبوری، زندگی را پیش بردند تا بالاخره توانستند کارگاهشان را راه بیندازند. هنوز یک دهه نگذشته بود که روزی تلخ، خبر ایست قلبی همسرش در همان کارگاه رسید. نادیا شایسته می‌گوید: «همه گفتند کار را رها کن، نمی‌توانی. اما من فقط به این فکر می‌کردم که او چقدر این کار را دوست داشت. نمی‌خواستم زحماتش خاک شود.»

تلفنی که خاموش نشد

بعد از فوت همسرش، تلفن مشتری‌ها همچنان زنگ می‌خورد. همه فکر می‌کردند کارگاه تعطیل شده است. اما او گوشی را برداشت و گفت: «بله، تولید ادامه دارد.» همان تلفن روشن، شد نشانه‌ای از اراده او. در آن روز‌های سخت، نادیا نه از ماشین‌آلات سر درمی‌آورد، نه از حسابداری، اما هر روز یاد می‌گرفت. خودش می‌گوید: «از همان سال ۹۰، با دست خالی کار را شروع کردم. بدهی ۱۲ میلیونی روی دوش داشتم؛ مبلغی که آن زمان برابر با دو پراید بود.»

زن در کارگاهی مردانه

در کارگاه، مرد‌ها اول به چشم تردید نگاهش کردند. می‌گفتند: «خانم! این کار برای شما سنگین است.»، اما وقتی دیدند او خودش پای دستگاه می‌ایستد، قطعات را می‌تراشد و با چکش کار می‌کند، نگاهشان عوض شد. حالا خودش مسئول کنترل کیفیت است؛ حتی یک خط مویی روی قطعه را می‌بیند و آن را کنار می‌گذارد. با خنده می‌گوید: «گاهی می‌گویند دست‌هایت مثل تعمیرکار‌ها شده، اما گل‌ها و گیاه‌های گوشه اتاقم هنوز لطافت زنانه‌ام را حفظ کرده‌اند.»

شب‌هایی که کارگاه خانه بود

او سال‌هاست بخشی از سوله را به اتاق کوچکی تبدیل کرده است؛ با تخت، قاب عکس خانوادگی و آشپزخانه‌ای زیرپله‌ای. همان‌جا شب‌ها می‌خوابد تا صبح زود برق دستگاه‌ها را بزند. «گاهی فقط چهار ساعت در شبانه‌روز می‌خوابم. میگرن دارم، قرص می‌خورم، اما کار را رها نمی‌کنم. چون اگر نایستم، همه چیز می‌ریزد.»

پول حلال، حتی اگر کم باشد

خیلی‌ها به او پیشنهاد داده‌اند که کار را بفروشد و سرمایه‌اش را در تجارت راحت‌تری بگذارد. اما او می‌گوید: «به پول حلال تولید عادت کرده‌ام. شاید درآمدش کم باشد، اما آرامش دارد.» در بازار پر از جنس چینی، او همچنان تولید خودش را حفظ کرده و حتی در روز‌هایی که همه تعطیل می‌کنند، کار می‌کند. از سال ۹۸ تا امروز، می‌گوید حتی یک روز مرخصی نداشته است.

شرافت در صنعت

می‌گوید: «در کار ما، یک قطعه معیوب می‌تواند جان یک راننده را بگیرد. برای همین، هیچ‌وقت قطعه‌ای را که نقص دارد تحویل نمی‌دهم، حتی اگر فقط یکی از پانصد تا باشد. شب‌ها با وجدان راحت می‌خوابم، چون می‌دانم جنس من روی جاده جان کسی را نجات می‌دهد، نه می‌گیرد.»

عشق به کاری که سختی را آسان می‌کند

حالا نادیا شایسته، تولیدکننده شناخته‌شده‌ای است؛ عضو انجمن قطعه‌سازان و کانون زنان بازرگان. خودش را نه قهرمان می‌داند و نه استثنا، فقط زنی که پای انتخابش ایستاده است. می‌گوید: «اگر روزی روی صندلی چرخ‌دار بنشینم، باز هم سر کار می‌آیم. چون وقتی کاری را دوست داری، دیگر سختی معنا ندارد.» تلفن همسرش هنوز روشن است. صدایش دیگر از آن‌سوی خط نمی‌آید، اما هر بار که زنگ می‌خورد، نادیا شایسته گوشی را برمی‌دارد، لبخند می‌زند و می‌گوید: «بله، تولید ادامه دارد.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.