نسخه شفابخش برای درمان کمردرد زنان خانه‌دار رقابت‌های اسکواش بیستمین دوره بازی‌های آسیایی ناگویا | ۲ بانوی ایرانی به مرحله بعد صعود کردند ناکامی تیم ملی کبدی بانوان ایران در سومین دیدار مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ایجاد شبکه‌های حمایتی و اجتماعی زنان پس از دوران دفاع مقدس ماجرای دستگیری متخصص‌نمای طب سوزنی چه بود؟ «فرزندان روح‌الله؛ حماسه‌سازان بی‌ادعا» | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در هفته دفاع مقدس تغییر ساعت کاری بوستان‌های بانوان مشهد از فردا ( یکم مهرماه ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید داراب آخرتی آشپزی | لازانیا را بدون استفاده از برگه‌های لازانیا درست کنید! + طرز تهیه بریکس، تنها مسیر توسعه دیپلماسی اقتصادی زنان نیست حضرت معصومه (س)؛ الگویی مناسب برای تحصیل و پیشرفت بانوان جامعه کسب دومین پیروزی دختران کبدی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ واکاوی جایگاه والای حضرت فاطمه‌ معصومه (س) | کلید بهشت در دستان بانوی کرامت است لزوم تولید و نصب المان‌هایی با محوریت حضور حماسی زنان در شهر مشهد نیم نگاهی به خرید پرحاشیه تیم فوتسال بانوان پرسپولیس | آیا شهرت به تنهایی کافی است؟ اختصاص تیتر روزنامه بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ به عملکرد تیم ملی کبدی بانوان ایران غروب غربت بانوی بهشت | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی میزبان بانوان در شام وفات حضرت معصومه (س)
سرخط خبرها
از بام تا بوم | روایت زنی که اجازه نداد هنر در او خاموش شود

از بام تا بوم | روایت زنی که اجازه نداد هنر در او خاموش شود

  • کد خبر: ۳۷۶۸۵۹
  • ۱۲ آذر ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۳
از اولین قلم‌مو‌هایی که پنهانی بر دفترچه بیمه پدر کشیده شد تا آثار فروخته‌شده در نمایشگاه‌های خارجی؛ این روایت زنی است که اجازه نداد هیچ محدودیتی رؤیایش را کوچک کند.
ریحانه بنازاده
نویسنده ریحانه بنازاده

به گزارش شهرآرانیوز، چند پله که پایین می‌روی، وارد فضایی می‌شوی که دیوار‌های سفیدش دیگر دیوار نیستند؛ رنگ‌ها و تصویر‌ها با تو حرف می‌زنند. هانیه جهانی، مثل بسیاری از هنرمندان، مسیر هنری آسانی نداشته و اولین چالش زندگی‌اش مخالفت پدر با انتخاب رشته هنر بوده است.

رتبه خوب، اما «فقط مشهد»

هانیه جهانی، متولد ۱۳۶۹، با وجود تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد بازرگانی، همیشه عاشق نقاشی بوده است. خودش می‌گوید:«وقتی بچه بودم دفترچه بیمه پدرم را برداشتم و با هر صفحه‌اش یک نقاشی کشیدم. حتی برنامه لذت نقاشی باب راس، الهام همیشگی‌ام بود.»

پدرش نظامی و سخت‌گیر بود و اجازه نمی‌داد به هنرستان برود. هانیه ناچار شد رشته تجربی را انتخاب کند، اما هم‌زمان دیپلم هنر را نیز غیرحضوری گرفت. در کنکور هنر رتبه خوبی آورد، اما، چون دانشگاه هنر در مشهد نبود، با یک جمله پدر روبه‌رو شد:«فقط مشهد.»

تحصیل، کار و چهار ساعت نقاشی در روز

او از هنر دست نکشید. دوره‌های نقاشی را نزد استادان مختلف گذراند و حتی برای پیشرفت، دوره‌های تخصصی تهران و دوره‌های بین‌المللی پلتفرم کورسرا را تکمیل کرد.

تابلوهایش را به نمایشگاه‌های خارجی در استانبول، عمان و دبی فرستاد و با استقبال خوبی روبه‌رو شد.

هانیه می‌گوید:«برای یادگیری حتی طلا فروختم و پول قرض گرفتم. چیزی به‌اسم استعداد خدادادی وجود ندارد؛ خواستن و تلاش، آدم را می‌سازد.»

تکنیک مورد علاقه: رنگ‌روغن

بومی روبه‌رویم دری چوبی رو به دریاست. درباره تکنیک محبوبش می‌گوید:«رنگ‌روغن را بیشتر از همه دوست دارم؛ مادرِ تکنیک‌هاست.»

او از حذف طراحی آکادمیک در آموزشگاه‌ها گلایه دارد:«وقتی همه چیز را با پلات و اپک کپی می‌کنند، دیگر نگاه هنری چه می‌شود؟ ارزش طراحی در تفاوت نگاه‌هاست، نه تکرار دقیق یک تصویر.»

اُکپرسیونیسم؛ جایی که خودش است

هانیه جهانی کمتر رئال کار می‌کند. سبک مورد علاقه او اکسپرسیونیسم است؛ جایی که اغراق‌ها و حس‌های درونی‌اش را بهتر بیان می‌کند:«برای من هنر از دل درد می‌آید. جایی که درد باشد، هنر متولد می‌شود.»

از یک هنرجو تا حمایت از ده‌ها نفر

اولین تجربه تدریس او زمانی بود که پدر یکی از شاگردان برای نقاشی خانه آمده بود و با دیدن تابلو‌های هانیه، پیشنهاد داد دخترش نزد او نقاشی یاد بگیرد.

امروز بیشتر زمان او صرف آموزش هنرجو‌ها و کمک به ورود آنها به بازار هنر می‌شود.

سنگ‌اندازی‌ها و محدودیت‌ها

او یکی از سخت‌ترین چالش‌ها را ممیزی در مشهد می‌داند:«در نمایشگاهی در پارک ملت فقط مناظر طبیعی اجازه ورود داشتند. حتی تابلوی یکی از شاگردانم که فقط یک چشم بود، رد شد!»

بازار ضعیف هنر و رفتار برخی گالری‌دارها، درد دیگری است:«گالری‌دار باید مرهم باشد، نه نمک روی زخم. اما اغلب فقط با افراد خاص کار می‌کنند.»

تهدید و فرصت فناوری

به‌نظر او فناوری می‌تواند زیبایی هنر را تهدید کند، چون کپی‌کاری را رواج می‌دهد، اما اگر سطح هنری جامعه ارتقا یابد، آثار اصیل همیشه ماندگارند.

دختری که ایستاد

در پایان می‌گوید:«گفتند نقاشی بیهوده است و نوشتن وقت تلف‌کردن. اما من ایستادم، با تردیدها، با اشک‌هایی که پنهانی ریختم. امروز نه‌تنها نقاشم و معلم، بلکه تماشاگر رؤیا‌های شاگردانی هستم که جسارت پیدا کرده‌اند رنگ بریزند و سکوتشان را با هنر پر کنند.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.