آغاز اردوی تیم ملی هندبال بانوان از هفته آینده| هنوز تصمیم نهایی برای اعزام تیم‌ها به بازی آسیایی ناگویا گرفته نشده است فعالیت حدود ۱۰.۵ میلیون زن بهره‌بردار عشایری در کشور تولد بیش از ۱۹ هزار نوزاد در استان البرز در سال ۱۴۰۴ آیا پرخاشگری کودک زنگ خطر است؟ | تقویت رفتار مثبت، یکی از راهکار‌های مقابله با عصبانیت پوشش بیش از ۱۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در بیمه‌های اجتماعی ادامه سیر نزولی فرزندآوری در کشور| آمار سقط جنین در دوران جنگ کاهش داشته است رهبر شهید: پدیده خواهران طلبه برای انقلاب آبروست بانوی ملی پوش اسکواش: تمرکز اصلی ما روی بازی‌های آسیایی ناگویا است برگزاری چهار مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان| ارزیابی فنی یکی از شاخص‌ها است با ۷ نشانه شایع ابتلا به کم‌کاری تیروئید آشنا شویم| ایجاد مشکلات در دوران بارداری در صورت عدم درمان درخشش دختران خراسان رضوی در لیگ کاراته وان نقش مهم والدین در کاهش یا تشدید اضطراب در کودکان ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید امیر بنیمین شیرزاد مواد شگفت‌انگیز شیر مادر برای تکامل مغز کودک واگذاری بیش از ۴۰۰۰ کودک بی سرپرست به خانواده‌ها در دوران جنگ تحمیلی سوم درباره انواع سرفه‌ها در دوران بارداری| تغییرات هورمونی، عامل اصلی است آیا تعداد بانوان اهداکننده خون در کشور افزایش می‌یابد؟ سرمربی استقلال: لیگ فوتسال زنان ظرفیت برگزاری با ۱۶ تیم را ندارد نرخ مشارکت زنان در اشتغال کشور ۱۸ درصد است
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.