روایتی از کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان حسینی در حرم مطهر رضوی آغاز فعالیت نخستین کافه گفت‌وگوی دخترانه امیرالمؤمنینی ایران در مشهد بهترین رفتار والدین در هنگام عصبانیت از کودکان چیست؟ سامانه گزارش مردمی سقط غیرقانونی جنین فعال شد هشدار جدی یک مقام مسئول درباره کاهش تولد‌ها در ایران | نرخ جمعیت در کدام استان‌ها بحرانی است؟ بهروزآذر: دوران پساجنگ نیازمند توجه جدی به مطالبات و ظرفیت‌های زنان است آغاز اجرای طرح ملی یاس برای ۱۳۰ هزار دختر تحت حمایت کمیته امداد رتبه اول تولید محتوای هوش مصنوعی کشور به بانوی مشهدی رسید تولید بزرگ‌ترین گلابتون‌دوزی ایران توسط ۶۳ بانوی هنرمند در جزیره قشم یک بخش جدید به نمایشگاه «بانوی ایرانی» اضافه می‌شود| معرفی حدود ۱۰۰ بانوی نمونه ایرانی در این رویداد سهم ۶.۸ درصدی بانوان فارس در اهدای خون تیم ملی والیبال زنان وارد تهران شد آغاز اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در مرکز ملی فوتبال ۸ هزار تولد، خروجی سالانه مراکز درمان ناباروری کشور| کاهش چشمگیر نرخ باروری کلی در برخی از استان‌ها آموزش و پیشگیری، عوامل اساسی در کاهش سقط جنین رواج تبلیغات کاذب در فضای مجازی، عامل مهم افزایش اقدامات زیبایی پرخطر دختران شناسایی بیش از ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار آسیب‌دیده در جنگ رمضان نخستین پایگاه فرودگاهی اورژانس زنان در آبادان افتتاح شد سهم ۷۸ درصدی زنان کشور در مهارت‌آموزی رشته‌های متنوع بهزیستی
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.