آیا آلرژی کودکان به بادام زمینی قابل درمان است؟ ابهام در وضعیت اسپانسرینگ تیم خاتون برای حضور در رقابت‌های آسیایی دوستش نداشتم اما عاشقش شدم»| روایت شنیدنی همسر شهید مجید شعبانی از آخرین ماه‌های زندگی مشترک اهمیت استفاده از اسیدفولیک برای بارداری سالم درد و ناباروی، ۲ علامت مهم آندومتریوز| چه میزان از زنان درگیر این بیماری هستند؟ توجه به نیاز‌های  ویژه زنان در بحران‌ها، محور اقدامات شهرداری تهران خانه‌تان برق می‌زند، اما چرا هیچ‌کس نمی‌خندد؟ | راهنمای رهایی از وسواس تمیزی برای مادران نگاهی به معجزه ۴ دقیقه‌ای «پیش‌قدم شدن» در آشتی زوجین| مهارتی که نشانه بالاتر بودن هوش عاطفی (EQ) است تجلیل از ۱۱۰ مادر طلبه و اساتید دارای ۴ فرزند و بیشتر حوزه علمیه خراسان در حرم مطهر رضوی تغییر الگوی فرزندآوری در کشور| تعداد فرزندان اول از تعداد فرزندان دوم بیشتر شده است بررسی نقش و جایگاه پروین اعتصامی در آموزش و پرورش افغانستان در یک نشست فرهنگی روایت شهادت شهیده «سیده مهدیس حمیدی» در جنگ تحمیلی سوم از زبان پدر| همه چیز در چند ثانیه تغییر کرد نگاه جلال آل‌احمد به نقش زنان در تحولات انقلاب اسلامی چه بود؟ آیا می توان در آشپزی، صرفه جویی کرد؟| معرفی راهکارهایی ساده برای کاهش دورریز مواد غذایی صدور بیمه اجتماعی برای بیش از ۳ هزار بانوی سرپرست خانوار در تهران ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید احمد عاقبتی بهروزآذر: در روز‌های سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت زنان باردار نیاز به رژیم غذایی جداگانه ندارند| افزایش وزن مناسب، نشانه رشد مطلوب جنین ناکامی تیم ملی والیبال زنان ایران در چهارمین مسابقه خود در جام آسیا کاهش میانگین سنی بازیکنان در اردوی اخیر تیم ملی فوتسال بانوان
سرخط خبرها
روایت زائر کویتی از چشم‌انتظاری پدرومادر برای آخرین زیارت حرم مطهر امام‌رضا(ع)

روایت زائر کویتی از چشم‌انتظاری پدرومادر برای آخرین زیارت حرم مطهر امام‌رضا(ع)

  • کد خبر: ۳۸۷۲۶۶
  • ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۵۸
شنیدن داستان لیلای دل‌سوخته، هم دل را می‌لرزاند و هم راه نشان می‌دهد؛ دختری که سال‌ها در روز‌های بودنِ پدر و مادر، سایه به سایه به آن‌ها خدمت کرد و بعد از رفتن هم، با نذر‌هایی که از دل برآمد، آرامش را به دل آن‌ها برگرداند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ شنیدن داستان لیلای دل‌سوخته، هم دل را می‌لرزاند و هم راه نشان می‌دهد؛ دختری که سال‌ها در روز‌های بودنِ پدر و مادر، سایه به سایه به آنها خدمت کرد و بعد از رفتن هم، با نذر‌هایی که از دل برآمد، آرامش را به دل آنها برگرداند؛ آرامشی که در خواب‌هایی روشن و صادقانه، گواه شادی‌شان بود.

بانویی جاافتاده و اهل دلی است. از مادری ایرانی و پدری کویتی متولد شده و دلش از همان سال‌ها با اهل‌بیت (ع) گره خورده. مشی و منش وی رنگ ارادت دارد و راهش را از همان خانه‌ای آموخته که عشق به اهل بیت (ع) در آن جای گرفته.

لیلا داستان شروع نذرش را این گونه آغاز می‌کند: هر سال برایشان بلیت می‌گرفتم؛ چه خودم همراهشان می‌شدم، چه نمی‌شدم، دل من با دل آنها راهی مشهد بود.

پدرم شدید دلبسته مشهد بود، تا می‌توانست نذر می‌کرد و لااقل سالی دو سه بار مشهد می‌آمد تا، دل بی‌قرارش در جوار حضرت رضا (ع)، آرام بگیرد.

چند ماه مانده به بیماری کرونا، آخرین سفر پدر رقم خورد. پدر به من گفت: «دلم می‌خواهد بیایم مشهد». دو روز بعد بلیط گرفتم و پدر و مادر را به مشهد آوردم؛ سفری که با همه سفر‌های قبلی‌شان، فرق داشت.

این بانوی کویتی، ادامه می‌دهد: پدرم، غمگین و ناتوان بود. مثل اینکه می‌دانست این آخرین دیدارش است، چشم‌هایش رنگ غم به خود گرفته بود. اولین سالی بود که روی ویلچر می‌نشست.

در همان شلوغی صحن، مردی ایرانی جلو آمد و گفت: «هوای بابا را داشته باش هم در این دنیا، هم در آن دنیا» همان‌جا، دلم لرزید و به دلم افتاد که پدرم رفتنی است.

بعد از آن، کرونا آمد؛ همه راه‌ها بسته شد. پناهگاه قلب‌های بی‌پناه، حالا خلوت و خالی شده بود. پدر بیشتر وقت‌ها در خانه ما بود، دلتنگ و چشم‌انتظار. با دلی منتظر برای رفتن به مشهد.

روز‌ها را می‌شمرد تا دوباره در‌های حرم به روی‌شان باز شود. اما در‌های حرم باز نشد و بابا به رحمت خدا رفت، دو هفته بعد نیز مادرم از داغ فراق، ما را ترک کرد و مشهد، در دل هر دوشان ماند.

مشهد؛ جایی که دل‌ها دوباره جان می‌گیرد

این بانوی ناذر، ادامه می‌دهد: اولین تصویری که بعد از آن روز‌ها در اینستاگرام دیدم، صحنه‌هایی از نذورات خیرین در حرم بود. همانجا من هم تصمیم گرفتم و از کویت هماهنگ کردم تا بین مردم مشهد غذا توزیع کنند.

بازخورد آن بسیار به دلم نشست، چون مردم خوشحال بودند. همان شب، پدر به خوابم آمد؛ شاد، آرام. از همانجا شروع شد و هفته‌های بعد هم تکرار شد...

وی می‌گوید: دست ودلم دیگر با کار خیر گره خورده. حالا هر بار پدر به خوابم می‌آید، مشهد است. خواهرانم هم می‌دانند که آمدنم به مشهد فقط یک سفر نیست، ادامه راه پدر و مادر است.

پدرش روز عرفه از دنیا رفت و او هر سال در مشهد، مستمندان را اطعام می‌کند؛ برای آنها که با چشم‌هایی منتظر و دل‌هایی بی‌قرار، از دنیا رفته‌اند.

منبع: آستان نیوز

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.