به گزارش شهرآرانیوز؛ چند شب قبل، مالک یک گل فروشی در محدوده احمدآباد، هنگام تعطیل کردن مغازه اش، متوجه جای خالی دهها میلیون تومان گل زینتی در مغازه شد. این فرد موضوع را به پلیس اعلام کرد. با حضور گشت پلیس در محل، تحقیقات اولیه آغاز شد؛ اما این پایان سرقت گلهای زینتی گران قیمت نبود، زیرا همان شب گل فروش دیگری پلیس را از سرقتی مشابه باخبر کرد.
مال باخته مدعی شد برای دومین شب، گلهای زینتی مغازه اش دزدیده شده است. او درباره اینکه چرا شب قبل دزدی را به پلیس اعلام نکرده است، مدعی شد: گمان نمیکردم موضوع مهمی باشد و پلیس برای سرقت چند گلدان و گل وقت بگذارد.
در پی اعلام سرقتهای سریالی از گل فروشیهای منطقه احمدآباد، سرهنگ حسن قادری، رئیس کلانتری احمدآباد، با صدور دستوراتی تخصصی، گروهی از افسران دایره تجسس را مأمور بررسی این پرونده کرد.
مأموران دایره تجسس این کلانتری به سرپرستی سروان جواد ابراهیمی به محل اولین گل فروشی رفتند. هرچند این فروشگاه دوربین داشت، تصاویر بیرون مغازه ضبط نشده بود؛ موضوعی که در کنار به سرقت رفتن گلهای گران قیمت نشان میداد این دو سرقت احتمالا توسط سارقانی حرفهای انجام شده است.
در ادامه تحقیقات میدانی مشخص شد این دو سرقت در حوالی ساعت ۲۲ تا ۲۳ انجام شده است؛ موضوعی که سبب شد مأموران از مال باخته و شاگردانش بخواهند در شب سوم بیش از قبل مراقب باشند و در صورت مشاهده هر مورد مشکوکی با پلیس تماس بگیرند.
در ادامه تیم تحقیق به محل دومین گل فروشی در خیابان بعثت رفت. هرچند این واحد صنفی مجهز به دوربین مداربسته نبود، اما چند فروشنده داشت که هیچ کدام از آنها متوجه چگونگی به سرقت رفتن گلها نشده بودند. مأموران دایره تجسس کلانتری احمدآباد در بدو ورود به این واحد صنفی، متوجه وجود دوربین مداربسته یک شرکت خصوصی شدند که بیرون این گل فروشی را به طور کامل پوشش میداد.
مأموران بلافاصله سراغ مالک این شرکت رفتند و از او خواستند تصاویر دوربین هایش را در اختیار آنها قرار دهد. تیم تحقیق در جریان بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته این شرکت به مطابقت آنها با دوربین گل فروشی ملاصدرا پرداختند.
تیم تحقیق در بازبینی تصاویر دوربین مداربسته متوجه شد که حوالی ساعت ۲۲، یک دستگاه پراید در مقابل این گل فروشی توقف کرده است. با توجه به اینکه چهار سرنشین این خودرو دو زن جوان و دو دختر نوجوان بودند، احتمال سرقت از سوی آنها کمتر بود، ولی مأموران رفتار سرنشینان این خودرو را زیرنظر گرفتند. پس از توقف این خودرو در مقابل گل فروشی، راننده پیاده نشد، اما زنی جوان که روی صندلی شاگرد نشسته بود، به همراه دو دختر نوجوان از خودرو پیاده شد.
زن جوان ماسک بهداشتی به صورت و کلاه آفتابی بر سر داشت. او وارد مغازه شد و دو دختر نوجوان بیرون مغازه ایستادند. لحظاتی بعد دختران چند بسته گل بزرگ را که توی پیاده رو مقابل مغازه بود برداشتند و به سمت خودرو دویدند. لحظاتی پس از بازگشت آن ها، زن جوان از مغازه بیرون آمد و سوار خودرو شد. پراید که به راه افتاد، مأموران با این فرضیه که سرنشینان خودرو به سمت گل فروشی دیگری میروند، به بررسی دوربینهای ترافیکی پرداختند. ظن مأموران درست بود و این خودرو مقابل گل فروشی دیگری توقف کرد.
مأموران بلافاصله تصویر شب قبل را بررسی کردند و متوجه شدند همان گروه مقابل گل فروشی دیگری از خودرو پیاده شدند و لحظاتی بعد همان اقدامات مقابل گل فروشی قبلی مقابل این مغازه نیز تکرار شد. در بازبینی دوربین داخل گل فروشی، مأموران دیدند زن جوان در مغازه طوری ایستاده است که چهرهاش در دوربین مغازه ضبط نشود و بعد از کمی گپ و گفت با فروشنده با علامت دست به دختران نوجوان فرمان سرقت را صادر کرد.
با مشاهده این تصویر، پلیس بلافاصله مالک پراید را شناسایی کرد. با توجه به اینکه متهم فاقد سوءسابقه بود، مأموران فقط به احضار او بسنده کردند. پس از تماس مأموران، این زن که ساکن یکی از مناطق حاشیه شهر بود، به بهانههای مختلف حضورش را چند روزی به تأخیر انداخت.
او سرانجام به کلانتری احمدآباد رفت و پس از شنیدن اتهاماتش، منکر انجام هرگونه جرمی شد. انکارهای او ادامه داشت تا اینکه مأموران تصاویر خودرواش را به او نشان دادند. زن جوان با مشاهده تصاویر همان لحظه از مأموران خواست اجازه دهند موضوع را با شوهرش در میان بگذارد.
پس از تماس زن با شوهرش، او در اظهاراتی مدعی شد: من در یکی از سالنهای زیبایی بانوان در محدوده بولوار وکیل آباد کار میکنم. تخصص اصلی من کاشت ناخن است و بیشتر مشتریانم ثابت هستند. زنی را که از ماشین من پیاده میشود، نمیشناسم، اما من در این دو شب که سرقتها انجام شده، ماشینم را به او -که یکی از مشتریان ثابتم است- قرض دادهام.
زن ادامه داد: من و این زن از هشت ماه قبل که به سالن ما آمد، با هم دوست شدیم. در طول این مدت بارها او به سالن آمد و ما با هم دوست صمیمی شدیم. در این دو شب، دوستم با من تماس گرفت و گفت که حال مادرم خوب نیست و اگر ممکن است پرایدت را به من قرض بده تا او را به دکتر ببرم. من هم به خاطر دوستی مان قبول کردم، اما از او کارت ملی اش را گرفتم.
شب دوم نیز همین درخواست را کرد و گفت مادرم را برای آزمایشی که پزشک نوشته است باید به آزمایشگاه ببرم. من هم ماشینم را به او دادم. من نمیدانستم چه کاری کرده است و بعد از آن هم دیگر او را ندیدم. اما اظهارات این زن مورد قبول پلیس نبود و آنها با رد صحبتهای او، براساس یافته هایشان معتقد بودند که او خودش با متهم اصلی همکاری داشته است.
مأموران در ادامه با شماره زن دیگر تماس گرفتند. زن جوان پس از شنیدن اتهامش، منکر انجام هرگونه جرمی شد و همه اتهامات را رد کرد و مدعی شد که در شمال کشور است و تا هفته آینده نمیتواند به مشهد بیاید.
در ادامه با حضور شوهر مالک خودرو، مرد وقتی فهمید همسرش در این پرونده دست داشته است، با تعجب اعلام کرد که نمیداند چرا همسرش چنین کاری کرده است، اما احتمالا به خاطر تجربه هیجان این کار را کرده است.
مردجوان که ظاهری موجه داشت، مدعی شد رضایت هر دو شاکی را خواهد گرفت. او در ادامه خواست به شاکیها چک بدهد، اما مال باختهها قبول نکردند. مردجوان که نمیخواست شاهد به زندان رفتن همسرش باشد، حدود ۴۰میلیون تومان به شاکیان پرداخت کرد. او که هنوز نتوانسته بود رضایت یکی از شاکیان را بگیرد، ساعت مارک دارش را از دستش بیرون آورد و آن را بابت باقی مانده پول گلها به شاکیان داد.
در ادامه گل فروشها با دریافت هزینه گلهای سرقتی، از شکایت خود صرف نظر کردند. با اعلام رضایت دو گل فروش، پرونده این زن جوان، پس از هماهنگی با مقام قضایی، مختومه شد.