معصومه مقیمی، دانشیار مدیریت آموزشی دانشگاه فرهنگیان تهران| شهرآرانیوز؛ بیست و هفتمین شب از حضور میدانی مردم فهیم ایران اسلامی نشان داد که فرضیه اهالی باطل که حضور مردم را ناشی از شور سطحی میدانستند و منتظر خالی شدن خیابان بودند مانند سایر تئوریهای دروغینشان، توهمی بیش نبوده و از اساس، باطل است و حضور توام با شور وشعور تاهرزمان لازم باشد بحمدالله استمرار خواهد داشت. اهالی محصور در زندگی مادی محض را یارای درک حقیقتی که از دل این حضور آشکار شده است، نیست.
در نقطه عطف تاریخ بشری که در آن قرار گرفتهایم شاهد صف آرایی و مرزبندی "حق و باطل" و "ایمان و کفر" هستیم که نمود آن در همه عرصهها و اقشار بارز است. آنان که به چیزی فراتر از حیات مادی نمیاندیشند و در حصار غرایز، به اصالت سود و لذت بها میدهند و یا بدتر از آن، اساسا نمیدانند از زندگی چه میخواهند و برایشان مهم نیست معنای زندگی دارای چه ابعاد و مختصاتی است، در تنگنای خودبینی و خودمحوری و قدرت پرستی گرفتار میشوند و حاضرند همه فضایل انسانی؛ عقل، وجدان، شرف، وطن و عزت و آبرو را فدا کنند. این است که یا در مارپیچ سکوت میخزند یا زبان و قلم در عناد با جریان حق و حق طلبی میچرخانند. خدای رحمن خطاب به این گروه میفرماید:
.. أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ... (توبه،۳۸)
آیا به حیات دنیوی به جای حیات ابدی رضایت دارید؟
این گروه از رضایتمندان به حیات مادی و طبیعی محض، دلهای خود را مهر و موم نموده و برای حفظ این حیات، فهم و درک خود را از دست میدهند.
در مقابل این گروه، کسانی هستند که رضایت آنان در گرایش به حیات طیبهای است که ناشی از ارتباط وثیق و عمیق با خداوند است و به حدی از رشدیافتگی میرسند که از جانب حق خطاب میشوند:
یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی
این اطمینان، از به فعلیت رسیدن و شکوفا شدن و ابتهاج شخصیت انسانی حاصل میشود نه از فرورفتن در باتلاق خواستههای محدود و جذاب حیات طبیعی که غالبا بر روی سیه بختی دیگر انسانها و اضطراب پنهان در خودآگاهی انسان استوار شده است.
آن چیزی که در این شبهای برانگیختگی انسان، در تنگه احد خیابانها و میادین شهرهای ایران عزیز اسلامی، دنیا را به حیرت واداشته است، حاصل چنین بینش متعالی انسان از "خودش" و بینش او نسبت به "جهان" و نسبت به "تاریخ" و "طبقات اجتماعی" و " سیاست و حکومت" است؛ و این همه، نیازمند تربیت است و میتوان گفت میدان جهاد، میدان فراخ تربیت است.
آن گاه که رهبر شهیدمان فرمودند مردم مبعوث خواهند شد، آنگونه که باید مفهوم بعثت مردم را درنیافتم، اما این شبها که، چون قطرهای در دریای خرد وکلان جمعیت غرق میشوم، با تمام وجود بعثت مردم برایم ملموس و قابل درک است.
آری دنیا بداند ما مبعوث شدهایم و به حیات آگاهانهای رسیدهایم که نیروها و فعالیتهای جبری زندگی طبیعی را با برخورداری از رشد آزادی شکوفاشده همراه با اختیار، در مسیر اهداف متعالی تنظیم نموده و شخصیت انسانی مان را در مسیر هدف اعلای زندگی ساختهایم. این هدف اعلا، شرکت در آهنگ کلی هستی وابسته به کمال برین است و خط مشی زندگی خود را با الهام از مکتب نورانی قرآن شریف با صدای رسا، اعلام میکنیم:
إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۶۲، انعام)
محققا نماز و عبادات و زندگی و مرگ من برای خداوند پروردگار عالمیان است.
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد وآل محمد