«باج‌گیری عاطفی» را از تربیت فرزند دلبندتان حذف کنید! انتقاد ملی‌پوش تیراندازی با کمان از گرانی تجهیزات مرتبط با این رشته ورزشی آغاز سومین دوره رقابت‌های بین المللی تکواندو زنان از فردا (جمعه ششم شهریورماه ۱۴۰۵) درخشش دختر تنیسور ایرانی در رقابت‌های تورجهانی تنیس تونس اینفوگرافی | چند ترفند کاربردی برای از شیر گرفتن کودک زنان در قانون‌گذاری‌های کشور چه جایگاهی دارند؟ تحلیلی بر غربالگری سلامت زنان سرپرست خانوار در کشور | سرطان سینه؛ یک بیماری با بیشترین فراوانی ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید حسینعلی کامیاب اما و اگرهای وابستگی کودک به مادر در سال‌های نخست زندگی چه زمانی زنگ خطر برای صمیمیت زناشویی به صدا درمی‌آید؟ اجرای غربالگری سرطان پستان ویژه زنان ۳۰ تا ۶۹ سال در تربت حیدریه معرفی راهکاری مناسب برای نگهداری از غذای کودک در طولانی مدت طرز تهیه یک شربت خنک‌تر از موهیتو با استفاده از چند برگ نعناع تغییر حدود ۷۸ درصدی تیم ملی کبدی بانوان ایران در سال ۱۴۰۵ حضور تنها نماینده شمشیربازی زنان ایران در بازی‌های آسیایی حضور ۲ فوتسالیست خراسانی در اردوی تیم ملی جوانان اینفوگرافی | افسردگی بعد از زایمان چند ترفند کاربردی برای از شیر گرفتن کودک چاقی و لاغری در انتخاب همسر تا چه اندازه مهم است؟ زمان برگزاری اولین دربی فوتبال زنان ایران مشخص شد
سرخط خبرها
«باج‌گیری عاطفی» را از تربیت فرزند دلبندتان حذف کنید!

«باج‌گیری عاطفی» را از تربیت فرزند دلبندتان حذف کنید!

  • کد خبر: ۴۴۱۰۱۱
  • ۰۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۱
والدین، گاهی کاملاً ناآگاهانه و صرفاً از روی استیصال، فضا را طوری طراحی می‌کنند که کودک برای فرار از «ترس رها شدن»، ادای «دین به فداکاری‌های پدر و مادر» و رهایی از «عذاب وجدان»، تسلیم شود.

به گزارش شهرآرانیوز؛ تصور کنید؛ عقربه‌های ساعت به هشت شب نزدیک شده و کف اتاق نشیمن پر از اسباب‌بازی‌های پراکنده است. مادر یا پدری که از فشار‌های روزمره و اقتصادی خسته است، با دیدن این صحنه ناگهان منفجر می‌شود: «باز که این‌جا رو ریختی به هم! من از صبح تا شب دارم برای راحتی شما تو این خونه و بیرون جون می‌کنم، حرص می‌خورم، پیر شدم سر کارای شما. اصلاً می‌ذارم از این خونه می‌رم تا یه کم قدرم رو بدونید!»

کودک با چشمانی پر از اشک و ترسی عمیق در دل، شروع به جمع کردن اسباب‌بازی‌ها می‌کند. اتاق تمیز می‌شود؛ اما به چه قیمتی؟ به قیمت بیرون کشیدن یک آجر حیاتی از دیوار «امنیت روانی» کودک. این صحنه آشنا در بسیاری از خانه‌ها، دقیقاً همان چیزی است که روان‌شناسان به آن «باج‌گیری عاطفی» می‌گویند.

برای ساختن خانه‌ای که در آن روان کودک سالم بماند، باید این ابزار کنترلی مخرب را بشناسیم و مهارت‌های سالمی را جایگزین آن کنیم.

مثلث مهلک: کنترل با اهرم‌های سمی

باج‌گیری عاطفی روی یک مثلث نامرئی در فضای خانه بنا می‌شود: ترس، دین (تعهد) و احساس گناه.

والدین، گاهی کاملاً ناآگاهانه و صرفاً از روی استیصال، فضا را طوری طراحی می‌کنند که کودک برای فرار از «ترس رها شدن»، ادای «دین به فداکاری‌های پدر و مادر» و رهایی از «عذاب وجدان»، تسلیم شود. کودک در اینجا یاد نمی‌گیرد که نظم چیز خوبی است؛ بلکه یاد می‌گیرد برای از دست ندادن تنها پناهگاهش (عشق والدین)، باید خواسته‌ها و احساسات خودش را خفه کند.

ترک‌های پنهان

در فرهنگ ما، مفهوم «فداکاری پدر و مادر» ارزش بسیار بالایی دارد. اما همین ارزش زیبا، گاهی در لحظات خشم به یک سلاح تبدیل می‌شود. جملات زیر مصادیق بارز باج‌گیری عاطفی هستند که باید از ادبیات خانه حذف شوند:

القای احساس گناه:

«با این نمره‌هایی که گرفتی، زحماتم رو هدر دادی و مرا پیر کردی.»

تهدید به طرد شدن:

«اگه این لقمه رو نخوری، دیگه مامان/بابای تو نیستم.»

ایجاد شرم و مقایسه:

«ببین بچه فلانی چقدر مایه افتخار خانواده‌اش است، تو فقط باعث خجالت و دق دادن مایی.»

تاوان سنگین در بزرگسالی

کودکی که مدام در معرض این جملات است، در بزرگسالی به فردی «مهرطلب» تبدیل می‌شود. او کسی است که در محل کار نمی‌تواند به خواسته‌های غیرمنطقی مدیرش «نه» بگوید، در روابط دوستانه برای راضی نگه داشتن دوستانش از خواسته‌های خود می‌گذرد و همیشه اضطراب دارد که مبادا دیگران را از خود ناامید کند. این خشم‌های سرکوب‌شده در نهایت به شکل رفتار‌های غیرمستقیم (مثل لجبازی‌های پنهان یا افسردگی) در زندگی او سر باز می‌کنند.

نوسازی بنای تربیت

برای تغییر دکوراسیون روانی خانه از یک «فضای شرطی و پر از اضطراب» به یک «پناهگاه امن»، باید این مهارت‌های جایگزین را تمرین کنیم:

تفکیک هویت کودک از رفتار او

قاطع بودن به معنای گروکشی محبت نیست. وقتی کودک اشتباهی می‌کند، جریمه یا پیامد باید مستقیماً به همان رفتار برگردد، نه به میزان عشق شما به او.

به جای: «دیگه دوستت ندارم، چون داد زدی.»

بگوییم: «من همیشه دوستت دارم و پسر/دختر عزیز منی، اما از داد زدنت ناراحتم و تا زمانی که آروم نشی، نمی‌تونیم بازی کنیم.»

عدم فرافکنی خستگی‌های اقتصادی بر دوش کودک

در روزگار فشار‌های اقتصادی، آستانه تحمل والدین پایین می‌آید. اما روان کودک، ضربه‌گیرِ مشکلات مالی و خستگی‌های بزرگسالانه نیست.

به جای: «من از صبح تا شب برای شما کار می‌کنم، بعد تو این‌طور غذا می‌خوری؟»

بگوییم: «غذا خوردن با این روش باعث کثیف شدن میز می‌شه. لطفاً درست بشین.» (بدون وصل کردن رفتار کودک به خستگی‌ها و فداکاری‌های والد).

ترسیم مرز‌های قاطع، بدون تزریق شرم

قوانین خانه باید شفاف و منطقی باشند. کودک باید بداند تخطی از قانون چه پیامد مشخصی دارد، بدون آنکه والد مجبور شود نقش یک قربانیِ رنج‌کشیده را بازی کند. اگر زمان تماشای تلویزیون تمام شده، فقط تلویزیون خاموش می‌شود؛ نیازی به سخنرانی درباره قدرنشناسی کودک نیست.

رسمیت شناختن حق اعتراض

فضای خانه باید آن‌قدر امن باشد که کودک بتواند بدون ترس از برچسب خوردن یا طرد شدن، بگوید: «من الان عصبانیم!» یا «من این غذا رو دوست ندارم». اجازه دادن به کودک برای ابراز هیجانات منفی، پایه‌های استقلال و اعتمادبه‌نفس او را محکم می‌کند.

خانه باید پناهگاهی باشد که کودک در آن، بدون پرداخت عوارض عاطفی و بدون ترس از دست دادن محبت، رشد کند. با حذف ادبیات آغشته به «ترس و احساس گناه»، می‌توانیم معماری روان فرزندانمان را بر پایه‌های مستحکم استقلال و سلامت روان بنا کنیم تا در بزرگسالی، انسان‌هایی آزاده و با ثبات باشند.

منبع: فارس

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.