به گزارش شهرآرانیوز؛ بیش از ۲۰۰ شب از حضور مردم در میدان گذشته است؛ حضوری که در آن زنان سهمی پررنگ دارند و در بسیاری از تصاویر و روایتها، خانوادهها و زنان در کنار یکدیگر دیده میشوند. اما آیا نقش زنان در این میدان را باید تنها در شمار آنها خلاصه کرد؟ سحر دانشور، پژوهشگر حوزه زنان، معتقد است پاسخ منفی است.
او تأکید میکند که برای فهم نقش زنان در این میدان، باید از «کمیت حضور» عبور کرد و به کیفیت، جنس و سرریز این حضور به زندگی روزمره توجه داشت.
دانشور با اشاره به ادبیات رایج درباره نسبت زن ایرانی با فعالیت اجتماعی میگوید سالها برای نشاندادن اثرگذاری زنان، معمولاً به نمونههایی مانند حضور زنان در انقلاب، پشتیبانی از دفاع مقدس یا حضور در برخی مشاغل و عرصههای اجتماعی اشاره میشد، اما اکنون صحنه متفاوتی شکلگرفته است.
به گفته او، زنانی که امروز در میدان حضور دارند، همان زنانی هستند که در طول چند دهه گذشته در محله، خانواده، محیط کار، گروههای زنانه و شبکههای اجتماعی غیررسمی خود فعال بودهاند.
او معتقد است این میدان، ناگهان چنین زنی را خلق نکرده، بلکه بخشی از ظرفیتهایی را که سالها کمتر دیده شده بود، آشکار کرده است.
یکی از مهمترین نکات مورد تأکید دانشور، وجود شبکههایی است که پیش از این نیز در جامعه فعال بودهاند، اما کمتر وارد نظام تحلیل و بازنمایی رسانهای شدهاند.
او از گروههای مادرانه، مجموعههای زنانه، فعالیتهای محلی، ارتباطات همسایگی و شبکههایی سخن میگوید که در سالهای گذشته در موضوعات مختلف از خانواده و تربیت فرزند تا محیطزیست و مسائل اقتصادی فعالیت کردهاند.
به اعتقاد او، همین شبکههای بهظاهر آرام و کم سروصدا میتوانند در یک موقعیت بحرانی، بهسرعت فعال شوند و فعالیت خود را از خانه و محله به خیابان و میدان گسترش دهند.
دانشور تأکید میکند که مسئله فقط این نیست که این زنان «الان» در خیابان دیده شدهاند؛ بلکه باید پرسید چه چیزی در سالهای گذشته در زندگی آنها شکلگرفته که امروز چنین حضوری را ممکن کرده است؟
دانشور در بخش دیگری از این گفتوگو تأکید میکند که حضور زنان فقط به معنای اضافهشدن یک بخش از جمعیت به میدان نیست؛ بلکه جنس حضور را نیز تغییر میدهد.
او حضور مادر در کنار فرزند، همسر در کنار خانواده و شکلگیری روابط و کنشهای خانوادگی در میدان را بخشی از همین تفاوت میداند.
از نگاه او، یکی از مهمترین نشانهها، حضور خانوادههایی است که حتی کودکان خردسال خود را نیز همراه میآورند. او به روایت مادری اشاره میکند که فرزند خردسالش تا نیمههای شب در میدان حضور داشته و وقتی اطرافیان پیشنهاد میکنند کودک را بهجای امنتری منتقل کند، پاسخ میدهد که میخواهد فرزندش این روزها را لمس کند و بعدها بداند خانوادهاش در چه شرایطی در میدان حضور داشتهاند.
به باور دانشور، این یک رفتار صرفاً سیاسی یا لحظهای نیست؛ یک کنش تربیتی نیز هست.
او میگوید اگر چنین جزئیاتی دیده شود، مشخص میشود که حضور خانوادگی در میدان تنها برای دفع یک خطر فوری نیست، بلکه حامل تصویری از «زندگی مطلوب» و نوعی نگاه به آینده و تربیت نسل بعد است.
یکی از محوریترین پرسشهای این گفتوگو این است که آیا با پایان یافتن شرایط فعلی، این حضور نیز به پایان میرسد؟
دانشور پاسخ خود را بر مفهوم «سرریز» بنا میکند. به اعتقاد او، خیابان تنها یکی از مقاطع حضور اجتماعی این زنان است و آنچه امروز در میدان دیده میشود، میتواند پس از پایان این مقطع به عرصههای دیگری مانند اقتصاد، فعالیت اجتماعی، محله، خانواده و مدیریت شهری منتقل شود.
او تأکید میکند زنی که در این مدت تجربه حضور، همکاری، شبکهسازی و حل مسئله را به دست آورده، الزاماً به نقطه قبل از این تجربه بازنمیگردد.
از نگاه او، مهم این است که مدیران و سیاستگذاران این ظرفیت را ببینند و بپرسند: این نیروی اجتماعی پس از خیابان قرار است کجا و چگونه به کار گرفته شود؟
دانشور یکی از مهمترین پیامدهای این حضور را متوجه مدیریت شهری میداند.
به گفته او، اگر حضور زنان را جدی بگیریم، دیگر نمیتوان تنها درباره حضور آنها در خیابان صحبت کرد؛ بلکه باید پرسید شهری که قرار است این زنان در آن زندگی کنند، تا چه اندازه با زندگی واقعی آنها تناسب دارد.
او از شهری سخن میگوید که باید نیازهای زن و مادر را ببیند؛ از امکان استفاده مادران از حملونقل عمومی و فضاهای شهری گرفته تا امکانات لازم برای حضور خانواده و کودک.
اما مسئله از این نیز فراتر است. به اعتقاد او، مدیریت شهری باید درباره این سؤال فکر کند که اگر سبک زندگی خانواده ایرانی و زن ایرانی را جدی بگیریم، شهر متناسب با آن چگونه باید طراحی شود؟
دانشور در این زمینه نسبت به تقلیل مسئله به «تسخیر خیابان» نیز هشدار میدهد و معتقد است حضور زنان در فضاهای شهری نباید صرفاً به یک نمایش یا رقابت نمادین تبدیل شود؛ بلکه باید به بازاندیشی درباره خودِ فضای شهر و نسبت آن با خانواده و زندگی واقعی منجر شود.
در نهایت، دانشور مهمترین خلأ موجود را در نحوه روایت این زنان میداند. به اعتقاد او، در بسیاری از روایتها فقط «امروز» زن دیده میشود؛ زنی که در میدان ایستاده، شعار میدهد، خانوادهاش را همراه کرده یا در یک تجمع حضور دارد. اما بخش مهمتر این است که بدانیم این زن چگونه به این نقطه رسیده است.
او میگوید اگر گذشته این زن دیده نشود، آینده او نیز دیده نخواهد شد. از نگاه دانشور، زنی که امروز در میدان حضور دارد، همان زنی است که سالها در خانواده، محله، محیط کار، گروههای زنانه و شبکههای اجتماعی خود زیسته و تجربه اندوخته است. میدان، در این نگاه، نقطه آغاز نیست؛ نقطه تبلور بخشی از یک زیست چندساله است.
بر همین اساس، او معتقد است مهمترین وظیفه رسانه، دانشگاه و مدیران این نیست که این زن را به یک تصویر کلیشهای تبدیل کنند، بلکه باید تلاش کنند او را همانگونه که هست بشناسند و کیفیت واقعی کنش او را ببینند.
دانشور در پایان تأکید میکند که اگر معنای درونی این حضور فهم و به عرصههای دیگر زندگی منتقل شود، حضور زنان در خیابان میتواند فراتر از یک رخداد مقطعی، به یک ظرفیت اجتماعی گستردهتر تبدیل شود؛ ظرفیتی که میتواند در خانواده، اقتصاد، محله، مدیریت شهری و دیگر عرصههای جامعه امتداد پیدا کند.
منبع: فارس