محبوبه عظیم زاده | شهرآرانیوز؛ در شمارههای گذشته، درباره سرگرم کردن کودکان تکفرزند و چگونگی تعامل والدین با آنها صحبت کردیم؛ اینکه پدر و مادر چطور میتوانند بدون درگیر کردن تمام وقت و انرژی خود نیازهای عاطفی و سرگرمی فرزندشان را تأمین کنند و در عین حال، فرصت کافی برای بازی مستقل و تجربه دنیای شخصی را در اختیار او بگذارند.
اما وقتی خانواده چند فرزند دارد، ماجرا کمی پیچیدهتر میشود. اینجا دیگر با کودکانی روبهرو هستیم که هرکدام نیازها، علایق و روحیات متفاوتی دارند و ممکن است همزمان به توجه والدین احتیاج داشته باشند. در چنین شرایطی، چطور میتوان میان وقتگذرانی جمعی، توجه اختصاصی به هر فرزند و فرصت بازی مستقل تعادل برقرار کرد؟ آیا والدین باید برای سرگرم کردن همه فرزندان برنامهای مشترک داشته باشند یا بهتر است به هرکدام اجازه دهند مطابق علاقه و نیاز خود پیش برود؟ از سوی دیگر، چگونه میتوان بدون احساس گناه از سرگرم نکردن مداوم بچهها، به آنها فرصت داد خودشان بازی کنند، اختلافهایشان را حل کنند و استقلال بیشتری به دست آورند؟
در شماره امروز، با اتکا به صحبتهای افسانه افسری، روانشناس، درباره مدیریت اوقات فراغت در خانوادههای چندفرزندی و نقش والدین در ایجاد تعادلی میان باهمبودن و مستقل شدن فرزندان صحبت میکنیم.
پیش و بیش از هر چیز باید به خاطر بسپاریم منظور از سرگرم کردن فرزندان، پر کردن همه لحظات آنها نیست.
هدف، فراهم کردن فرصتی برای بازی، ارتباط، خلاقیت، تجربه، استراحت، رشد و استقلال است.
گاهی والدین به دلیل عدم حضور کامل و صددرصدی حس عذاب وجدان میگیرند، اما مهم والد کافی بودن است نه والد کامل بودن.
هیچکدام از ما کامل نیستیم. فقط کافی است حس خوب را به فرزندمان انتقال بدهیم.
در خانوادههای چندفرزندی بهتر است فعالیتها را بر اساس سطح توانایی نیز تنظیم کنیم. مثلا یک فعالیت ساختنی میتواند برای کودک کوچکتر ساده و برای کودک بزرگتر پیچیدهتر باشد؛ بنابراین لازم نیست همه کودکان دقیقا یک کار را انجام دهند.
یکی از مهارتهای مهم والدگری این است که بتوانیم بین همراهی با کودک و سرگرم کردن دائمی او تفاوت قائل شویم.
برای مثال، والد میتواند بازی را شروع کند، چند ایده ارائه دهد و سپس اجازه دهد کودکان ادامه بازی را خودشان مدیریت کنند.
مثلا به جای اینکه دائما بگوید: این کار را بکن، بعد این بازی را انجام بده، بعد برو سراغ آن فعالیت، میتوان گفت: امروز چند تا انتخاب داریم. نقاشی، لگو یا بازی با خمیر. خودتان انتخاب کنید.
این شیوه علاوه بر کاهش فشار والدین، به کودک قدرت انتخاب، تصمیمگیری، حل مسئله و حس استقلال میدهد.
یک برنامه متعادل در طول روز یا در طی یک هفته بهتر است شامل چهار بخش باشد:
کودک خود انتخاب کند بخشی از زمانش را به چه کاری مشغول باشد.
خواهر و برادرها یا اعضای خانواده در فعالیتی مشترک شرکت کنند.
هر کودک زمانی را برای ارتباط اختصاصی با پدر یا مادر داشته باشد.
کودک آزاد باشد که هیچ فعالیت مشخصی نداشته باشد.
والدین گاهی تصور میکنند اگر کودک بیکار باشد حتما باید برایش فعالیت جدیدی پیدا کنند. در حالی که کمی بیحوصلگی میتواند زمینهای برای خلاقیت، ابتکار و کشف علایق کودک باشد. همچنین باید بدانیم بازی مشترک همیشه بهترین گزینه نیست. یکی از باورهای اشتباه این است که خواهر و برادرها باید همیشه با یکدیگر سرگرم باشند. گاهی بازی جداگانه و مستقل برای هر کودک بهتر است؛ بهخصوص زمانی که اختلاف سنی زیادی دارند یا یکی از کودکان به خلوت و آرامش بیشتری نیاز دارد.
والدین باید فراهمکننده فرصت باشند، نه مسئول سرگرمی دائمی. گاهی نیز فقط باید ناظر باشند. کودک برای رشد سالم به ارتباط با والد نیاز دارد، اما نیاز ندارد والد در همه لحظات کنار او باشد.
یکی از نیازهای مهم کودکان این است که احساس کنند جایگاه منحصربهفردی در رابطه با والدین دارند و محبت و توجه کافی را دریافت میکنند.
این زمان اختصاصی لزوما نباید طولانی باشد. گاهی ۱۰ تا ۱۵دقیقه توجه کامل و بدون تلفن همراه، برای ایجاد یک ارتباط باکیفیت بسیار ارزشمند است.
این زمان میتواند متناسب با شخصیت و سن کودک باشد. برای یک کودک ممکن است بازی با لگو جذاب باشد، برای دیگری گفتوگو، نقاشی، پیادهروی، کتاب خواندن یا بازی حرکتی.
در خانوادههای چندفرزندی، گاهی فرزند بزرگتر ناخواسته نقش والد دوم را پیدا میکند. از او انتظار میرود مراقب کوچکترها باشد، همیشه کوتاه بیاید، اسباببازیهایش را بدهد یا در سرگرم کردن آنها کمک کند. کمک گرفتن از فرزند بزرگتر اشکالی ندارد، اما نباید این کمک تبدیل به مسئولیت دائمی مراقبت از خواهر و برادرها شود. فرزند بزرگتر نیز حق دارد بازی کند، استراحت کند، اشتباه کند و بدون مسئولیت مراقبتی، کودک باشد. این وظیفه والد است که بستر را برای کارگروهی فرزندان فراهم کند تا همه فرزندان به یک اندازه از شرایط بهرهمند شوند.
در خانوادههای پرمشغله، استفاده از موبایل، تلویزیون و تبلت ممکن است به یک راهحل سریع برای سرگرم کردن کودکان تبدیل شوند. اینجا فقط مدت زمان استفاده مهم نیست؛ بلکه باید بدانیم صفحهنمایش جایگزین چه چیزی میشود.
اگر صفحه نمایش قرار است جای خواب کافی، فعالیت بدنی، بازی، ارتباط خانوادگی یا تعامل اجتماعی را بگیرد، نیازمند بازنگری است.
بهتر است والدین به جای ممنوعیتهای ناگهانی، قواعد خانوادگی روشن و متناسب با سن داشته باشند و خودشان نیز الگوی استفاده متعادل از تلفن همراه باشند.
یکی از بهترین راهکارها، طراحی خانه به شکلی است که کودک بتواند بخشی از زمان را به شکل مستقل و ایمن بازی کند. برای مثال میتوان چند ایستگاه بازی ایجاد کرد:
مداد رنگی، کاغذ، خمیر، قیچی کودک، چسب و وسایل بازیافتی ساده.
لگو، مکعبها، قطعات ساختنی و وسایل مناسب سن.
کتابهای تصویری و داستانی در دسترس کودک.
عروسک، وسایل آشپزخانه اسباببازی، لباسهای نمایشی و ابزارهای ساده.
پازل، جورچین، بازی حافظه و بازیهای رومیزی متناسب با سن.
لازم نیست همه وسایل همزمان در دسترس باشند. میتوان آنها را به صورت چرخشی ارائه کرد تا جذابیتشان حفظ شود.
گاهی باید انگشت اتهام را به سمت و سوی والدین دراز کرد که آگاهانه و ناآگاهانه دامن به شرایط موجود میزنند. به عنوان نمونه:
یک برنامه ساده برای یک روز فرزندان با سنین مختلف میتواند به این شکل نیز طراحی شود:
صبح: فعالیت حرکتی یا فضای باز
اواسط روز: زمان استراحت و بازی آزاد
بعدازظهر: یک فعالیت مشترک خانوادگی
بخشی از عصر: بازی مستقل یا فعالیت متناسب با هر کودک
شب: ۱۰ تا ۱۵دقیقه زمان اختصاصی با هر کودک، متناسب با شرایط خانواده.
توجه: این برنامه قرار نیست قانون ثابت همه خانوادهها باشد. مهم این است که تعادل میان ارتباط، بازی، استقلال، استراحت و مسئولیتهای روزمره حفظ شود.
عدالت در خانواده الزاما به معنای برابر بودن همه چیز نیست. کودکان در سنین مختلف، نیازهای متفاوتی دارند. یک کودک ممکن است به کمک بیشتری برای انجام تکالیف نیاز داشته باشد و دیگری به زمان بیشتری برای بازی. یک کودک ممکن است به زمان اختصاصی بیشتری با والد نیاز داشته باشد.
بهتر است والدین به جای برابری مکانیکی به دنبال نیاز ویژه هر کودک و پاسخ متناسب با آن باشند. اگر کودکی اعتراض کرد که چرا برای دیگری بیشتر وقت میگذارید میتوان گفت:، چون نیازهای شما با هم فرق دارد. اما هر دوی شما برای ما مهم هستید و برای هر کدامتان زمان مخصوص داریم.
در یک خانواده سالم هر سه نوع تجربههای زیر وجود دار. هر سه نوع رابطه برای رشد کودک اهمیت دارند.