سرپرست تیم بسکتبال زنان باشگاه استقلال: تصمیمی برای برگزاری ادامه لیگ گرفته نشده است کسب نتایج درخشان توسط تیم ملی کاراته زنان ایران در سال ۱۴۰۴ بررسی ارتباط میان مصرف زیاد آنتی اکسیدان‌ها بر رشد جنین عاشقی نور و رنگ | نگاهی کوتاه به نقش زنان در هنر عاشورایی کاهش وزن با پایبندی به یک نوع وعده غذایی در طول روز! کسب مدال نقره توسط دختر تکواندوکار ایرانی در رقابت‌های جهانی زنان، ستون‌های اصلی تاب‌آوری در روز‌های پرتنش ۳۰۰ نفر از خانواده‌های شهدای دختر و پسر میناب، مهمان ویژه مراسم ملی روز دختر در استان قم خانه داری| درباره روش‌های آماده‌سازی و پخت مارچوبه چه می‌دانید؟ آمار طلاق در استان کرمان ۱۵ درصد کاهش یافت| ثبت بیش از ۱۷ هزار مورد ازدواج در یک سال گذشته رکورد استان هرمزگان در تعداد ولادت‌های ثبت شده از آغاز جنگ رمضان تا نیمه فروردین ۱۴۰۵ رسانه‌های امروز چه تأثیری بر الگوی سبک زندگی زنان دارند؟ طرز تهیه «دنت دبل چاکلت» خونگی + فیلم برگزاری پانزدهمین دوره لیگ دسته‌یک هندبال بانوان از دهه دوم اردیبهشت ۱۴۰۵| صعود ۲ نماینده خراسانی تعیین تکلیف می‌شود دشمن، عامل سلب آرامش از زنان و کودکان ایران است آغاز اردوی تیم ملی والیبال نشسته بانوان در مشهد از امروز (چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵) آیا سلامت قلب یک زن با سلامت استخوان‌های او مرتبط است؟
سرخط خبرها
سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

سیندخت | مادری که با خرد، عشق را نجات داد

  • کد خبر: ۳۸۰۴۵۰
  • ۱۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۰
در میان داستان‌های پرهیاهوی شاهنامه، گاه زنانی ظاهر می‌شوند که نه با شمشیر، که با خرد و تدبیر، سرنوشت‌ها را تغییر می‌دهند. سیندخت، مادر رودابه، یکی از همین چهره‌های درخشان است؛ زنی که در میانه عشق، سیاست و جنگ، ایستاد و با عقل و شجاعت، مسیر تاریخ را عوض کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، در کابل، فرمانروایی از تبار ضحاک به نام مهراب حکومت می‌کرد. هم‌زمان، در ایران منوچهر بر تخت پادشاهی نشسته بود. مهراب همسری خردمند به نام سیندخت و دختری زیباروی به نام رودابه داشت.

روزی زال، فرمانروای زابل، قصد سفر به کابل کرد. مهراب که آوازه زال را شنیده بود، او را به مهمانی دعوت کرد؛ اما زال این دعوت را نپذیرفت، چراکه مهراب بت‌پرست بود و بیم سرزنش پدرش، سام، را داشت. با این حال، مهراب در خانه از زال به نیکی یاد کرد و همین سخنان، جرقه عشقی بزرگ را در دل رودابه افکند.

سرنوشت چنان رقم خورد که رودابه با یاری کنیزانش توانست زال را از نزدیک ببیند و میان آن دو عشقی ژرف شکل گرفت. زال ماجرا را در نامه‌ای برای سام نوشت و سرانجام رضایت پدر را به دست آورد. این خبر خوش به‌واسطه زنی به رودابه رسید و او نیز در پاسخ، هدایایی برای پیام‌آور فرستاد.

اما این دیدار پنهانی از چشم سیندخت دور نماند. مادر، که به زن بدگمان شده بود، حقیقت را از رودابه جویا شد و دختر، بی‌پرده از عشق خود گفت. سیندخت، زن را آزاد کرد، اما نگران پیامد‌های این دلدادگی شد؛ چراکه می‌دانست خشم منوچهر و خطر جنگ، کابل را تهدید می‌کند.

وقتی مهراب از ماجرا آگاه شد، خشمگین گردید و حتی قصد جان دختر را کرد، اما سیندخت با خردمندی مانع شد و پیام رضایت سام را به او نشان داد. با این حال، با رسیدن خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر، بیم آن رفت که حکومت به تبار ضحاک برسد و فرمان جنگ صادر شد.

در این لحظه حساس، سیندخت نقشی سرنوشت‌ساز ایفا کرد. او نزد سام رفت، خود را معرفی کرد و گفت:

نه مهراب گناهکار است و نه مردم کابل؛ اگر خون می‌خواهی، جان من بستان و از جنگ بگذر.

سام که خرد و شجاعت این زن را دید، نامه‌ای به منوچهر نوشت. شاه ایران پس از مشورت با موبدان و دیدار با زال، سرانجام به این پیوند رضایت داد و بدین‌گونه، خرد یک زن، عشق دو جوان و سرنوشت دو سرزمین را از جنگ نجات داد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.