تخفیف ویژه شهرداری مشهد برای مادران سه‌فرزندی| ۲۸۳۱ پدربزرگ پای کار فرزندآوری آمدند نقش پررنگ عوامل غیرقابل اصلاح در ابتلا به سرطان پستان مادر بودن، یک سپر بیولوژیکی در برابر سکته مغزی و آسیب عروقی مغز ناهید کیانی مسافر قطعی بازی‌های آسیایی ناگویا شد مژده لواسانی: سخت‌ترین تجربه کاری‌ام «من زنده‌ام» بود سهم زنان ایران از جایگاه ریاست دانشگاه‌ها چقدر است؟ برنامه‌ریزی برای اتصال کسب‌وکار‌های خانگی و مهارت‌بنیان به چرخه صادرات افزایش ۱۳۳ درصدی مصرف سیگار در دختران نوجوان | زنگ خطر سلامت جامعه و نسل آینده، مدت‌هاست به صدا در آمده است چاقی یکی از شایع‌ترین تغییرات دوران یائسگی است زنان سرپرست خانوار، جمعیت عمده تحت حمایت کمیته امداد استان تهران انتشار فراخوان پنجمین «همایش بین‌المللی کتاب سال بانوان» | حمایت از آثار پژوهشی زنان، هدف اصلی است اجرای فرآیند هدایت تحصیلی ویژه فرزندان زنان سرپرست خانوار در تهران| آیا قول شهرداری عملیاتی شد؟ کدام گروه از مادران روستایی و عشایر در سمنان، رایگان بیمه شده‌اند؟ کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان: امیدوارم امسال طلسم قهرمانی المپیک آسیایی را بشکنیم مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه
سرخط خبرها
قرآن خواندند، جهیزیه دادند، کارگاه زدند | ۲۷ سال روایت زنانی که محله آبکوه مشهد  را عوض کردند

قرآن خواندند، جهیزیه دادند، کارگاه زدند | ۲۷ سال روایت زنانی که محله آبکوه مشهد را عوض کردند

  • کد خبر: ۴۱۶۸۷۱
  • ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸
زهرا ملک‌جعفریان و همراهانش از سال ۷۶ یک جلسه ساده قرآن را به کارگاه توانمندسازی زنان، صندوق قرض‌الحسنه و گروه جهادی تبدیل کرده‌اند. اما چطور از زیرزمین خانه همسایه به ۳۰۰ سری جهیزیه و ۱۰۰ سیسمونی رسیدند؟

صدر|شهربانو، در پیچ‌وخم کوچه‌های محله آبکوه، خانه‌ای قدیمی به پناهگاهی برای مهربانی تبدیل شده است. همه‌چیز از یک جلسه ساده قرائت قرآن در بولوار شهیدصادقی شروع شد. زهرا ملک‌جعفریان، بانی این کار خیر، خوب می‌دانست که تفسیر حقیقی قرآن، در خدمت به خلق نهفته است. حالا ۲۷سال پس از آن روزها، آنچه به یادگار مانده، تنها یک مکتب آموزشی نیست؛ جریانی است از جنس عشق که از زیرزمین خانه همسایه‌ها آغاز شد و اکنون به کارگاه توانمندسازی، صندوق قرض‌الحسنه و گروه جهادی پرشور در روستا‌های دورافتاده رسیده است. این گزارش، روایتی است از بانوانی که با تکیه بر اقتصاد مقاومتی، چرخ زندگی محرومان را با هنر دست می‌چرخانند.

میراثی که از سال‌۷۶ ماندگار شد

داستان این همدلی به سال‌ها پیش بازمی‌گردد؛ به سال‌۱۳۷۶، زمانی‌که زهرا ملک‌جعفریان درس حوزه را به پایان رساند. او که از همان زمان دغدغه کار فرهنگی و تبلیغی داشت، فعالیت‌های خود را به درخواست همسایه‌ها با برگزاری کلاس‌های قرائت قرآن و سخنرانی در محدوده بولوار شهید صادقی آغاز کرد و به این ترتیب «مکتب و خیریه نرجسیه» متولد شد.

در ابتدا، مکتب تنها مکانی برای آموزش قرآن و احکام بود، اما زهرا‌خانم و همراهانش به‌خوبی می‌دانستند که عمل به قرآن، در خدمت به خلق نهفته است. به‌مرور، مشاوره ازدواج و کارگاه‌های تربیت فرزند نیز به برنامه‌ها اضافه شد و حتی دانش‌آموزان محله از کلاس‌های تقویتی درسی این مجموعه بی‌بهره نمی‌ماندند. زهرا‌خانم می‌گوید: تا همین پنج‌سال پیش، جلسات در زیرزمین خانه همسایه‌ها یا مساجد و حسینیه‌ها می‌چرخید، اما هر‌جا که می‌رفت، عده‌ای بیشتر به این جمع عاشق می‌پیوستند.

صندوقی برای رفع مشکلات محرومان

با بزرگ‌تر‌شدن جمع، نیاز‌های اعضا بیشتر خود را نشان داد. زهرا‌خانم و اعضای فعال جلسه، افراد نیازمند محله را شناسایی کردند و برای رفع مشکلاتشان تصمیم گرفتند صندوق قرض‌الحسنه مکتب را راه بیندازند. زهرا‌خانم می‌گوید: صندوق، مرهمی بود بر زخم‌های مالی خانواده‌هایی که برای مبالغ اندک در مضیقه بودند. وام‌هایی بدون بهره و با اقساط ماهیانه پرداخت می‌شد که به عزت‌نفس خانواده‌ها لطمه نمی‌زد.

زهرا‌خانم و دوستانش در کنار کار‌های خیرشان توزیع بسته‌های معیشتی در اول ماه رمضان، ماه رجب، عید نوروز، مهرماه و دهه فاطمیه و محرم را شروع کردند. ولی برای انجام این کار خیر و همچنین تهیه جهیزیه، سیسمونی و فعالیت‌های دیگر نیاز به درآمد داشتند و این شروع فعالیت دیگرشان یعنی چادردوزی را رقم زد.

کارگاه‌های اقتصاد مقاومتی بانوان

باید راهی برای درآمدزایی ایجاد می‌کردند. زهرا‌خانم دست به کار شد و با خانم‌های خیاط مجموعه مشورت کرد و کارگاه دوخت چادر زنانه راه‌اندازی کردند. زهرا‌خانم می‌گوید: با پول صندوق، پارچه می‌خریدیم و چادر می‌دوختیم و در همان جلسات هفتگی چهارشنبه‌ها به فروش می‌رساندیم. سود حاصل از این کار، برکتی شد برای خرید جهیزیه و سیسمونی. به‌تدریج، بانوان دیگر هم وسایل سالم و نوِ منزلشان را که نیاز نداشتند به مکتب اهدا کردند تا هیچ عروسی بدون جهیزیه به خانه بخت نرود.

در زیرزمینی در محله آبکوه که خانواده حسینی سخاوتمندانه در‌اختیار خیریه قرار داده‌اند، فضایی چندمنظوره ایجاد شده است. در بخشی از آشپزخانه، دستگاه‌های مخصوص خشک‌کردن میوه و سبزیجات قرار دارد. همه‌چیز اینجا ارگانیک و بهداشتی تهیه می‌شود و مشتریان خاص خود را میان بانوان مکتب دارد. درآمد این بخش به صندوق واریز می‌شود و برای تهیه سیسمونی و جهیزیه و تشویق خانواده‌ها به فرزندآوری در نظر گرفته شده است.

بیش از ۳۰۰ سری جهیزیه و ۱۰۰ سیسمونی

وقتی به دفتر ثبت فعالیت‌های خیریه نگاه می‌کنیم، اعداد معنای دیگری پیدا می‌کنند. در همه این سال‌ها، بیش از سیصد سری جهیزیه کامل و در چهارسال اخیر، بیش از صدمورد سیسمونی به خانواده‌های شناسایی‌شده اهدا شده است. زهرا‌خانم با لبخندی که نشان از رضایت دارد، دفتر مخصوص اهدای سیسمونی را نشان می‌دهد و می‌گوید: این صد‌و‌هفتمین سیسمونی‌ای است که تکمیل می‌شود. علاوه‌بر‌این، طرح مشارکتی قربانی را هم فعال کرده‌ایم. هر‌ماه اگر کسی قصد قربانی گوسفند داشته باشد، مکتب با او مشارکت می‌کند و به همان میزان، گوشت گرم در‌اختیار خانواده‌های محروم قرار می‌دهد. همچنین در ابتدای مهرماه و سال نو، لوازم‌تحریر و لباس مدارس برای دانش‌آموزان تأمین می‌شود تا فقر، مانعی برای تحصیل هیچ کودکی در این محدوده و حتی مناطق حاشیه شهر نباشد.

سفیران مهربانی در روستا‌های دورافتاده

دایره فعالیت‌های این بانوان، به مرز‌های محله آبکوه و بولوار سازمان آب ختم نمی‌شود. آنها «گروه جهادی مهر نرجسیه» را راه انداخته‌اند و ۱۰‌عضو فعال، راهی مناطقی می‌شوند که کمتر‌کسی به آنجا سر می‌زند. روستاهایی، چون جیم‌آباد، قیاس‌آباد، حکیم‌آباد و علی‌آباد، مقصد سفر‌های جهادی آنهاست. آنها فقط وسیله و لباس نمی‌برند؛ بلکه هنرشان را هم به مردم می‌آموزند تا از این طریق کسب درآمد کنند.

زهرا‌خانم می‌گوید: همراه تعدادی از خانم‌ها در این اردو‌ها کلاس‌های احکام و تفسیر برگزار می‌کنیم و دیگر بانوان هنرمند، به زنان روستا خیاطی، ساخت زیورآلات و مکرومه‌بافی می‌آموزند تا راهی برای کسب درآمد داشته باشند. این یعنی توانمندسازی به معنای واقعی کلمه. زهرا‌خانم ادامه می‌دهد: اینجا خانه همدلی و همیاری است و همه با عشق و بدون چشمداشت کار می‌کنند. الگوی ما خانم فاطمه‌زهرا (س) و خانم نرجس (س) هستند.

خانه‌ای که پناه مهربانی شد

حدود پنج‌سال است که فعالیت‌های مکتب در زیرزمین خانه طاهره جوهری و همسرش، آقای حسینی، متمرکز شده است. طاهره‌خانم که خود فرهنگی بازنشسته است، می‌گوید: پسرم که از پیش ما رفت، تصمیم گرفتیم این طبقه را وقف حسینیه کنیم. وقتی دیدم زهرا‌خانم به فضای ثابت نیاز دارد، با کمال میل اینجا را دراختیارشان گذاشتیم.

آقای حسینی نیز به‌عنوان عضو هیئت‌مدیره، مسئولیت تهیه مواد اولیه برای کارگاه میوه خشک‌کنی را بر‌عهده گرفته است. طاهره‌خانم و دیگر بانوان مکتب، هفته‌ای سه روز برای شست‌وشو، خرد‌کردن و خشک‌کردن محصولات به اینجا می‌آیند. این خانه، حالا به مرکزی تبدیل شده که در آن حتی برای مجرد‌ها هم آستین بالا می‌زنند و با شناسایی دختران و پسران شایسته، زمینه‌ساز ازدواج‌های آگاهانه می‌شوند.

هنر‌هایی برای توانمندسازی

در اتاق خیاطی، جایی که دور‌تا‌دور آن را طاقه‌های پارچه و چرخ‌های خیاطی فرا گرفته است، طاهره محمدی و نرجس خاکساری، مدیریت کار‌ها را بر عهده دارند. طاهره‌خانم بیش از بیست‌سال است با زهرا ملک‌جعفریان، مدیر مکتب، همکاری می‌کند، او هنر خیرخواهی را از خواهرِ مرحومش آموخته است و می‌گوید: خواهر بزرگم همیشه کار خیر انجام می‌داد و بر‌اثر سرطان از دنیا رفت. از همان زمان تصمیم گرفتم راهش را ادامه دهم. در یکی از مراکزی که زهرا‌خانم جلسه قرآن داشت با او آشنا شدم و از همان زمان همراهشان هستم. در اردو‌های جهادی، مربی هنر‌های دستی هستم و به زنان و دختران مناطق محروم می‌آموزم که چطور با دستانشان و کار‌های هنری، چرخ زندگی‌شان را بچرخانند.

پشت یکی از چرخ‌های خیاطی، نرجس خاکساری با دقتی ستودنی مشغول دوختن لباس نوزاد است. او که برادرش در راه میهن شهید شده است، می‌گوید هنر خیاطی‌اش را نذر شادی روح برادر و کمک به محرومان کرده است. نرجس‌خانم که به واسطه کلاس‌های ورزشی و از‌طریق همسایه‌ها با این گروه آشنا شده، حالا یکی از ستون‌های تهیه سیسمونی است. او با افتخار می‌گوید: در همین ماه گذشته و با همکاری دیگر بانوان موفق شدیم چهار سری سیسمونی کامل را آماده و اهدا کنیم. امیدوارم با این هنر بتوانیم گرهی از کار خانواده‌ای محروم باز کنیم و لبخند را به لبانشان بیاوریم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.