به گزارش شهرآرانیوز؛ هوا سنگینی اشک و خاطره دارد. در حاشیه مراسم یادبود شهید اقتدار عباس تولدی، دختری نوجوان با چشمانی پر از اندوه و غرور میگوید: «پدر من شهید شد و من راه او را ادامه خواهم داد. او عاشق شهادت بود.»
دختر از لحظاتی میگوید که خبر شهادت رهبر انقلاب به گوش پدر رسیده و در آن دقایق چهها که بر پدر نگذشته است. «پدرم وقتی خبر شهادت رهبرمان را شنید، عمیقاً ناراحت شد، اما هرگز از مسیرش باز نایستاد.»
از خاطرات جشن تولد پدر سخن به میان میآورد و میگوید: «پدرم هر سال در جشن تولدش و آن لحظهای که شمع را فوت میکرد، تنها یک آرزو داشت. میگفت میخواهم شهید شوم و پیش امام حسین (ع) بروم.»
دختر از آرزویی میگوید که همواره در دل شهید زنده بود و امروز خداوند آن آرزو را به بهترین شکل محقق کرده است.
حالا نوبت مادر شهید است که با بغض و افتخار از پسرش بگوید. «قبلاً برادرم را به عنوان شهید تقدیم انقلاب کرده بودم و حالا فرزندم را. افتخار میکنم که فرزندم در راه انقلاب و رهبری به شهادت رسیده است.»
مادر که مادرانگیاش با حس افتخار از فرزند شهیدش درهم آمیخته، ادامه میدهد: «سالها در شرایط سخت برای دفاع از انقلاب تلاش کرد و حالا بدترین آدمهای زمانه، او را شهید کردند. خداوند دشمنان را نابود کند.»
در میان صحبتها و نگاههای پر از اندوه و غرور، قصهای از انسانیت، ایثار و وفاداری به ارزشها جاری است؛ قصهای که در هر بغض، هر لبخند و هر نگاه، صدای عشق و ارادت به انقلاب و رهبریاش را منتقل میکند.
دختر نوجوان در پایان میگوید: «راه پدرم ادامه دارد. هر قدمی که ما برمیداریم، یاد او و آرزوهایش را زنده نگه میدارد. شهادت او پایان یک داستان نیست، آغاز قصهای است که با ایمان و ایثار در تاریخ ثبت خواهد شد.»
منبع: فارس