هشدار سازمان غذا و دارو: این ۱۳ ماسک و کرم پوست صورت غیرمجاز است برگزاری اردوی آماده‌سازی تیم ملی هاکی سالنی بانوان در خراسان جنوبی سهم ۵۳ درصدی دختران در آزمون کشوری سمپاد| نتایج نهایی، اوایل مرداد ماه ۱۴۰۵ اعلام می‌شود حضور ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات قهرمانی بزرگسالان کاراته آسیا حذف تنها شمشیرباز دختر ایران در اولین روز مسابقات شمشیربازی قهرمانی آسیا تغییرات گسترده در ترکیب تیم ملی فوتسال بانوان پس از جام جهانی ۲۰۲۶ ویدئو | عزاداری مادران مشهدی در مراسم شیرخوارگان حسینی بازدید معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان از اردوی تیم ملی فوتسال بانوان خانه داری| بهترین زمان ریختن ادویه در غذا چه زمانی است؟ تسکین درد‌های قاعدگی با مصرف چای دارچین| احتمال کمک به کاهش وزن وجود دارد معرفی چند راهکار ساده برای کاهش اضطراب امتحان در دانش آموزان| والدین چه نقشی دارند؟ مراسم شیرخوارگان حسینی در حرم مطهر رضوی برگزار شد + فیلم کسب مدال برنز کاتای تیم بانوان ایران در دومین روز رقابت‌های کاراته قهرمانی آسیا خانه‌داری| فرمول جادویی برای تمیز کردن خانه در ۱۵ دقیقه؛ از مهمان سرزده استقبال کنید دختر؛ نعمتی که جاهلان قدرش را نمی‌دانند | قرآن چطور باورهای تحقیرآمیز را به چالش کشید؟ روایت زنی که در کارگاه دوخت لباس شیرخوارگان حسینی به آرزوی ۱۷ ساله مادری رسید شیوع بیماری تیروئید در زنان | راههای پیشگیری چیست ؟ دختران پاروزن ایران از فردا (۲۹ خردادماه) رویای ناگویا را در شورابیل اردبیل کلید می‌زنند مَن ذا الذی خضّبک بدمائک؟ اصفهان؛ میزبان اردوی تیم ملی ساواته زنان
سرخط خبرها
روایت عجیب یک معجزه | زنی که باوجود ابتلا به آلزایمر، حافظ قرآن شد

روایت عجیب یک معجزه | زنی که باوجود ابتلا به آلزایمر، حافظ قرآن شد

  • کد خبر: ۳۹۵۰۷۹
  • ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۰
مرضیه ۵۵ساله راه بازگشت به خانه را گم می‌کرد، اما مسیر آیات قرآن را هرگز. با سواد ابتدایی و بیماری‌های فراوان، ۲۴ جزء را حفظ کرد و پزشکان را متحیر ساخت.

به گزارش شهرآرانیوز، سیمین پورمحمود، از سال ۸۵ تا به امروز مربی قرآن بوده است. حافظ کلی که خدا مسیر زندگی‌اش را از باغ آیه‌های خودش جاده کشیده است. پورمحمود خاطره زیاد دارد؛ اما خاطره مرضیه را وقتی برایم تعریف می‌کند که از پیش‌زمینه‌های حفظ قرآن می‌پرسم. مرضیه نه یک دختر ۲۰ساله، بلکه زنی ۵۵ساله بود که هفت هشت سال پیش در‌های چوبی سالن مؤسسه را باز کرد و توی راهرو به مربی قرآن جوانش رسید. آب‌دهانش را آرام قورت داد و گفت: «خانم من سواد ابتدایی دارم. یه مشکلی هم دارم که اگر برم بیرون سبزی بخرم دیگه راه برگشت خونمو بلد نیستم. می‌ایستم تا همسایه‌ای کسی منو پیدا کنه و برگردونه خونه. شماره که اصلاً نمی‌تونم حفظ کنم. اما خانم خدا میدونه حفظ قرآن رو خیلی دوست دارم...»

فاتحه چشم‌هایت را بخوان

سیمین می‌گوید: «این بنده خدا حتی وقتی حرف می‌زد خیلی ضعیف و ناتوان حرف می‌زد. از بیماری‌هایش هم برایم گفت. از اینکه دکتر گفته چشم‌هایش خیلی دوام نمی‌آورد وچند سال دیگر باید با خط بریل زندگی کند. حتی همان روز هم دولا، دولا راه می‌رفت و گفت که باید زودتر کمرش را عمل کند. اما این همه زندگی‌اش نبود. همسر بددهنی هم داشت که مخالف قرآن بود و این زن با این‌همه مشکل هیچ‌کس را نداشت که انگیزه راهش باشد.»

پور محمود از دوراهی خودش می‌گوید. از اینکه نمی‌دانسته باید پیرزن را مأیوس کند که برگردد خانه و به فکر جراحی‌هایش باشد یا دعوتش کند که با وجود همه این مشکلات بیاید و قرآن حفظ کند. بالاخره این مربی به خدا توکل کرد و مرضیه شد شاگرد کلاس این مربی دزفولی.

توهین به قرآن توی روز روشن؟

مسیر برای مرضیه مسیر سختی بود. پور محمود این‌طور تعریف می‌کند: «سر کلاس وقتی بقیه جزوه می‌نوشتند مرضیه نهایت می‌توانست ۵ کلمه بنویسد با خط درشت. گاهی هم وسط درس از من می‌پرسید خانم این کلمه را با چه ط می‌نویسند؟!...»

انگار خدا خواسته بود مرضیه را حسابی امتحان بکند وقتی که شوهرش را هم مقابلش گذاشته بود: «خود مرضیه برایم تعریف کرد یک روز که توی اتاق قرآن دستش گرفته و داشته حفظ می‌کرده، شوهرش رفته توی اتاق و توهین کرده و بددهنی کرده است. از آن روز به بعد مرضیه دنبال یک راه تازه برای حفظش گشت. با همان خط درشت و آیه‌ها را روی کاغذ‌های کوچک می‌نوشت و زیر کش دامنش قایم می‌کرد. تا شوهرش می‌رفت بیرون حتی پای گاز هم که بود این برگه‌ها را درمی‌آورد و می‌خواند. اما این فقط یک‌گوشه از سختی‌اش بود...»

با ترتیل تپش قلب می‌گرفت

«گاهی بدنش کبود بود و ما می‌فهمیدیم اذیت می‌شود. یادم هست وقتی توی کلاس صوت ترتیل می‌گذاشتم حال مرضیه بد می‌شد. آن‌قدر که حتی آمبولانس خبر می‌کردیم و کلاس به هم می‌ریخت. نه خودش نه ما نمی‌دانستیم که مرضیه از صدای بلند تپش قلب می‌گیرد و حالش بد می‌شود و شاید این از زندگی‌اش بود. اما بعد که فهمیدم دیگر خودم قرآن می‌خواندم با ترتیل و بچه‌های کلاس هم از مرضیه حمایت می‌کردند. این‌طور با سختی حفظ می‌کرد. اما خیلی پرتلاش بود. آن‌قدر که ۲۴ جزء حفظ کرد و یک حافظ معمولی نه یک حافظ خوب شد.»

یک کلاس معمولی نه...!

سیمین پور محمود از شاگردان همدلش هم می‌گوید؛ از شاگردانی که برای مرضیه وقتی حراجی می‌کرد پشتی می‌گذاشتند. وقتی حالش بود آب‌قند می‌آوردند. حتی وقتی کلاس به هم می‌خورد باحال بد مرضیه، نه‌تنها غر نمی‌زدند که کمرش را مالش می‌دادند. حتی برایش جزوه می‌نوشتند. این در سایه آیاتی از همدلی و کمک بود که مربی همان اول کار روی دلشان حک کرده بود. همه می‌دانستند اینجا یک کلاس معمولی نیست. اینجا همه دلشان را گذاشته‌اند وسط که حافظ باشند.

مرضیه خانم حالا حالا‌ها کارت دارم...

«گاهی هم مرضیه به من زنگ می‌زد و می‌گفت خانم حلالم کنید. من وصیت‌نامه‌ام را هم نوشتم. اما من دلداری‌اش می‌دادم و می‌گفتم تو تا حافظ کل نشوی که ولت نمی‌کنم. تو باید مربی حفظ زمان ظهور باشی و آن‌قدر از این حرف‌ها نیرو می‌گرفت که هی بیشتر جلو می‌رفت...

همیشه معجزه آرام و بی‌صدا می‌آید و طوری زندگی آدم را زیرورو می‌کند که انگار از همان اول هم خدا برای همین لحظه همه چیز را چیده است. برای مرضیه هم معجزه حفظ قرآن نه یک بخش از زندگی‌اش بلکه همه زیروبمش را تکان داد.

مرقد امام هم اسباب خیر شد

مربی دزفولی خوش‌ذوقش می‌گوید: «برای مرضیه هیچ‌چیز مانع حفظش نمی‌شد. حتی در طول همین دوره‌ها چند بار برای جراحی رفت تهران. اما همان جا هم مشغول حفظش می‌شد. به من می‌گفت «خانم من همراه ندارم، پول مسافرخانه هم ندارم وقتی بعد از جراحی دکترم می‌گوید برو چند روز دیگر برای چکاپ بیا. می‌روم مرقد امام و تمرین‌های حفظم را انجام می‌دهم.»

معجزه‌ها باهم می‌آیند

مرضیه همیشه می‌گفت همه دلخوشی و تنوع زندگی‌اش حفظ قرآن است. حالا بعد از تمام‌شدن دوره‌هایش مرضیه یک حافظ معمولی نیست. او زنی است که معجزه خدا را چشیده است. چشم‌هایش نه‌تنها نابینا نشد بلکه حتی دکتر هم تعجب کرده بود چطور این چشم‌ها درمان شده است. آن زمانی که آدرس خانه و شماره‌تلفن را یادش می‌رفت حالا برایش خاطره شده و حتی می‌رود کار اداری انجام می‌دهد. عجیب است. شاید اگر دیگران بشنوند باور نکنند. اما برای پور محمود که خودش تمام این مدت با مرضیه زندگی کرده است، این عین معجزه است. معجزه قرآن که نور واقعی است.

پی‌نوشت: اسم مرضیه و عکس‌ها تزئینی است.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.