زمان طلایی فرزندآوری را از دست ندهید اضطراب یکی از رایج‌ترین مشکلات سلامت روان در زنان باردار است روایت تلاش بانوی مشهدی که با ۳۰۰ زن داوطلب یک محله را متحول کرد خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی در دوران یائسگی بیشتر است تیم ملی والیبال بانوان به بازی‌های آسیایی ناگویا نمی‌رود هر واحد خون جان ۳ بیمار را نجات داد| جهش ۱۱۹ درصدی اهدای خون بانوان خراسانی در دل جنگ یک تصمیم ملی برای مد و لباس در مشهد| طراحان زن آماده باشند شستن ظرف‌ها یا درس خواندن بچه‌ها؟ | چرا مغز شما همیشه کار سخت را به تعویق می‌اندازد؟ متروی شیراز برای مادران باردار و دارای فرزند خردسال، رایگان شد مادران بخوانند| معرفی چند راهکار برای خوابیدن به موقع کودکان لجباز تغییر در میزبانی رقابت‌های لیگ برتر زنان| جلسه کمیته فنی برگزار شد ضرورت تشخیص و درمان افسردگی پس از زایمان| نشانه‌های مهم کدامند؟ حضور بانوان در موکب ها، یکی از زیباترین جلوه‌های اسلام اجتماعی گفت‌و‌گو با زهرا قبادی، مدرس و هنرمند سفال و سرامیک | سفال باید روح و هویت داشته باشد جشن ازدواج لاکچری یا یک عمر آرامش؟ | مادران چطور ناخواسته دخترانشان را مصرف‌گرا تربیت می‌کنند؟ آمار تکان‌دهنده سازمان بهداشت جهانی: از هر ۶ زوج در جهان یک زوج با ناباروری مواجه است اعزام تیم ملی کاراته بانوان ایران به بیست‌ودومین دوره رقابت‌های قهرمانی آسیا حضور بیش از یک‌هزار زن بدهکار مالی در زندان‌های کشور استعمال دخانیات و اضافه‌وزن؛ مهم‌ترین عوامل سرطان در زنان
سرخط خبرها
یکی گمنام، یکی در قطعه ۲۸ | داستان دو برادر شهید اهل‌تسنن از زبان مادر

یکی گمنام، یکی در قطعه ۲۸ | داستان دو برادر شهید اهل‌تسنن از زبان مادر

  • کد خبر: ۴۰۹۱۹۶
  • ۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰
در خانواده‌ای که زندگی‌اش با یاد اهل‌بیت (ع) گره خورده، دو پسر به نام‌های رسول و حسین در سال‌های ۶۰ و ۶۲ به شهادت رسیدند. 🕊️ حسین در فکه و رسول در سرپل‌ذهاب، هر دو با عشق به میهن رفتند؛ اما سرنوشت جسدشان متفاوت بود: یکی برگشت و در قطعه ۲۸ آرام گرفت و دیگری تا ابد گمنام ماند.

به گزارش شهربانو، مادر شهیدان مشهدی، از مادران شهدای اهل‌تسنن، دو فرزند خود به نام‌های رسول و حسین را در راه دفاع از میهن اهدا کرده‌است. زندگی ساده او عجین شده است با یاد اهل‌بیت (ع) به‌ویژه حضرت زهرا (س).

خانم محمدپور که هنوز با یاد پسران شهید خود زندگی می‌کند درباره آنها می‌گوید: رسول در سال ۱۳۶۰ و حسین در سال ۱۳۶۲ به شهادت رسید. رسول همیشه آرزو داشت به جبهه برود. می‌خواست علاوه بر شهادت، جنازه‌اش هم برنگردد. در نهایت، همین اتفاق افتاد و به آرزویش رسید.

حسین در فکه که به قتلگاه شهدا معروف بود به شهادت رسید. رسول هم در سرپل‌ذهاب به عنوان خط‌شکن در حال انجام مأموریت بود که تیر به قلب او اصابت کرد و درجا به شهادت رسید. جسدش داخل کانال افتاد و هیچ‌گاه پیدا نشد. این‌گونه بود که رسول مفقودالأثر و جزو شهدای گمنام قرار گرفت، اما جنازه حسین برگشت و اکنون در قطعه ۲۸ به خاک سپرده شده است.

رسول نقاش بسیار ماهری بود. عکس‌های فراوانی از دوستان و هم‌رزم‌های شهیدش به تصویر کشیده بود. هم‌چنین با اینکه فقط یک بار امام راحل را از نزدیک دیده بود، تصویر زیبایی از ایشان نقاشی کرده بود. بعد از شهادتش، بنیاد شهید و امور ایثارگران آن را برای قرار دادن در نمایشگاه از ما به یادگار گرفت.

رسول شب‌ها در چیت‌سازی مشغول کار بود و همه حقوقش را صرف خرید قرآن برای بچه‌های مسجد می‌کرد. قرآن‌خوانی و قرائت را از مدرسه و مسجد یاد گرفته بود. پایه این روحیه شهادت‌طلبی و جهاد به نوجوانی و جوانی هردو برمی‌گردد و همواره سیره اهل‌بیت (ع) را مسیر راه خود قرار می‌دادند.

حسین هم قبل از اینکه به جبهه برود، در سن شانزده‌سالگی ازدواج کرد و سه فرزند داشت که بعد از به شهادت رسیدن، دختر کوچک خود را ندید و شهید.

هردو فرزند من جان خود را در راه قرآن فدا کردند و در این راه قدم گذاشتند. پسران من با امام‌خمینی (ره) مأنوس بودند و اندیشه‌های امام‌راحل علت اصلی انتخاب این راه و جهاد در آن بوده است. شیعه یا اهل‌سنت بودن برای آنها دلیل نمی‌شد جان خود را برای دفاع از وطن فدا نکنند و نروند.

زمانی که حسین سر به سجده می‌گذاشت، گریه می‌کرد و از خدا می‌خواست شهید شود. تا قبل از شهادتش بسیار ناراحت بود که چرا مانند دیگر شهدا از جمله برادر کوچک خود به این مقام بزرگ دست نیافته است.

در واقع، ما قائل به این هستیم که دفاع از اسلام شیعه و سنی ندارد و باید در این راه همه هستی خود را بدهیم. اگر فرزند دیگری هم داشتم در این راه نثار می‌کردم.

 

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.