آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان در ۵ دقیقه بدون خامه و ثعلب، بستنی درست کنید کسب مقام پنجم بانوی پینگ‌پنگ‌باز مشهدی در کشور
سرخط خبرها
«آن شهر شاید!» | روایتی از زنانی که برچسب نمی‌پذیرند

«آن شهر شاید!» | روایتی از زنانی که برچسب نمی‌پذیرند

  • کد خبر: ۳۷۸۳۶۷
  • ۲۲ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۵
کتاب «آن شهر شاید!» نخستین اثر داستانی الهه علیخانی است؛ مجموعه‌ای از چهار روایت به‌هم‌پیوسته که در شهری کوچک و پررمزوراز می‌گذرد و پرده از زندگی زنانی برمی‌دارد که برخلاف ظاهر ساده‌شان، نگاهی عمیق‌تر و باشکوه‌تر به جهان دارند؛ زنانی که جامعه برچسب «جنون» به آنان زده، اما صدای روایتشان حقیقت دیگری را آشکار می‌کند.

به گزارش شهرآرانیوز، کتاب «آن شهر شاید!» اولین مجموعه داستانی الهه علیخانی است که انتشارات ثالث آن را منتشر کرده است. این کتاب شامل چهار داستان کوتاه به‌هم‌پیوسته با عنوان‌های «داستان خدیجه»، «داستان او»، «داستان منصوره» و «داستان بیگم» است؛ قصه‌هایی که همه در شهری کوچک از حوالی اصفهان جریان می‌یابند؛ شهری آمیخته با رمزورازی آرام و گاه هولناک.

داستان نخست، «داستان خدیجه»، با زاویه دید دانای کل محدود روایت می‌شود و پر است از رفت‌و‌برگشت‌های زمانی که گاهی خواننده را از مسیر اصلی دور می‌کند. در داستان دوم، «داستان او»، روایت به شیوه دوم‌شخص پیش می‌رود و فرم داستان به روز‌های مختلف تقسیم شده است؛ فضایی که با سکوت سنگین شهر و گرمای نفس‌گیر آن، خواننده را در موقعیتی وهم‌آلود فرو می‌برد. نمونه‌ای از متن:

«روز چهارم بی‌حوصله و عصبی بودی... توی تاریکی کوچه بودی که شنیدی از پشت سرت صدای پا می‌آید...»

«داستان منصوره» سومین روایت این مجموعه است؛ قصه‌ای با زاویه دید اول‌شخص و روایتی خطی که از نظر عناصر داستانی نسبت به دیگر بخش‌ها قوام بیشتری دارد. صحنه حضور منصوره در حیاط خانه پیرزن، یکی از برجسته‌ترین موقعیت‌های داستانی کتاب است.

چهارمین و آخرین داستان، «داستان بیگم»، دوباره با زاویه دید دانای کل روایت می‌شود، اما با ساختاری غیرخطی که لایه‌های تازه‌ای از شخصیت‌ها و فضای قصه را آشکار می‌کند.

«آن شهر شاید!» مجموعه‌ای است پر از زنان ظاهراً ساده و روستایی که انگ «جنون» بر پیشانی‌شان خورده؛ زنانی که یکی نوزادش را می‌کشد، دیگری قربانی وسوسه ثروت نهفته پیرزنی می‌شود و زن دیگری به‌نابودی‌کشاندن باغی قدیمی را به جنونش نسبت می‌دهند؛ اما خواننده در طول روایت متوجه می‌شود آنچه جامعه «دیوانگی» می‌نامد، درحقیقت واکنش زنانی است که دانایی، رنج، تنهایی و عصیانشان فراتر از تاب‌تحمل محیطشان است.

این زنان نه دیوانه‌اند و نه ساده‌دل؛ بلکه سنگینیِ شخصیت و جهان‌بینی‌شان بیش از حد تحمل مردمان اطرافشان است. هرچه قصه پیش می‌رود، روشن‌تر می‌شود که این جغرافیاست که در تنگنای بی‌فکری و قضاوت گرفتار است و نه این زنان که در دل تاریکی به‌دنبال روشنایی می‌روند و با ترس‌ها و غربتشان روبه‌رو می‌شوند.

از دیگر آثار الهه علیخانی، نویسنده جوان این مجموعه، می‌توان به «پا‌های آویزان آن زن» اشاره کرد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.