مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه جزئیاتی از اقدامات حمایتی بهزیستی از فرزندان خانواده‌های زنان سرپرست خانوار خراسان رضوی ۴۲ درصد سرطان‌ها با یک تغییر ساده ناپدید می‌شوند | هشدار به زنان ۴۰ تا ۷۹ ساله اردوی جدید تیم ملی فوتسال بانوان آغاز شد (۹ خرداد ۱۴۰۵)| آزمون بزرگ برای ستاره‌های جوان و باتجربه ۵ ویژگی طلایی یک خانه «شخصیت‌ساز»؛ فرزندان موفق در چه فضایی بزرگ می‌شوند؟ کنگره‌ای بین‌المللی برای خواهر امام رضا (ع) | بانویی که بارگاهش در ایران زیارتگاه شیعیان عرب خلیج فارس است هشدار یک پزشک: ابتلای زنان به «ام‌اس» ۴ برابر مردان است مهمترین چالش تیم ملی والیبال زنان ایران برای اعزام به ناگویا چیست؟ خانه داری | آیا می‌توان قارچ را بدون سیاه شدن بیشتر در فریزر نگهداری کرد؟ تولد ۲۰ هزار و ۴۴۰ نوزاد در استان لرستان طی سال ۱۴۰۴| تعداد دوقلو‌ها چقدر ثبت شده است؟ برگزاری مسابقات جایزه بزرگ دوومیدانی بانوان در استان‌های البرز و تهران| شرط اعزام ورزشکاران به مسابقات ناگویا چیست؟ دختران ملی‌پوش خراسانی در میادین آسیایی می‌درخشند| کسب مدال طلای مسابقات والیبال کاوا توسط تیم ملی مستند عروس لبنان وارد مرحله فنی شد| روایت زندگی نخستین زن ایرانی ترورشده به دست رژیم غاصب صهیونیستی زنان، بیشترین متقاضی دریافت مجوز‌های مشاغل خانگی در کشور کسب مدال نقره توسط بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران در ماده ۳۰۰۰ متر مسابقات آسیایی
سرخط خبرها
زنی که ایستادن را از روی ویلچر آموخت

زنی که ایستادن را از روی ویلچر آموخت

  • کد خبر: ۳۷۱۲۵۹
  • ۱۸ آبان ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۳
نیره عاکف، نخستین بانوی ایرانی مدال‌آور پارالمپیک سیدنی ۲۰۰۰، همان دختری است که در هجده‌سالگی برای همیشه توان راه رفتن را از دست داد؛ اما آنچه هرگز از دست نداد، اراده، تلاش و انتخاب دوباره زندگی بود.

به گزارش شهرآرانیوز، جمله‌ای هست که بار‌ها میان ما تکرار شده: «هیچ‌وقت نمی‌دانی کدام لحظه، آخرین بار است.» بیشتر آن را برای یادآوری مرگ یا ناپایداری دنیا به کار می‌برند، اما این جمله در زندگی روزمره هم معنا دارد؛ آخرین بار دورهمی با خانواده، آخرین بار دیدن یک دوست، یا آخرین بار راه رفتن. نیره عاکف این «آخرین بار» را در هجده‌سالگی تجربه کرد؛ روزی که یک تصادف، برای همیشه توان راه‌رفتن را از او گرفت.

سال ۶۱، بعد از امتحان‌های آخر سال، همراه خانواده به سفر رفته بود. پر از شور کنکور و رؤیای ورود به رشته‌ای در حوزه پزشکی. در راه بازگشت، خودرو چپ کرد و تنها او بود که دچار قطع نخاع شد. برای خیلی‌ها این حادثه پایان همه چیز است، اما برای او، آغاز فصل دیگری بود؛ فصلی که نامش «از نو ساختن» بود.

در روز‌های نخست، در بیمارستان، میان امید و تردید معلق بود. پزشکانی که دلگرمی می‌دادند، خانواده‌ای که نگران و غمگین بود، و ذهنی که سخت تلاش می‌کرد واقعیت را بپذیرد. هشت سال فیزیوتراپی و حتی سفر درمانی به آلمان، اما نهایتاً پزشکی به او گفت: «پاهایت رفته‌اند، اما مغزت هست؛ و همین برای بهترین شدن کافی است.»

پذیرش این حقیقت آسان نبود. اشک‌ها، عقب‌نشینی‌ها، ناامیدی‌ها. اما خانواده کنار او ماندند. مادرش جمله‌ای گفت که مسیر زندگی‌اش را تغییر داد: «تو هجده سال ایستاده زندگی کردی، حالا بقیه را نشسته تجربه کن.» دوستانش هم اجازه ندادند در خانه‌نشینی و انزوا فرو برود.

هشت سال پس از حادثه، روزی به سالن تختی رفت تا مسابقه بسکتبال بانوان معلول را تماشا کند. همان‌جا زندگی‌اش دگرگون شد. زنانی که مثل او روی ویلچر بودند، اما می‌دویدند، می‌خندیدند، سر کلاس می‌رفتند، رانندگی می‌کردند و زندگی را در آغوش گرفته بودند. او با خودش گفت: «پس می‌شود! پس زندگی هنوز ادامه دارد!»

رشته زبان انگلیسی دانشگاه آزاد را آغاز کرد، گرچه به‌دلیل مناسب نبودن فضای دانشگاه، مجبور شد تغییر رشته بدهد. سپس با تیراندازی آشنا شد؛ رشته‌ای که فقط دو ماه بعد او را به مسابقات کشوری رساند و مدال طلا را برایش به ارمغان آورد. بعد هم انتخاب برای تیم ملی و نخستین مدال پارالمپیک زنان ایرانی.

در خانه، پدر انباری را به سالن تمرین تبدیل کرد. عاکف تمرین کرد، تلاش کرد و اوج گرفت. فقط ورزش نکرد؛ کار ایجاد کرد. آژانس هواپیمایی تأسیس کرد و برای ده نفر به مدت بیست سال اشتغال‌زایی کرد. ازدواج کرد و مادر شد. اما وقتی دید مادر بودن با قهرمانی در سطح جهانی قابل جمع نیست، آگاهانه انتخاب کرد و از ورزش حرفه‌ای کنار رفت. او گفت: «همه‌چیز در برابر خانواده کم‌رنگ می‌شود.»

امروز نام او در موزه ورزش ثبت شده و خودش در کنار زندگی، برای دیگر آسیب‌دیدگان نخاعی قدم برمی‌دارد. انجمنی راه انداخته که ۸۰۰ عضو دارد؛ جایی برای حمایت، توانمندسازی، امیدسازی. او همچنان می‌جنگد؛ نه برای مدال، که برای «معنی‌دار کردن» زندگی دیگران.

نیره عاکف می‌گوید:«اگر آن حادثه نبود، شاید زندگی‌ام معمولی می‌گذشت؛ اما من همیشه یک زندگی خاص می‌خواستم. خدا راه دیگری نشانم داد و من خوب زندگی کردم.»

او ثابت کرد:گاهی بلندترین ایستادن‌ها، از روی صندلی چرخ‌دار آغاز می‌شود.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.