برنامه‌های حرم مطهر رضوی برای بانوان | از ویژه‌برنامه‌های رواق حضرت نجمه خاتون (س) تا نشست «نقش همسران در آرامش خانه» (۱۵ شهریورماه) کاهش ۱۰ ساله سن شیوع سرطان پستان در کشور نسبت به میانگین جهانی منطق دینی مهریه چه می‌گوید؟ | وقتی هدیه، ابزار رقابت می‌شود قضاوت ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی ژاپن حضرت معصومه (س)؛ الگوی جامع زن مسلمان | هجرتی تاریخی که با ولایت پیوند داشت ازدواج موفق، یک مسابقه برای پیدا کردن کامل‌ترین آدم نیست | بررسی معیار‌های درست انتخاب همسر انجام پژوهشی درباره یائسگی و سلامت زنان توسط محققان ایرانی | نظام سلامت به سمت رویکردی پیشگیرانه و منسجم حرکت کند در نکوهش یک زندگی چهارقسطه فعالیت ۸۹ هزار زن در تعاونی‌های کشور | مشارکت ۱۴ درصدی زنان در اقتصاد، هدررفت نیروی انسانی است میزان ابتلا به سرطان در زنان برخی از استان‌های کشور بالاست | مهمترین عوامل افزایش خطر چیست ؟ آشپزی | چگونه خورش فسنجون با مرغ را مجلسی و رستورانی بپزیم؟ هجرت حضرت معصومه(س) از مدینه به قم، حامل پیامی درباره امامت بود سرزنش، قاتل خاموش زندگی مشترک | راهکار‌های مناسب کدامند؟ برگزاری کارگاه آموزشی پیشگیری از سرطان‌های شایع بانوان در بوستان شهربانو امید مشهد بودجه هزینه شده برای بانوان در فدراسیون والیبال حاشیه ساز شد! احتمال جدایی یکی از مهاجمان پرسپولیس از این تیم در آستانه فصل جدید فوتبال زنان ویژه‌‍‌برنامه‌های امروز حرم مطهر رضوی برای بانوان (۱۴ شهریور ۱۴۰۵) تست قطره خون پاشنه پا از نوزاد؛ یک اقدام حیاتی برای تشخیص زودهنگام اختلالات نادر
سرخط خبرها
نگاه جلال آل‌احمد به نقش زنان در تحولات انقلاب اسلامی چه بود؟

نگاه جلال آل‌احمد به نقش زنان در تحولات انقلاب اسلامی چه بود؟

  • کد خبر: ۴۲۱۶۰۱
  • ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۲
در خرداد ۱۳۵۸، سیمین دانشور در گفت‌وگویی که بخشی از آن در روزنامه بامداد بازنشر شد، از جلال آل‌احمد، نگاه او به انقلاب و نیز نقش زنان در تحولات آن روز‌ها سخن گفت.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در خرداد ۱۳۵۸ یعنی چهار ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مجله «امید ایران» گفت‌وگویی با سیمین دانشور نویسنده رمان «سووشون» و همسر جلال آل‌احمد انجام داد و از او درباره جلال پرسید. روزنامه بامداد بخش‌هایی از این گفت‌و‌گو را روز ۲۱ خرداد ۵۸ بازنشر کرد که در پی می‌خوانیم:

فکر می‌کنید اگر جلال بود و به آرزویش می‌رسید و پیروزی انقلاب را می‌دید، امروز چه می‌کرد؟

مجموعا از عشق و ازدواج، تا مرگ نابهنگام جلال بیست‌ودو سال با هم زندگی کردیم یعنی دوران شکوفایی و فعالیت و جوانی هردومان. هرچه هردومان شدیم (که من شخصا چیزی نشدم) در همین دوران بود؛ بنابراین جلال را خوب می‌شناسم و از عمل‌ها و عکس‌العمل‌ها و اعتقاداتش خبر دارم که بیشتر وقت آزاد ما با هم می‌گذاشت. حتی هنوز به هر کاری بخواهم دست بزنم اول از خودم می‌پرسم «اگر جلال می‌بود چه می‌کرد؟»

قریب ده سال از مرگ جلال گذشته، اگر جلال می‌بود در این ده‌ساله اخیر تحول و تکامل می‌یافت. جلال آدم ایستایی نبود، پویا بود، اهل بودن نبود، اهل شدن بود، اهل از پا افتادن نبود، اهل برپا ایستادن بود. یادم است شب مرگ خواهر ناکامم در کرمانشاه به من گفت: «اهل و عیال! این سیلی روزگار است، سعی کن از پا نیفتی، اگر از پا بیفتی، اگر از پا افتادی کسی دستت را نمی‌گیرد بلندت کند، دست بگذار سر زانویت و خودت پاشو. اما بهتر است از سیلی روزگار گیج نشوی و نیفتی، زیرا آدم افتاده، غالبا افتاده باقی می‌ماند. سعی کن از سیلی روزگار هوشیار بشی و به خود بیایی. سیلی روزگار را سکوی پرش کن برای یک پله بالاتر...»

خودش که مُرد همین حرف‌هایش که در گوشم بود مرا زنده نگه داشت. اگر جلال در این ده‌ساله اخیر وجود داشت و این همه از تنش کاسته نمی‌شد، شاید چریک می‌شد، شاید آزرم هم به همین فکر افتاده که شعر چریک اسیر را در موقع مرگش گفتند، نمی‌دانم، اما می‌دانم که جلال به این انقلاب امید فراوان می‌بست. آخرین امید برای هردومان با آن همه شهید که دل‌ها آن‌طور شکست و یقین دارم که سنگ تمام می‌گذاشت و با تمام توش و توان و جسم و روح خود به انقلاب کمک می‌کرد.

در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» بعد از سخنرانی آیت‌الله خمینی، قسمتی از کتاب «ای جلال‌الدوله» که کاملا ضد مذهب است آمده است، به نظر شما کدام جنبه کتاب برای مرحوم جلال اهمیت داشت و مورد نظر او بود، خدمت یا خیانت؟

در اواخر عمر توجه جلال به عامل مبارزه‌ای مذهب و درد دین داشتن جلب شده بود و با مرحوم دکتر علی شریعتی حرف و سخن‌ها داشت و چند بار هم به قم رفت و به خدمت امام خمینی رسید که صاحب درد بودند. جلال می‌گفت حاج آقا روح‌الله کسی است که می‌تواند پشت استعمار را به خاک بمالد. جلال گفتار امام خمینی را در کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» به علت مبارزه ایشان با امپریالیسم آمریکا و کاپیتولاسیون آورده است و بدین‌وسیله هوشیاری روحانیت را نشان داده است، اما این‌که از کتاب «ای جلال‌الدوله» نقل کرده است، تصور می‌کنم خواسته است نشان بدهد که اولین روشنفکران ایرانی چگونه تظاهر به لامذهبی کردند که اولین نشانه‌های غربزدگی بود. کاش خود جلال بود، از خودش می‌پرسیدید، اما من شخصا آن را خیانت نمی‌دانم. خدمت هم نمی‌دانم. یک نوع ندانم‌کاری است یا شاید عکس‌العملی بوده است برخلاف مذهب قشری و آکنده از خرافات که از دوران صفوی باب شده بود، یعنی همان شیعه صفوی که مرحوم شریعتی درباره آن توضیح کافی داده.

سهم زنان در انقلاب ما چگونه بوده است؟

غرض تعبیر تازه‌ای است وگرنه چشم‌ها در خیابان‌ها زنان را می‌دید و... مثل سهم مردان، شاید هم بیشتر. چراکه زن‌ها جلوی پسران و شوهران و پدران و برادران‌شان را نگرفتند که خطر دارد و شهید می‌شوی و ... و خود زن‌ها هم با بچه‌ها و دختر‌ها و خواهر‌ها و مادران‌شان با مرد‌ها همگام شدند. چندین دختر مجاهد می‌شناسم که از فداکاری و فعالیت و روشن‌بینی آنها حیرت می‌کردم. برایم اعلامیه و نوار می‌آوردند، ملحفه و دوا و پنبه از خانه‌ها برای زخمی‌ها جمع می‌کردند. پخش نفت محله را با کمک برادران‌شان به عهده گرفته بودند. چندین بار برایم نفت آوردند. در تمام پیاده‌روی‌ها از تجریش راه می‌افتادند و تمام راه را تا میدان آزادی پیاده می‌رفتند. کلیه یکی از دختر‌ها سرما خورد و من چقدر شور زدم. اینها کار‌های جزئی و فرعی‌شان بود. مگر زن‌ها کم شهید دادند؟

فعلا یکی از این دختر‌ها متصدی جمع‌آوری کتاب برای کتابخانه‌های مدارس و مساجد تجریش است. یکی‌شان دارد درباره آلونک‌نشین‌های ته بیست‌متری منصور، شهباز جنوبی تحقیق می‌کند و کمک‌شان می‌کند و تا حالا قریب پنجاه نفرشان را به دکتر و دوا رسانیده. یک بار با او رفتم و تا سه روز... بگذریم. زن و مرد در این انقلاب سنگ تمام گذاشتند و حالا هم باید بگذارند و بگذاریم تا ثمرش را ببینیم.

منبع: خبر آنلاین

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.