آمنه مستقیمی| شهرآرانیوز؛ اگرچه ماجرای نیمروز کربلا حماسهای مردانه بود و در میدان مبارزه حق با باطل این مردان بودند که سر و جان دادند و محاسن به خون خویش خضاب کردند، اما بهگواه تاریخ، این زنان بودند که هم در بسترسازی آن رشادتها، هم در استمرار واقعه و هم در پاسداشت و حیاتش، نقش اصلی را ایفا کردند؛ نقشی که مصرع «کربلا در کربلا میماند اگر زینب (س) نبود» بهخوبی آن را بازگو میکند. در بازخوانی نقش زنان در قیام عاشورا و الهامبخشیهای آن در تاریخ، با منور شایستهخو، مدیر مؤسسه علمیتحقیقی مکتب نرجس (س)، گفتوگو کردهایم.
یکی از مهمترین آثار حضور زنان در واقعه کربلا، تزریق بعد عاطفی و احساسی به این حماسه است. قطعا بدون حضور زنان، کربلا فاقد آن جلوههای انسانی و عاطفی میشد که امروز وجدان جهانی را تحتتأثیر قرار داده است. گریههای حضرت رقیه (س) در شام یا خطبههای حضرت زینب (س)، ابعاد حزن و مصیبت و حماسی را چنان درهم آمیخت که تشنهترین دلها را نیز متأثر ساخت، از اینرو اینکه بگوییم زنان، راز ماندگاری عاطفی این حماسه هستند، گزاف نیست.
زنان در واقعه کربلا از حدوث تا تاریخسازی سه نقش محوری ایفا کردند؛ نخست حضور در میدان نبرد؛ مانند حضرت زینب (س) که در روز عاشورا پشتیبان امامحسین (ع) و آرامبخش زنان و کودکان و قوت قلب مردان بودند؛ دوم اسارت و پیامرسانی؛ چنانکه پس از شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) و یارانشان، کاروان اسرا به رهبری زینب کبری (س)، پیام قیام را به کوفه و شام رساندند و با خطبههای آتشین، ماهیت بنیامیه را افشا کردند و سومین نقش، تاریخسازی است؛ زنان با تبدیل شکست نظامی به پیروزی گفتمانی، واقعه را از یک رویداد تاریخی به یک جریان زنده و پویا تبدیل کردند.
یکی از بهترین و زیباترین جلوههای استمرار و عینیت نقش زنان عاشورایی در تاریخ، جنگ تحمیلی سوم و حماسه خیابان است؛ البته پیشتر در جنگ تحمیلی اول، زنان ایرانی با حضور در پشت جبهه (پشتیبانی، امدادگری) و حتی گاهی در جبهههای نبرد (بهعنوان پرستار یا رزمنده) و مهمتر از آن، با تربیت فرزندان شهید و صبر بر مصائب، الگوی صبر زینبی را عینیت بخشیدند. در این میان، نام «جنگ رمضان» (جنگ تحمیلی سوم) نماد مقاومت در سختترین شرایط است؛ یادآوری صحنههایی از جستوجوی مادران و پدران برای یافتن پیکر فرزندانشان از زیر آوارهای مدرسه میناب و مقاومت وصفناپذیر مادران در این حمله ددمنشانه.
نقش زنان در عاشورا در طول تاریخ بهصورت «الگوی مقاومت و روشنگری» ادامه یافته است. از قیامهای شیعی در دورههای مختلف گرفته تا جنبشهای استقلالخواهی، زنانی که نقش اجتماعی و سیاسی را درکنار حفظ کرامت خانوادگی ایفا کردند، همواره به حضرت زینب کبری (س) چشم و تأسی داشتهاند؛ بانویی که با کنشگری به جا و اثرگذار سیاسی، ورق را در مجلس ابنزیاد در کوفه و نیز در مجلس یزید در شام به نفع سیدالشهدا (ع) برگرداند و مدافع نهضت برادر شد. این الگو در ادبیات، هنر و شعائر مذهبی نیز به طرق مختلف بازتولید شده است.
رهبر شهید انقلاب، حضرت امامخامنهای، همواره بر «الگوی سوم زن مسلمان» تأکید داشتند؛ زنی که نه غربزده (بهمثابه کالا) و نه سنتزده (محبوس در خانه) است، بلکه «زن تراز انقلاب اسلامی» در میدان علم، سیاست و مجاهدت، همراه با عفت و کرامت، الگوی خود را از حضرت زینب (س) و حضرت فاطمه (س) میگیرد. امروز اگرچه این الگو در جامعه ایران بهصورت صددرصدی محقق نشده، اما پیشرفتهای چشمگیری در عرصههای علمی (۶۰ درصد دانشجویان علومپایه)، مدیریتی و حضور در عرصههای بینالمللی داشته است. همچنان مسیر پرچالش است، اما «عاشورا»، قطبنمای اصلی بانوان ایران اسلامی در حرکت برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی است.
باید توجه داشت الهام زنان ایران اسلامی از بانوان عاشورایی، به جنگ تحمیلی سوم و حماسه شبهای اقتدار خیابان محدود نمیشود، بلکه حضور گسترده زنان در تظاهرات سال۵۷ و تمام راهپیماییها و تجمعات در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب ادامه داشته است، اما اوج آن در این نزدیک به ۱۲۰روز است که بانوان ایران اسلامی محور تجمعات خیابان شدند و خانواده را نیز با خود همراه و دشمنان را ناامید کردند؛ صبر و ایستادگی و شعارهای روشنگرانه و مقابله زنان با ظلم و ستم در تجمعات شبانه، برگرفته از همان روحیه افشاگری و شجاعت حضرت زینب (س) و دیگر زنان عاشوراست که بارها در منابر و مجالس حسینی از آن شنیده بودیم و اینک جلوههای آن را دیدیم.