نکات مهمی که بانوان محجبه باید در مورد انتخاب چادر مشکی مناسب تابستان بدانند ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید غلامرضا ارباب بهارعلی رقابت‌های شطرنج قهرمانی رده‌های سنی آسیا| عسل ابراهیمی استاد فیده بانوان شد روایت دردناک مادر شهید ستایش علی‌حسینی از شهدای مدرسه میناب + فیلم و عکس تولد نوزاد پسری با وزن بیش از ۵ کیلوگرم در در بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه + تصویر حریفان تیم ملی در مسابقات کبدی زنان بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا مشخص شدند حضور ملی‌پوش مشهدی فوتبال در رقابت‌های دختران کمتر از بیست‌سال کافا ۲۰۲۶ رقابت‌های هاکی چمن قهرمانی آسیا| دختر ملی‌پوش مشهدی در اولین پیروزی ایران نقش پررنگی داشت تکه‌های بدن‌ فرشته‌های مدرسه شجره طیبه تشییع و تدفین شدند| روزی که تابوت‌ها سبک بودند و داغ‌ها سنگین + تصاویر روایت بانوی جوان نیشابوری که بی‌هیاهو گره از کار دیگران باز می‌کند| از تهیه خیرخواهانه جهیزیه تا شکل‌گیری یک خیریه اعضای یک خانواده در بهشت کنار هم هستند+ سند معتبر اختتامیه «حدیث زندگی» در حرم مطهر رضوی | دوره‌ای که سبک زندگی ایرانی-اسلامی را آموزش داد ۷۸۵ میلیارد تومان به مادران مشمول قانون جوانی جمعیت پرداخت شد بهره‌مندی بیش از هزار نفر از بانوان منطقه ۱۰ مشهد از طرح ترنم زندگی سهم ۵۴ تا ۵۷ درصدی زنان در سرپرستی خانوار‌های تحت حمایت کمیته حمایت کشور جام جهانی تیراندازی| هانیه رستمیان دوازدهم شد حضور نمایندگان ایران در دومین سمینار ورزش بانوان کمیته پارالمپیک آسیا ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا|شهید محمدمهدی آخوندزاده طرزجانی
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.