بررسی عوارض فشار خون بالا در بین زنان جوان| افزایش خطر ابتلا به بیماری قلبی عروقی را دست کم نگیرید چرا سرنوشت سه دیدار حساس فوتسال بانوان هنوز مشخص نیست؟ ویدئو| گفت‌وگوی متفاوت شهردار مشهد با دختر خبرنگار یک رسانه در اجتماعات شبانه میگرن، یکی از شایع‌ترین انواع سردرد در زنان دوخت و تعمیر پرچم توسط گروهی از بانوان جهادی مشهد| وقتی یک ایده، حماسی می‌شود + فیلم یازده بچه و یک سکوت عجیب؛ راز زندگی شاد خواهران «بیانی» چیست؟ بازخوانی کتاب «زن‌آقا» | روایتی جذاب از سبک زندگی روحانیت جبلی: صداوسیما صد‌ها سحر امامی دارد روایت خواندنی همسر مرحوم آیت الله عبادی از سال‌های پرعشق زندگی مشترک چرا ساخت سریال حضرت معصومه (س) کلید نخورد؟ بررسی جایگاه زنان در رسانه‌های مکتوب و تصویری ایران| حضور بانوان در تحریریه روزنامه‌ها افزایش یافته است تشدید ناباروری با افزایش سن پدر و مادر کاهش آمار طلاق در کشور اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار خراسان رضوی با اجرای یک ایده جدید جان ناقابل ما، نذر نگاه توست نگاهی به منظومه فکری امام‌علی (ع) در باب زنان
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.