نقش خانواده‎ در مواجهه کودک با فضای مجازی | نه ممنوعیت، نه ولنگاری!

  • کد خبر: ۴۵۱۲۵۸
  • ۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۲
فضای مجازی
کودکی که تا همین چند سال پیش، جهانش در خانه، مدرسه و کوچه خلاصه می شد، حالا خیلی زودتر از آنچه تصور می کردیم، پایش به دنیایی باز می شود که راهش از یک صفحه کوچک و رنگارنگ گوشی تلفن همراه می گذرد.
فاطمه رافع
خبرنگار فاطمه رافع

به گزارش شهرآرانیوز؛ کودکی که تا همین چند سال پیش، جهانش در خانه، مدرسه و کوچه خلاصه می شد، حالا خیلی زودتر از آنچه تصور می کردیم، پایش به دنیایی باز می شود که راهش از یک صفحه کوچک و رنگارنگ گوشی تلفن همراه می گذرد. آمارهای پیمایش ملی «زیست مجازی کودکان و نوجوانان» نیز از همین تغییر حکایت دارد؛ نزدیک به ۹۰درصد کودکان و نوجوانان شش تا پانزده ساله از تلفن همراه هوشمند، تبلت یا لپ تاپ استفاده می کنند و ۸۵درصد آن ها به اینترنت دسترسی دارند.

درمقابل، فقط حدود ۸درصد والدین از ابزارهای کنترل و نظارت والدین استفاده می کنند؛ فاصله ای که نشان دهنده اهمیت چگونگی همراهی خانواده با این دسترسی است. والدین در چنین شرایطی، میان چند راه مانده اند؛ منع کردن، محدود کردن یا پذیرفتن زیست مجازی کودک و همراهی با او که ممکن است درنهایت آسیب های اجتماعی بی شماری را به همراه داشته باشد. 

پاسخ اما برای همه کودکان یکسان نیست؛ سن، ویژگی های فردی، شرایط خانواده و نوع رسانه، همگی در انتخاب این مسیر نقش دارند. در این میان، رسانه ها، سیاست گذاران و حتی ساختار اجتماعی نیز در شکل گیری زیست رسانه ای کودکان سهم دارند و نمی توان مسئولیت را تنها بر دوش والدین گذاشت. 

 محمد لسانی، کارشناس و مدرس سواد رسانه ای که دو دهه از عمر حرفه ای خود را صرف فهمیدن، آموزش دادن و طراحی کارزارهای رسانه ای کرده، معتقد است مسئله اصلی در مواجهه با جهان دیجیتال کودک، حرکت از «ممنوعیت و ولنگاری» به سمت هدایت، توانمندسازی و استفاده متناسب با سن و شرایط اوست.

با او گپ وگفتی زده ایم درباره سن ورود کودکان به جهان دیجیتال، نقش خانواده، مسئولیت رسانه ها و حاکمیت و... . او که دانش آموخته کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات از دانشگاه امام صادق(ع) است، از چهره های شناخته شده حوزه سواد رسانه ای به شمار می رود و سال هاست در پروژه های پژوهشی درباره «کودک و فضای مجازی» سخن می گوید و می نویسد.

کودکان امروز از سنین کمتری با دنیای رسانه به معنای عام و دنیای دیجیتال و فناوری به معنای خاص مواجه می شوند؛ این تغییر چه اقتضائاتی دارد؟

در جهان، سن ورود به دنیای دیجیتال، همواره محل بحث بوده است. شرکت های تجاری و صنعتی تلاش می کنند این سن را پایین بیاورند؛ چون کودکان را بازار جدیدی می بینند؛ مثلا با طرح هایی مانند فروش سیم کارت کودک. نگاه آن ها بیش از آنکه فرهنگی و تربیتی باشد، اقتصادی است.

حتی موضوع «دایه دیجیتال» از بدو تولد مطرح شده است؛ یعنی استفاده از تبلت برای سرگرم کردن کودک. البته نکته مهم این است که برخلاف تصور ما، در کشورهای پیشرفته، فناوری «به اندازه» مصرف می شود، اما در کشورهای کمترتوسعه یافته با عطش فناوری، مصرف بی رویه، بدمصرفی، عدم کنترل و «ولنگاری» مواجهیم.

آمار مستندی هم در این حوزه وجود دارد؟

بله؛ تحلیل های جهانی نشان می دهد در کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، 6/2درصد افراد با اعتیاد اینترنتی درگیرند، اما در کشورهای آسیایی، به ویژه خاورمیانه، این رقم به 9/10درصد رسیده است.

از آمار بگذریم؛ بی برنامگی که از آن صحبت می کنید، از کجا ناشی می شود؟

این بی برنامگی یک لایه حاکمیتی هم دارد؛ با نوعی «ولنگاری حاکمیتی» مواجهیم. در دنیا دولت ها به سمت احراز سنی و احراز هویت آنلاین رفته اند، اما در کشور ما این مسئله عملا در سیاست گذاری و نظارت رها شده است. اپراتور به تنهایی نمی تواند این مسئله را مدیریت کند؛ چون ممکن است سیم کارت والدین دراختیار کودک قرار بگیرد. به همین دلیل، در طرح های جدید جهانی، احراز سن فقط به اپراتور محدود نمی شود و خود پلتفرم ها نیز باید فراتر از «خوداظهاری»، با استفاده از روش هایی مانند هوش مصنوعی، احراز سن را تاحدودی اجرا کنند.

درباره سن دسترسی کودک به گوشی، چه توصیه هایی مطرح است؟

در جهان توصیه های جدی در این زمینه وجود دارد. دکتر «یلدا اولز» سن مناسب داشتن گوشی تلفن همراه را پایان سیزده سالگی می داند و معتقد است در دوره «طوفان نوجوانی»، فضای دیجیتال می تواند به یک لغزشگاه و تهدید تبدیل شود. او در آمریکا «جنبش تعهد بدون گوشی» را راه اندازی کرده است.

ریشه این جنبش به یک پاسخ تکرارشونده میان کودکان برمی گردد؛ وقتی از کودکان هفت یا هشت ساله می پرسیدند چرا گوشی دارند، می گفتند: «چون همه دارند.» ما هم طی دو دهه برگزاری کارگاه های سواد رسانه ای در ۳۱استان، همین حرف را بارها از بچه ها و مادرها شنیده ایم.بنابراین اگر ولنگاری را در کشور، دارای سطوح مختلف بدانیم، یک سطح آن حاکمیتی و سطح دیگر، اجتماعی است.

منظورتان از بی برنامگی در سطح اجتماعی چیست؟

در این حوزه، سمن ها و تشکل های والدین هم با نوعی ولنگاری مواجهند. در کشورهایی مانند مالزی و اندونزی، سمن های والدین دانش آموزان، مطالبه گر و تأثیرگذارند و حتی به سیاست های اپراتورها ورود می کنند. در کره جنوبی نیز سمن های مادران، وزارت آموزش وپرورش را ملزم کرده اند برنامه های ترک اعتیاد اینترنت را برای کودکان و نوجوانان اجرا کند. این تشکل ها در مواجهه با بیش مصرفی اینترنت و گیم فعال اند اما در کشور ما چنین مطالبه گری و کنش اجتماعی هنوز شکل نگرفته است.

چرا این طور است؟

چون ما «نظام سواد رسانه ای» و همچنین نظام حمایتی و تبلیغی ترویجی در این حوزه نداریم. منبع یابی و پژوهش در این حوزه هم بسیار هزینه بر است و اگر به روز نباشید، حذف می شوید. بسیاری از فعالان این حوزه مسیرشان را تغییر داده اند؛ زیرا سواد رسانه ای نه از نظر اقتصادی، جذاب است و نه حمایت کافی از آن می شود.

حتی گاهی نوعی «هویت زدایی» از این حوزه را شاهدیم؛ مثلا وقتی به رسانه ملی دعوت می شویم، می گویند نمی توانیم در زیرنویس بنویسیم «کارشناس سواد رسانه ای»؛ چون این تعبیر را غربی می دانند یا معتقدند گوینده خودش را صاحب دانشی می داند که دیگران از آن بی بهره اند، این درحالی است که در سال۱۳۹۱، در حکم رهبر شهید انقلاب برای اعضای نخستین شورای عالی فضای مجازی، «سواد رسانه ای» و «سواد فضای مجازی» مورد تأکید قرار گرفته بود.

این خلأ چه پیامدی برای جامعه داشته است؟

بی برنامگی و ولنگاری باعث شده است آسیب های زیر پوست فضای مجازی چندبرابر شود. از طرف دیگر، وقتی تعداد گوشی های هوشمند از حدود 2میلیون در سال۱۳۸۲ به حدود ۲۰۰میلیون گوشی رسیده، یعنی با افزایشی بیش از ۱۰۰برابری مواجهیم. اما آیا فرهنگ استفاده از این ابزار نیز دست کم دو برابر شده است؟ مسئله اصلی همین فاصله میان رشد ابزار و رشد فرهنگ استفاده از آن است.

رسانه های اجتماعی چه تغییری در رابطه میان رسانه، مخاطب و افکار عمومی ایجاد کرده اند؟

«شیرازه زدایی» و «واگرایی» در حوزه ارتباطی و رسانه ای کشور اتفاق افتاده است. مخاطب دیگر یک جا جمع نیست. مردم در صفحات، پیج ها و کانال های مختلف پراکنده شده اند. به تعبیر دقیق تر، جامعه «کانالیزه» و «اتمیزه» شده و خرده اطلاعات از مسیرهای مختلف و خارج از مجرای رسانه های عمومی به دست مردم می رسد.

رسانه های اجتماعی نیز مخاطبان را براساس علایق و ویژگی هایشان دسته بندی می کنند و با استفاده از ردپای دیجیتال، مانند تاریخچه جست وجو، لایک ها و گفت وگوها، محتوای متناسب با هر فرد را نمایش می دهند. در ادبیات رسانه ای به این فرایند، «میکرو تارگتینگ» یا «هدف گیری جزئی» می گویند؛ یعنی دیگر یک محتوای عام به همه داده نمی شود و اینستاگرام شما الزاما شبیه اینستاگرام من نیست.

با توجه به این تغییرات، رسانه ها برای مواجهه با آسیب های اجتماعی و ارتقای سواد رسانه ای چه وظیفه ای دارند؟

رسانه های توده ای دیگر کارکرد گذشته خود را ندارند. این به معنای حذف تلویزیون و روزنامه نیست، بلکه محتوای آن ها باید در لایه های دیگر رسانه هم بازتولید شود؛ مثلا برش های جذاب برنامه تلویزیونی، باید در پیام رسان ها منتشر شود و بخش های سرگرم کننده، موسیقی و محتوای خنده دار آن هم در صفحات شبکه های اجتماعی قرار بگیرد.

امروز باید در سه لایه فعالیت کرد: لایه اول: رسانه های توده ای مانند تلویزیون؛ لایه دوم: پیام رسان ها و رسانه های اجتماعی و لایه سوم: شبکه های اجتماعی، صفحات و سایت ها. انجام این بازی در مقیاس کلان، نیازمند توان و برنامه ریزی حاکمیتی است.

چرا روش های سواد رسانه ای همگام با آن پیش نرفته اند؟

چون ما روش های خودمان را به روز نکرده ایم. سواد رسانه ای هم متناسب با تغییرات فناوری، مفاهیم و روش های جدیدی پیدا کرده است؛ از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» گرفته تا سواد کاربری گوشی، سواد تولید و سواد روایت، اما ما هنوز به روز نشده ایم.

در این میان، مسئولیت خانواده چیست؟

وقتی حاکمیت نمی تواند در خط مقدم این حوزه باشد، باید از کنشگران و فعالان سواد رسانه ای حمایت کند. دولت ها به دلیل ساختار سنگین و کند خود، نمی توانند همگام با تحولات فناوری پیش بروند، بنابراین باید نظام قانونی و حمایتی به روز ایجاد کنند و منابع لازم را دراختیار فعالان قرار دهند.

ما در حوزه سواد رسانه ای قانون و سند داریم، اما مشکل، عملیاتی نشدن آن هاست. به جای ایجاد طرح ها و دستگاه های موقت، باید از کنشگرانی که سال ها در این حوزه فعالیت کرده اند، حمایت شود. درنهایت، دو وظیفه اصلی حاکمیت، پشتیبانی از فعالان خط مقدم و اجرای عملی قوانین و اسناد است و بی توجهی به این حوزه، زمینه رشد فرهنگ های زیرپوستی، ضدفرهنگ ها و پادفرهنگ ها را فراهم می کند.

همچنان از نقش خود خانواده نگفتید.

خانواده در این حوزه، نقش مصرف کننده دارد؛ یعنی ابتدا باید منابع معتبر سواد رسانه ای را بشناسد و سپس سراغ آن ها برود و مطالبه محتوا کند. خانواده ها البته یکسان نیستند. خانواده ای که به واسطه تحصیلات دانشگاهی از «تفکر نقادانه» برخوردار است، بخشی از مسیر را طی کرده است؛ چراکه تفکر نقادانه همانGPS(مسیریاب) سواد رسانه ای است. اما خانواده ای که از این فضا دورتر است، باید ابتدا منابع معتبر را شناسایی و سپس از محتوای سواد رسانه ای برای الگوگیری و مهارت افزایی استفاده کند.

سواد رسانه ای صرفا دانستن نیست؛ یک مهارت است و باید به کار گرفته شود، بنابراین مسئله اصلی «توانمندسازی» است، نه صرفا «آگاه سازی». این محتوا از سه مسیر به خانواده می رسد: افراد، یعنی مدرسان و کنشگران؛ رسانه ها، یعنی پایگاه های تخصصی و مرجع و تشکل ها. این سه واسط می توانند جامعه را توانمند، مسئله مند، زایشگر و پالایشگر کنند.

سواد رسانه ای از چه سنی باید آغاز شود و خانواده در هر مرحله چه نقشی دارد؟

از نظر من، سواد رسانه ای از بدو تولد آغاز می شود، حتی مادر از همان روزهای نخست باید مراقب باشد که هنگام شیردهی و تعامل با نوزاد، تلفن همراه جای تماس چشمی و ارتباط مستقیم با کودک را نگیرد. نوزاد از همان ابتدا از محیط اطرافش یاد می گیرد، بنابراین اینکه والدین چگونه از تلویزیون و گوشی استفاده می کنند و چه میزان درگیر صفحه نمایش هستند، بخشی از آموزش غیرمستقیم سواد رسانه ای به کودک است.کودکان از طریق مشاهده و الگوگیری یاد می گیرند.

به همین دلیل، اگر آموزش و تربیت رسانه ای در سال های نخست زندگی آغاز شود، توفیق آن بیشتر است. درواقع، زیر هفت سال، محور اصلی «الگوگیری و فهم» است؛ از هفت تا دوازده سال، «آموزش» اهمیت بیشتری پیدا می کند و از دوازده سال به بعد، زمان «نظارت و هدایت» است. سواد رسانه ای قرار نیست از روزی شروع شود که کودک گوشی شخصی می گیرد؛ باید از همان سال های نخست زندگی، با الگوی رفتاری خانواده آغاز شود.

خانواده در عمل چگونه باید میان محدودیت، هدایت و آزادی کودک در استفاده از رسانه، تعادل ایجاد کند؟

چند دسته والدین داریم؛ ممنوع کننده، محدودکننده، هدایتگر و تسهیلگر و دست ودلباز یا تساهلگر. از نظر ما، هر دو سر این طیف یعنی ممنوعیت کامل و رهاکردن کودک، اشتباه است؛ ضمن اینکه اصلا «ممنوعیت عام» معنا ندارد. اگر قرار است یک رسانه دیجیتال محدود شود، کودک همچنان می تواند از رسانه های مکتوب یا آوایی مانند کتاب، رادیو و پادکست استفاده کند، بنابراین باید جایی میان «محدودکنندگی»، «هدایتگری» و «تسهیلگری» قرار بگیریم؛ یعنی متناسب با سن، شرایط و نیاز کودک، رسانه مناسب را دراختیارش قرار دهیم و خودمان هم دنیای رسانه ای او را بشناسیم و همراهش باشیم.سواد رسانه ای یک نسخه واحد برای همه ندارد.

سن، ویژگی های شخصیتی، شرایط خانوادگی و حتی جایگاه کودک در خانواده می تواند در این تصمیم مؤثر باشد. ممکن است یک کودک نه ساله بتواند «گوشی مشروط» داشته باشد و درباره کودک دیگری بهتر باشد تا سیزده سالگی صبر کنیم. گوشی مشروط یعنی ساعت و مکان استفاده مشخص است، سیم کارت کودک یا سیم کارت سنی دارد و ابزارهای کنترل والدین روی آن فعال است. در چنین شرایطی، مسئله، حذف کامل رسانه نیست؛ مسئله، استفاده هدایت شده و متناسب با شرایط کودک است.

مواجهه کودک با فضای مجازی و رسانه های دیجیتال چه آسیب هایی می تواند به همراه داشته باشد؟

آسیب های رسانه ای را می توان در چهار حوزه دید: جسمی، روانی، ذهنی و اعتقادی. یله و رها بودن کودک در فضای رسانه ای، به ویژه در مواجهه با رسانه های جهانی، می تواند در هر چهار حوزه اثرگذار باشد. در حوزه جسمی، با مسائلی مانند آسیب به چشم، ستون فقرات و مغز، افزایش وزن و دیگر پیامدهای سلامت جسم مواجهیم.حوزه دوم سلامت روان است؛ یعنی رسانه می تواند بر عزت نفس، روابط عاطفی و بهداشت روانی کودک، اثر بگذارد.

حوزه سوم شکل گیری کلیشه ها و پیش فرض های ذهنی است. رسانه می تواند نگاه کودک به زن و مرد، کشورها و جوامع مختلف و حتی مفاهیمی مانند قدرت، پیشرفت و موفقیت را شکل دهد؛ این کلیشه های ذهنی به تدریج نگاه او به مسائل مختلف را می سازند.حوزه چهارم اعتقادات است که به طور خاص می تواند ارزش های دینی و دین مداری را تحت تأثیر قرار دهد.

غلبه عینیت و جسمانیت در فضای مجازی، ممکن است به تضعیف جنبه های معنوی و روحانی منجر شود.البته در سواد رسانه ای، باید «تهدیدها و فرصت ها» را هم زمان درنظر گرفت. فضای رسانه ای درکنار آسیب ها، فرصت هایی از کسب وکار و یادگیری گرفته تا تقویت عزت نفس و کمک به حل برخی مشکلات شخصیتی را فراهم می کند، بنابراین مسئله اصلی، شناخت هم زمان آسیب ها و فرصت ها و رسیدن به مواجهه ای آگاهانه و متعادل است.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.