ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمد امان نگاهی به عملکرد تیم ملی بسکتبال ۳نفره زنان ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ لزوم حمایت از نقش مادری در کنار مشارکت اقتصادی زنان در جامعه برای یک شادی دسته جمعی طرز تهیه کیک زبرا در منزل + فیلم روایت بانوی وزنه‌بردار تاریخ‌ساز کشورمان که با دست پر از بازی‌های آسیایی برگشت | مادرم تنهامربی‌ام بود برگزاری دومین نشست علمی فرهنگی کنگره بین‌المللی حضرت بی‌بی حکیمه (س) در مشهد رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در محفل زیارت عاشورا و گفتمان دینی می‌شود (۱۳ مهر ۱۴۰۵) حضور ۱۰ تیم در فصل جدید لیگ برتر بسکتبال بانوان کشور | مسابقات از ۸ آبان ماه ۱۴۰۵ آغاز می‌شود مادر؛ معمار نخستین هویت و ریشه اصیل نسل آینده هشدار | شیوع اختلالات خلقی و اضطرابی در زنان شاغل در کشور ۲ برابر مردان است مهریه در مجلس شورای اسلامی به کجا رسید؟ احکام شرعی | درباره حکم شرعی شستن لباس نجس با لباسشویی چه می‌دانید؟ ویژه‌برنامه‌های رواق حضرت نجمه خاتون(س) حرم مطهر رضوی برای بانوان ( یکشنبه؛ ۱۲ مهر ۱۴۰۵) عدم هماهنگی با همسر؛ بزرگترین چالش والدین در تربیت فرزندان | راهکار چیست؟ حضور بانوی اسکی‌باز خراسانی در نخستین حضور ایران در قهرمانی رولراسکی آسیا ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید حسن غفاری تلگرد ثبت بیش از یک هزار واقعه طلاق در خراسان شمالی در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ آشپزی | سوپ کدو حلوایی؛ یکی از محبوب‌ترین سوپ‌های پاییزی + طرز تهیه ضرورت تقویت نقش زنان در عرصه‌های مدیریتی و اجتماعی
سرخط خبرها
ریحانه کریمی

روایت بانوی وزنه‌بردار تاریخ‌ساز کشورمان که با دست پر از بازی‌های آسیایی برگشت | مادرم تنهامربی‌ام بود

  • کد خبر: ۴۵۰۱۳۳
  • ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۶

آزیتا حسین‌زاده عطار| شهرآرانیوز؛ وقتی ریحانه کریمی روی صندلی تحریریه شهرآرا می‌نشیند، آرامش چهره بیست‌ساله‌اش فرسنگ‌ها با آن غرش حماسی روی تخته ناگویا فاصله دارد، اما کافی است نگاهت به انگشتان و کف دستانش بیفتد؛ خطوط ناهموار و پینه‌هایی سخت که داستان سال‌ها جنگیدن با آهن سرد را لو می‌دهند. مادرش که شانه به شانه او تا تحریریه آمده، با نگاهی که آمیخته‌ای از افتخار و بغضی پنهان است، دست دخترش را لمس می‌کند و می‌گوید: «گاهی زیر فشار تمرین، از همین پینه‌ها خون می‌زد….» ریحانه آرام لبخند می‌زند، قلمی به دست می‌گیرد تا یادگاری‌اش را برای روزنامه بنویسد. دانشجوی ترم چهارم علوم ورزشی دانشگاه فردوسی مشهد که حالا نخستین مدال‌آور تاریخ وزنه‌برداری زنان ایران در بازی‌های آسیایی است، می‌گوید وقتی میله را رها کرد، باری سنگین از روی دوشش برداشته شد و همه آن رنج‌ها تبدیل به رهایی شد. این روایت دست‌اول اوست.

من ریحانه کریمی‌ام؛ مسافر سکوی ناگویا

بیست ساله‌ام و دانشجوی علوم ورزشی فردوسی مشهد. مدال برنز ناگویا فقط یک تکه فلز نبود؛ پاسخ به همه روز‌هایی بود که در اوج تنهایی و خستگی از خودم می‌پرسیدم آیا ممکن است روزی روی این سکو بایستم؟ من رفتم تا کار نیمه تمام را تمام کنم.

مادرم تنهامربی‌ام بود

یک سال تمام در اردو زندگی کردم و در همه این مدت شاید فقط پنج یا شش روز پایم به خانه رسید. حتی در روز‌های پرالتهاب جنگ هم در اردو ماندیم و تمرین‌ها بعد از وقفه‌ای کوتاه از سر گرفته شد. روز‌هایی که به مشهد برمی گشتم، گاهی مربی نداشتم. مادرم چادر به کمر می‌بست، با من به سالن می‌آمد و پا به پایم می‌ایستاد تا تنها نباشم. بار‌ها با چشمان اشک بار رو به آسمان گفتم: خدایا، با این سالن‌های غیراستاندارد و دست خالی چطور با غول‌های جهان رقابت کنم؟ اما مادرم هر روز در گوشم تکرار می‌کرد: ریحانه، تو می‌توانی؛ نباید بشکنی.

از  تاتامی جودو تا پنجه انداختن با هالتر

ترس از رقیبان سنگین‌تر را در جودو کشته بودم. عضو تیم ملی و پدیده جودو کشور بودم و در دو روز چهارده حریف را در کمتر سی ثانیه شکست دادم. در باشگاه همیشه با وزن‌های ۸۰ و ۱۰۰ کیلوگرم مبارزه می‌کردم. همین گذشته باعث شد وقتی با امکانات کم و هالتر‌های فرسوده تمرین می‌کردم، از نظر روانی فولادین شوم و از روبه روشدن با حریفان قدر نترسم.

۲۰ ثانیه فرصت داشتم

در اتاق گرم ناگویا، صدای سقوط وزنه‌ها وحشتناک‌ترین استرس را‌ می‌ساخت، اما من هدست گذاشته بودم و حتی لحظاتی خوابم برد! ماجرا روی تخته شروع شد؛ حریفان مغول و کره‌ای دست به یکی کردند. وزنه بردار مغولستان با یک حرکت صوری انصراف داد تا نوبت من برسد. هنوز بدنم گرم نشده بود که صدایم کردند. فقط بیست ثانیه فرصت داشتم! مچ بند بستم و روی تخته رفتم. حرکت اول از دست رفت و در جدول سه امتیاز عقب افتادم، اما عهد کردم در دوضرب همه چیز را پس بگیرم.

تصویر اشک‌های مادرم

نوبت دوضرب رسید. وزنه ۱۳۶کیلوگرم بود. می‌دانستم اگر مهارش نکنم، دست خالی برمی گردم. با ۱۰۷کیلو در یک ضرب و ۱۳۶کیلو در دوضرب، مجموع ۲۴۳کیلوگرم ثبت شد و مدال برنز تاریخ ساز به نام ایران نشست. وقتی هالتر رابالا بردم، در کسری از ثانیه تصویر اشک‌های مادرم، چهار سال شکست قبلی و آرزو‌های دختران ایران از پیش چشمم گذشت. با همه وجود پرتابش کردم. چراغ‌های سفید که روشن شد، همه رنج هایم فریادی شد که در سالن پیچید.

شگفتی رقیبان من

من وزنه بردار دسته ۶۹کیلو بودم، اما صبح وزن کشی ۶۹کیلو و ۵۰۰گرم شدم؛ درحالی که مرز پذیرش ۶۹.۲۰۰ بود. درنتیجه، کادرفنی تصمیم گرفت در دسته ۷۷کیلو وزنه بزنم. شاید در ۶۹کیلو نقره می‌گرفتم، اما در ۷۷کیلو با قهرمانانی که برنز جهان داشتند، رقابت کردم و موفق شدم آنها را نغلوب کنم.

در نشست خبری وقتی رقیبان چینی و قزاق هدفم را پرسیدند، گفتم هنوز وزنم مشخص نیست. من امروز از ۶۹کیلو به دسته شما آمده‌ام! همه از تعجب خشکشان زده بود.

حامیانی که چراغ راه شدند

خانم الهام حسینی پس از ناکامی حرکت نخست، با طمأنینه مرا به بازی برگرداند. آقای انوشیروانی، رئیس فدراسیون، در اردو‌ها مثل پدر کنارمان بود و حتی روی تغذیه ما نظارت ویژه داشت. در مشهد هم مربیان، خانم مینا عصفوری، و آقای عظیم خوانی در هیئت همواره پشتوانه‌ام بودند.

تقدیم مدال به امام رضا (ع)

اوایل شاید بگویند وزنه برداری ورزش و رشته‌ها خانم‌ها نیست، اما وقتی روی سکو می‌روی، دنیا احترام می‌گذارد. هیچ کاری برای دختران ما نشد ندارد. مدال بازی‌های آسیایی شیرین بود و در ادامه مقصد بعدی من مسابقات جهانی چین است و تا پای سکوی المپیک نخواهم ایستاد. من این مدال را به امام رضا (ع) که همیشه به این امام مهربان متوسل شده‌ام و همین طور همه مردم شریف کشورمان تقدیم می‌کنم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.