بررسی ابعاد شخصیتی حضرت بی‌بی حکیمه (س) در یک پیش‌همایش کنگره بین‌المللی حمیده چوبک؛ زنی که نام الموت را جهانی کرد تب سزارین در تاریخ رُند ۰۵/۰۵/ ۱۴۰۵ بالا گرفت! آشپزی| طرز تهیه آب دوغ خیار مجلسی برای روزهای گرم تابستان علت سنگ‌اندازی بانک‌ها بر سر راه وام ازدواج و فرزندآوری چیست؟ اعلام آمادگی بسکتبال بانوان قهوه باتسام مشهد برای حضور در لیگ‌برتر بسکتبال بانوان ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمدعلی چوپان‌خو روایتِ همدلی دختران مشهدی در مسیر عشق با اجرای پویش بزرگ «آهوانه» حکایت مادران از تداوم زیرمیزی در خدمات زایمان| مبلغی که در قبض بیمارستان و تعرفه‌های رسمی جای ندارد چند راهکار ساده برای همگامی با کودکان در راهپیمایی اربعین تحقیر کلیشه‌ای زنان و مادران توسط برخی از بلاگر‌های آقا در فضای مجازی مادر خبرنگار شهید «محمدرضا امانی (میثم)» به فرزند شهیدش پیوست مشهد؛ میزبان برگزاری دوره داوری درجه۲ والیبال بانوان شد باتسام برای حضور در لیگ‌برتر بسکتبال زنان ایران ۲ هفته مهلت دارد روایت مادر شهید علیرضا زارعی ثانی از روز‌های نخست زندگی او
سرخط خبرها
حمیده چوبک؛ زنی که نام الموت را جهانی کرد

حمیده چوبک؛ زنی که نام الموت را جهانی کرد

  • کد خبر: ۴۳۳۸۱۹
  • ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۶
ثبت جهانی قلعه الموت، بی‌تردید خبر خوشی برای میراث فرهنگی ایران است، اما تنها روایت یک موفقیت ملی نیست، زیرا پشت این دستاورد، سال‌ها تلاش، پژوهش و ایستادگی بانوی پژوهشگر میدانی همچون حمیده چوبک قرار دارد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ثبت جهانی قلعه الموت، تنها روایت یک موفقیت ملی نیست؛ پشت این دستاورد، سال‌ها تلاش، پژوهش و ایستادگی بانوی پژوهشگری، چون حمیده چوبک قرار دارد؛ زنی که بی‌هیاهو و استوار، بخش مهمی از عمر خود را صرف شناخت، حفاظت و معرفی این میراث ارزشمند کرد تا نام الموت از دل تاریخ به حافظه جهان راه یابد.

ثبت جهانی الموت؛ خبر خوشی برای میراث فرهنگی ایران

ثبت جهانی قلعه الموت، بی‌تردید خبر خوشی برای میراث فرهنگی ایران است؛ خبری که در ظاهر از یک بنای تاریخی، یک محوطه ارزشمند و یک دستاورد ملی سخن می‌گوید، اما در باطن، روایت انسان‌هایی را نیز با خود دارد که سال‌ها بی‌صدا، دور از هیاهو و بی‌آنکه نامشان بر سر زبان‌ها بیفتد، برای رسیدن به چنین روزی ایستادگی کرده‌اند.

در میان این نام‌ها، حمیده چوبک جایگاهی ویژه دارد؛ زنی که بخش مهمی از عمر حرفه‌ای و انسانی خود را صرف شناخت، حفاظت و معرفی قلعه الموت کرد و نشان داد که گاهی تاریخ، بیش از آنکه بر سنگ‌ها و دیوار‌ها نوشته شود بر شانه‌های استوار انسان‌های مسوول و عاشق شکل می‌گیرد.

ما معمولا وقتی از ثبت جهانی یک اثر سخن می‌گوییم، بیشتر مجذوب نتیجه می‌شویم تا مسیر، تابلوی یونسکو را می‌بینیم، تبریک می‌گوییم، عکس منتشر می‌کنیم و از ارزش جهانی یک بنا حرف می‌زنیم، اما کمتر به این فکر می‌کنیم که پیش از این لحظه، چه سال‌هایی از جست‌و‌جو، پژوهش، مقاومت، دلسوزی و فرسودگی طی شده تا آن اثر در جایگاهی قرار گیرد که جهان نیز ارزشش را به رسمیت بشناسد، قلعه الموت فقط یک نام تاریخی نیست؛ پشت این نام، سال‌ها مراقبت و کوشش خوابیده و در این میان، نام حمیده چوبک به عنوان یکی از چهره‌هایی که برای این راه رنج کشیده، باید با احترام و قدردانی یاد شود.

آنچه درباره این زن، برجسته است، فقط تخصص علمی‌اش نیست؛ هرچند همین تخصص نیز در جامعه‌ای که هنوز هم گاه توانایی زنان را با تردید می‌نگرد، خود دستاوردی بزرگ است، اهمیت حمیده چوبک در این است که او صرفا یک پژوهشگر در اتاق‌های بسته و پشت میز نبود بلکه در میدان ماند.

در دشواری‌های محیط، در مسیر‌های سخت و در شرایطی که حفاظت از یک محوطه تاریخی فقط دانش نمی‌خواهد، بلکه صبر، اقتدار، پیگیری و توان مدیریت می‌طلبد، او از آن دست زنانی است که حضورشان کلیشه‌های کهنه را بی‌صدا فرومی‌ریزد، بدون شعار، بدون خودنمایی، فقط با کار مداوم و با کیفیت.

زنانی که در سکوت کار‌های بزرگ انجام می‌دهند

در جامعه ما، هنوز هم زنانی که پا به عرصه‌های دشوار، مدیریتی و تخصصی می‌گذارند، ناچارند چند برابر بیشتر از مردان خود را اثبات کنند، هنوز هم برای بسیاری عجیب است که یک زن بتواند مسوولیت یک محوطه مهم باستانی را برعهده داشته باشد، همزمان هم پژوهش کند، هم حفاظت را پیش ببرد و هم در برابر بی‌توجهی‌ها و حتی مخالفت‌ها بایستد، زنانی مانند حمیده چوبک، فقط کار حرفه‌ای انجام نمی‌دهند؛ آنها راه باز می‌کنند، آنها تعریف جامعه از توان زن را گسترش می‌دهند، هر موفقیت‌شان، فقط موفقیت فردی نیست بلکه گامی است برای عادی شدن شایستگی زنان در عرصه‌هایی که سال‌ها مردانه تصور شده‌اند.

شاید یکی از مهمترین نکاتی که بایستی درباره چنین زنانی گفت این باشد که آنها معمولا در سکوت کار می‌کنند، نه هیاهوی رسانه‌ای دارند، نه اهل بزرگ‌نمایی‌اند و نه غالبا آن‌گونه که باید دیده می‌شوند و نتیجه کارشان، اما در برابر همه می‌ایستد؛ یک محوطه نجات پیدا می‌کند، پرونده‌ای به ثبت جهانی می‌رسد، یک میراث از فرسایش و فراموشی دور می‌ماند و نسلی تازه با بخشی از هویت خود پیوند می‌خورد و این سکوت پربار، همان چیزی است که باید بیشتر دیده شود، ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که گاه صدا از عمل بلندتر است، اما زنانی مانند چوبک به ما یادآوری می‌کنند که ماندگارترین اثر‌ها را کسانی بر جا می‌گذارند که بیشتر کار می‌کنند تا سخن بگویند.

قلعه الموت، اما خود نمادی از پایداری است، دژی بر فراز صخره‌ها، آمیخته با راز، تاریخ، افسانه و هویت، چه بسا همین ویژگی، پیوند آن را با شخصیت کسانی که برای حفظش کوشیده‌اند، پرمعناتر می‌کند و حفاظت از الموت، صرفا مراقبت از یک بنای سنگی نیست؛ صیانت از حافظه تاریخی یک سرزمین است، از روایتی که قرن‌ها در ذهن مردم زیسته، از لایه‌هایی که تاریخ، فرهنگ، سیاست و تخیل ایرانی را به هم پیوند می‌زند، کسی که سال‌های زندگی خود را وقف چنین میراثی می‌کند در حقیقت به یک ملت خدمت می‌کند؛ حتی اگر نامش کمتر از خود اثر شنیده شود.

ارزش زنانی مانند حمیده چوبک، فقط در این نیست که توانسته‌اند بلکه در این است که مانده‌اند؛ ماندن در مسیر‌های دشوار، آن هم در شرایطی که امکانات همیشه کافی نیست، حمایت‌ها همیشه کامل نیستند و نگاه عمومی هم همیشه قدرشناس نیست، کاری ساده نیست، بسیاری در نقطه‌ای خسته می‌شوند، کنار می‌کشند یا ترجیح می‌دهند راهی کم‌هزینه‌تر برگزینند، اما بعضی‌ها می‌مانند، چون به کارشان ایمان دارند و می‌دانند اگر آنها عقب بنشینند، بخشی از این سرزمین بی‌پناه‌تر خواهد شد، این ماندن، این وفاداری به مسوولیت، همان چیزی است که باید ستوده شود.

ما برای ساختن آینده‌ای بهتر، فقط به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی نیاز نداریم به الگو هم نیاز داریم، جامعه‌ای که زنان کوشای خود را نبیند از نیمی از ظرفیت الهام‌بخش خود محروم می‌شود، دختران جوان باید نام زنانی را بشناسند که با دانش، استقامت و تعهد، راهی واقعی در برابرشان گشوده‌اند، باید بدانند زن بودن، مانع حضور در سخت‌ترین و جدی‌ترین عرصه‌های علمی و فرهنگی نیست و باید چهره‌هایی را ببینند که ثابت کرده‌اند، می‌شود در اوج وقار، در اوج تخصص و در اوج مسوولیت ایستاد و اثر گذاشت، معرفی و بزرگداشت چنین زنانی، فقط ادای احترام به گذشته نیست؛ سرمایه‌گذاری برای آینده است.

کلام آخر:

قدر دانستن زنانی مانند حمیده چوبک، تنها با تبریک گفتن در یک روز خاص یا نوشتن چند سطر ستایش‌آمیز محقق نمی‌شود، قدر دانستن یعنی روایت کارشان را به حافظه عمومی بسپاریم، یعنی در رسانه، آموزش، فرهنگ عمومی و نهاد‌های رسمی، سهم واقعی آنان را بازگو کنیم ونگذاریم نام‌هایی که برای این سرزمین زحمت کشیده‌اند، در حاشیه بمانند، بپذیریم میراث فرهنگی، فقط با سنگ و خاک و پرونده ثبت جهانی زنده نمی‌ماند؛ با انسان‌هایی زنده می‌ماند که عاشقانه از آن پاسداری می‌کنند.

ثبت جهانی قلعه الموت، اگرچه افتخاری ملی است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، فرصتی است برای تامل درباره کسانی که این افتخار را ممکن کرده‌اند، در میان آنان، حمیده چوبک نماد زنانی است که بی‌ادعا، اما موثر، بار بزرگی از مسوولیت فرهنگی این سرزمین را بر دوش کشیده‌اند، این زنان را باید دید، باید نام برد، باید ستود و باید به نسل‌های بعد شناساند، زیرا هر جامعه‌ای به اندازه‌ای بالغ است که بتواند خدمتگزاران خاموش خود را بشناسد و پاس بدارد.

امروز در کنار شادی ثبت جهانی الموت، شایسته است به احترام زنانی از این جنس بایستیم؛ زنانی که نه فقط از یک دژ تاریخی، که از شان فرهنگ، از حافظه ملی و از امید به آینده پاسداری کرده‌اند، قدر این زنان باید دانسته شود نه از سر تعارف، بلکه از سر عدالت، چون تاریخ را فقط شاهان و جنگ‌ها نمی‌سازند؛ گاه زنی آرام، دانشمند و استوار، با سال‌ها ماندن و مراقبت، بخشی از تاریخ را از نابودی نجات می‌دهد و برای همیشه به یک ملت هدیه می‌کند.

منبع: ایرنا

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.