تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است رقابت ۴۲ تیم بانوان منطقه ۲ شهرداری مشهد در مسابقات داژبال محلات برگزاری رقابت‌های فوتبال زنان بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ با قضاوت بانوان داور ایرانی چطور با یک جمله همسرتان را فرمانروا یا ملکه کنید؟ چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟ عدم انتقال HIV از مادر به نوزاد در ایران طی ۳ سال گذشته
سرخط خبرها
بدهی‌های مراسم عقد

بدهی‌های مراسم عقد

  • کد خبر: ۴۴۳۶۵۸
  • ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
از قدیم گفته‌اند پول عروسی و پول خانه جور می‌شود. برای من هم جور شده بود، ولی پس‌دادنش جور نمی‌شد.
قاسم رفیعا
نویسنده قاسم رفیعا

به گزارش شهرآرانیوز؛ از قدیم گفته‌اند پول عروسی و پول خانه جور می‌شود. برای من هم جور شده بود، ولی پس‌دادنش جور نمی‌شد. از ۱۵۰ هزار تومانی که از دوستم برای عقد گرفته بودم ۵۰ هزار تومانش را داده بودم، ولی ۱۰۰ هزار تومانش مانده بود.

آن زمان به عنوان نیروی قراردادی در اداره کل آموزش وپرورش کار می‌کردم. یک روز توی روابط عمومی نشسته بودم، پیرمردی وارد شد و یک کتاب را گذاشت جلوی من و گفت‌: شما آقای رفیعا هستید؟

گفتم‌: بله بفرمایید.

- این مجموعه شعر منه. رفته‌ام مجوز بگیرم ارشاد گفته شعراتون ایراد داره. آقای محدثی گفته برو بده رفیعا برات درست کنه. البته در قبال دریافت وجه.

من نگاهی به اشعار انداختم دیدم خیلی داغونه. گفتم‌:

- نه پدرجان این کار من نیست.

پیرمرد با دلخوری رفت. چند دقیقه بعد آقای مصطفی محدثی خراسانی (آن زمان مسئول کانون شعرای اداره کل خراسان رضوی بود) زنگ زد که:

- چرا کار این بنده خدارو راه نمی‌اندازی؟

- استاد اوضاع این کار‌ها خیلی خرابه. اصلا باید براش دوباره شعر بگی.

- خوب بگو. حق‌الزحمه هم بگیر.

چند دقیقه بعد پیرمرد دوباره آمد و من گفتم:

- من ۱۰۰ هزار تومان می‌گیرم و کارتان را انجام می‌دهم.

یعنی اگر ۲۰ هزار تومان بدهکار بودم می‌گفتم ۲۰ هزار تومان. ۱۰۰ هزار تومان همین‌جوری به دهانم آمد و بنده خدا هم قبول کرد. یک هفته نشستم و شروع کردم به شعر گفتن (شعر که چه عرض کنم) یک نگاهی به شعر پیرمرد می‌کردم و شروع می‌کردم به نوشتن یک نظم تازه. بعضی از کار‌ها خیلی قشنگ از کار در می‌آمد.

هفته بعد مجموعه اشعار پیرمرد را برایش بردم. پیرمرد تورقی کرد و خواند و گفت:

- خیلی خوب شد!

-‌بله این اشعار شماست که اصلاح شده.

- اینارو از جایی که بر نداشتید؟

- نه حاج آقا از خودم نوشتم.

پیرمرد به دوتا عکس بالای سرش اشاره کرد و گفت‌:

- من پدر شهیدم. تنها فرزندم شهید شده. اونم همسر مرحوممه. من می‌خواستم از خودم یک اثری به یادگار بذارم.

بعد دست کرد زیر فرش و یک بسته ۱۰۰ هزار تومانی بیرون آورد و داد به من. من رابین‌هود شده بودم و می‌خواستم پول را نگیرم ولی پیرمرد گفت:

- اگه نگیری من شعر‌ها را نمی‌گیرم.

خلاصه این‌جوری شد که من موفق شدم بدهی عقد را بدهم. نمی‌دانم مجموعه اشعار پیرمرد چاپ شد یا نه. نمی‌دانم پیرمرد زنده است یا به‌رحمت‌خدا رفته. فقط می‌دانم پدر شهید آمده بود به من کمک کند تا بدهی جامانده‌ام را بدهم.

ارسال نظرات
captcha
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.