به گزارش شهرآرانیوز، شب گذشته، هفتمین شب از خروش مردم انقلابی مشهد در سوگ رهبر شهید، حمایت از نیروهای رزمنده و خونخواهی دختران شهید مینابی در حملات وحشیانه آمریکاییاسرائیلی به کشور ایران بود.
زنان و مردان انقلابی همچون شبهای گذشته خود را به عرصه خیابانها و میادین شهر رساندند تا شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را همچون نوای دلانگیز مادرانه به گوش جهانیان برسانند، اما در این میان، حضور دختران و پسران دههنودی بیش از همه چشمنوازی میکرد که کنار پدران و مادران خود ایستاده و پرچم سهرنگ وطن را در دست دارند و با تمام وجود شعار سر میدهند و جزئی از وجود اجتماعات شبانه مردم عزادار شدهاند.
در این گزارش به سراغ دختران دههنودی رفتیم و از آنها دلیل حضورشان را پرسیدیم که باز هم، این دختران غیور ایرانی بودند که ما را شگفتزده کردند.
یکی کاپشن صورتی پوشیده، یکی با اینکه هنوز سن و سالی ندارد دست برادر کوچکش را گرفته، دختر دیگری پرچمی که از قد خودش بلندتر است را در دست دارد، یکی هم با اینکه کمی خجالتی است، اما تا میفهمد قرار است درباره کشورش به ما پاسخ بدهد جلو میآید و به پارچهای که با سهرنگ دوستداشتنی، رنگ وطن به خود گرفته اشاره میکند و فقط یک جمله میگوید: من برای این پرچمم آمدم.
این دختران اگرچه سن شناسنامهایشان به عمر انقلاب و استقلال کشور قد نمیدهد، اما تمام قد، ندای وطن سر میدهند و شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» با مشتهای کوچک و گرهکردهشان، توجه جمعیت بزرگسال را جلب میکند.
جالب اینجاست همه آنها یک دلیل واحد برای حضورشان داشتند و جمله «برای رهبر شهیدم، برای حمایت از کشورم» در کلام دخترانمان بارها تکرار شد.
آنچه مسلم است اینکه دختران ما جنگ را نمیشناسند و کودکان، بیارتباطترین قشر با جنگ هستند و در همه جای دنیا، کودککشی تقبیح شده است، اما دختران دههنودی ایرانمان، با اینکه ۱۰، ۱۲ سال بیشتر ندارند، اما به چشم، کودککشی رژیم صهیونیستی را در دبستان «شجره طیبه» میناب دیدند و حالا برای حمایت از خون همکلاسیهای شهیدشان و به تبعیت از آنها، به میدان رزم آمدهاند تا در درس وطن، قبول شوند.