آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان در ۵ دقیقه بدون خامه و ثعلب، بستنی درست کنید کسب مقام پنجم بانوی پینگ‌پنگ‌باز مشهدی در کشور
سرخط خبرها
روایت تولد فرزند یک شهید| پدری که رفت، فرزندی که آمد

روایت تولد فرزند یک شهید| پدری که رفت، فرزندی که آمد

  • کد خبر: ۳۷۰۸۱۹
  • ۱۵ آبان ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۳
همسر شهید مهدی حجت‌پناه گفت: همسرم خیلی منتظر بود تا دوباره بچه‌دار شویم و یک عضو جدید به خانواده کوچکمان اضافه شود؛ اما قسمت نبود که خودش در این موقعیت حضور داشته باشد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ عطیه موسوی رفتیم. او درباره چگونگی آشنایی و ازدواجش با شهید مهدی حجت‌پناه می‌گوید: همسرم پسرخاله‌ام بود و خیلی سنتی ازدواج کردیم. سال ۹۸ عقد کرده و سال ۹۹ هم زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. سال ۱۴۰۰ نیز دخترم «ثمین» به دنیا آمد. همسرم خیلی مهربان و خانواده‌دوست بود و برای خانواده چیزی کم نمی‌گذاشت. در کار‌های منزل کمک‌حال من بود. خیلی خوش‌مشرب و خنده‌رو بود و روحیه آرامی داشت.

هر کس که او را می‌شناخت، جز به خوبی از او یاد نمی‌کند؛ چرا که غیر از خوبی از او ندیده‌اند.

او درباره روحیه همسرش در موقعیت‌های کاری خاطرنشان می‌کند: مهدی خیلی مقید بود که کارش را به درستی و به ‎موقع انجام دهد. اگر مدیری در رده‌های بالاتر به او می‌گفت این کار باید انجام شود؛ اما از نظر او آن کار اشتباه بود، روی حرفش می‎‌ایستاد و می‌گفت «نه کار درست این است و باید این را انجام دهیم».

خواب‌هایی که خبر از آسمان می‌دادند

موسوی در پاسخ به این پرسش که آیا همسرتان در زندگی مشترک از شهادت صحبت کرده بود یا خیر، عنوان می‌کند:، چون کارش عملیاتی نبود و بیشتر کار اداری انجام می‌داد، پیش نیامده بود درباره شهید شدن با من صحبت کند. در ایام جنگ ۱۲ روزه؛ اما به همسرم گفتم «وقتی مشغول کار هستی، مراقب باش شهید نشوی. ما اینجا تنها می‌مانیم». او با همان مهربانی همیشگی‌اش گفت «نه شهید نمی‌شوم. خیالت راحت باشد». از این صحبت‌هایمان تنها دو روز گذشته بود که خبر شهادتش را برایمان آوردند.

همسر شهید مهدی حجت‌پناه درباره خوابی که در روز شهادت همسرش دیده بود، یادآور می‌شود: آخرین روزی که همسرم می‌خواست سر کار برود، پیش از آنکه طبق معمول من را برای خداحافظی بیدار کند، خواب می‌دیدم که من، همسرم و دخترم می‌خواستیم وارد یک ساختمان بشویم؛ اما من و دخترم را راه ندادند و گفتند اینجا مخصوص آقایان است. وقتی این خواب را برای همسرم تعریف کردم، با خنده گفت «اشکال ندارد. خوابت هر چه باشد، ما با هم هستیم و هرجا بخواهیم برویم، با هم می‌رویم». من، اما تعبیر این خواب را شهادت همسرم می‌دانستم و اینکه شهادت قسمت من و دخترم نبوده است.

پدری که رفت، فرزندی که آمد

او با بیان اینکه وقتی به خاطراتی که از همسرم در این ۶ سال زندگی مشترک داشتم، فکر می‌کنم، فقط مهربانی او را به یاد می‌آورم، می‌افزاید: گاهی وقت‌ها به خانه می‌آمد و می‌گفت: «همکاران و دوستانم به رستوران رفتند و به من گفتند تو هم بیا؛ اما من نرفتم». می‌گفتم: «چرا نرفتی؟ می‌رفتی، چه اشکالی داشت؟» در جواب پاسخ می‌داد: «شما خانه باشید و من به تفریح بروم؟ نه من فقط با شما تفریح می‌روم». همسرم این‌گونه برای ما وقت می‌گذاشت. این روز‌ها تنها این ویژگی‌های همسرم برایم پررنگ است و با این خاطرات، نبودش را بیشتر حس می‌کنم.

موسوی که تنها یک هفته پس از شهادت همسرش متوجه شد فرزند دومش را باردار است، در این باره اظهار می‌کند: پیش از آنکه مطمئن شوم باردار هستم، یکی از اقوام خواب همسرم را دیده و مهدی به او گفته بود «مراقب همسرم باش. او باردار است». همسرم خیلی منتظر بود تا دوباره بچه‌دار شویم و یک عضو جدید به خانواده کوچکمان اضافه شود؛ اما قسمت نبود که خودش در این موقعیت حضور داشته باشد.

منبع: روزنامه قدس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.