به گزارش شهرآرانیوز، او از آن دسته زنانی است که دغدغه فرهنگی، پایش را به میدان تولید و اقتصاد باز کرد؛ تولیدی که هدفش دوخت لباسهایی مناسب و جذاب برای دختران کودک و نوجوان ایرانی بود؛ لباسهایی که علاوه بر زیبایی، با ارزشهای تربیتی خانوادهها همخوانی داشته باشد. آغاز این مسیر به سال ۱۳۹۵ برمیگردد، زمانی که دخترش تنها دو سال داشت و او در بازار پوشاک، لباسی مناسب پیدا نمیکرد. همین نیاز، جرقهای شد برای خلاقیت. با چند تکهپارچه موجود در خانه، نخستین لباس را برای دخترش دوخت و استقبال اطرافیان، مسیر تازهای پیش رویش گذاشت.
جمیله سیبویه، متولد ۱۳۵۶ در نجف، نوه آیتالله محمدحسین سیبویه و دختر حجتالاسلام ابراهیم سیبویه است. او از سهسالگی به ایران آمده و سالهاست در مشهد زندگی میکند. تحصیلات حوزوی و دانشگاهی در رشته علوم قرآن و حدیث دارد و اکنون مادر چهار فرزند و مادربزرگ یک نوه است.
از سال ۱۳۹۵ با دغدغه فرهنگی، به شکل جدی وارد عرصه تولید پوشاک اسلامی برای دختران شد؛ حرکتی که در کنار یک کانون فرهنگی ویژه دختران، کارگاههای تربیتی، برنامههای بصیرتی و دورههای آموزشی خلاقانه، بخش مهمی از فعالیتهای او را شکل میدهد. دو نمایشگاه «مهبانو» نیز در کارنامهاش ثبت شده است؛ رویدادی که به معرفی بانوان تولیدکننده و کارآفرین میپردازد.
او میگوید:«بعد از بازگشت به مشهد، علاوه بر تدریس علوم قرآن و حدیث، دختران جوان فامیل را در خانه دور هم جمع میکردم تا بافتنی یاد بگیرند. با تغییر فصل، پیشنهاد دادند خیاطی آموزش بدهم. از همان زمان، در هر جلسه یک روایت هم برایشان میگفتم. باورم این است که کار فرهنگی باید کنار کار عملی و اقتصادی باشد.»
او خیاطی را از مادرش آموخته بود و ذهنی خلاق داشت. با همان چند پارچه اضافه در خانه، برای دخترش لباس دوخت؛ حتی یکبار لباسی از پارچه اضافه قبای همسرش. تشویق اطرافیان، اولین بارقههای ادامه مسیر شد.
تا آن زمان، فقط برای دخترش لباس میدوخت، اما اصرار شاگردان جوان برای تبدیل این ایدهها به یک مجموعه جدی، او را وارد مرحله تولید کرد.
«گفتم باید چیزی تولید کنم که به کار مردم بیاید. دغدغهام قبل از پوشش، حیا بود. میخواستم لباسی طراحی کنم که از کودکی این مفهوم را برای دخترها زنده نگه دارد.»
با مشورت همسر و توکل، کار را آغاز کرد؛ با یک چرخ خانگی و یک کودک دو ساله.
او ادامه میدهد:«در خانوادهای فرهنگی که هیچوقت نگاه اقتصادی نداشت، کار را شروع کردم. با ده نیممتر پارچه، لباسهای سهچهارساله دوختم و در فضای مجازی گذاشتم. یک هفته نشده، همه فروش رفت.»
برادرش و دختر بزرگش کمک میکردند. پس از سه ماه، یک خانه ۴۰ متری به کارگاه تبدیل شد. با کمک یکی از بستگان، سرمایه اولیه فراهم شد. دو نفره آغاز کردند و ظرف دو سال، هفت نفر شدند و چند چرخ صنعتی خریدند.
سال ۱۳۹۷ با کاهش شدید مخاطبان، فشار زیادی وارد شد، اما به گفته خودش:«وقتی کار برای خدا باشد، رهایت نمیکند.»
این سختیها تبدیل به فرصتی برای ساختن یک تیم توانمند شد.
آنها بعدها «کانون فرهنگی، آموزشی و کارآفرینی مائده» را راهاندازی کردند و اندازههای لباس را به مرور تا سنین نوجوانی گسترش دادند.
برای او تولید، فقط یک شغل نیست؛ یک رسالت است.
«هیچوقت دنبال سودجویی نبودم. قیمتها را منصفانه نگه داشتم تا خانوادههای بیشتری بتوانند استفاده کنند.»
در دوران کرونا، در حالی که بسیاری از کسبوکارها آسیب دیدند، مجموعه او رشد کرد و تعداد اعضای آن به ۳۶ هزار نفر رسید. روزانه حدود پنجاه بسته پستی ارسال میشود و مشتریان ثابت از سراسر ایران دارد.
اما وجه متمایز این مجموعه، ارتباط فرهنگی است.
هدیههای مناسبتی، مسابقات کتابخوانی، برنامههای تربیتی، قصهگویی، جلسات اخلاق هفتگی، کتابخانه کارگاه، نماز جماعت و مشاورههای خانواده، بخش جدانشدنی مسیر اوست.
او یک سال است کانون فرهنگی «سلما» را برای دختران ۹ تا ۱۲ سال راهاندازی کرده. این کانون دو هدف اصلی دارد:
۱. تربیت مربی جوان و کاربلد
۲. برنامههای مهارتی و معرفتی ویژه کودکان
کتابخوانی، بازیهای گروهی، نمایشنامهنویسی، تئاتر، عروسکسازی و فعالیتهای خلاقانه، بستری برای آموزش غیرمستقیم مفاهیم تربیتی است.
او همچنین از هادیان سیاسی استان است و دورههای بصیرتی و تربیتی متعددی برگزار میکند. برنامه آیندهاش گسترش تولیدات «مائده» برای پسران و توسعه فعالیتهای کانون سلما برای گروه سنی پایینتر است.