زینب (س)، دختر امیرمؤمنان امامعلی (ع) و فاطمهزهرا (س)، بانوی نمونه و اسوه جهانی است. او در مکتب اهلبیت (ع) بزرگ و تربیت شد. از امتیازات این بانوی قهرمان، شجاعت او در برخورد با ستمگران زمان بود. سخنانش در مجلس عبیداللهبنزیاد در کوفه و مجلس یزیدبنمعاویه در شام، نشاندهنده عظمت و صداقت این بانو در جهان سیاست و تبلیغ است.
در گزارش سخنان زینب کبری (س) در قصر ابنزیاد در کوفه، چنین آمده است: عیال و خانواده امامحسین (ع) را وارد مجلس ابنزیاد نمودند. حضرت زینب (س) خواهر امام حسین (ع) در میان ایشان بهطور ناشناس و با پستترین جامههای خود که به تن داشت، به آن مکان وارد شد. زنان دوروبر او را گرفته بودند. ابنزیاد گفت: مَن هذه التی انحازت ناحیةً ومعها نساؤها؟ فلم تجبه زینب علیها السلام، فأعاد القول ثانیةً وثالثه یسأل عنها: این زن که بود که کناره گرفت و در گوشه نشست و زنان، همراه اویند؟ زینب پاسخش را نداد. دوباره و سهباره سخن خویش را از سر گرفت و از آن زن پرسید. یکی از زنان گفت: هذه زینب بنت فاطمه، بنت رسولالله: این زینب، دختر فاطمه، دختر رسول خدا (ص) است. ابنزیاد رو به زینب کرد و گفت: الحمد لله الذی فضحکم و قتلکم و أکذب أحدوثتکم: سپاس خدای را که شما را رسوا کرد و کشت و در آنچه شما آورده بودید، دروغتان را آشکار ساخت. زینب (س) شجاعانه به عبیداللهبنزیاد گفت: الحمد لله الذی أکرمنا بنبیه محمد صلىاللهعلیهوآله وطهّرنا تطهیراً، إنما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر، وهو غیرنا الحمدلله: سپاس خدایی را که ما را به وسیله پیامبرش محمد (ص) گرامی داشت و ما را بهخوبی از پلیدی پاکیزه گردانید. این است و جز این نیست که فقط شخص فاسق، رسوا میشود و آدم تبهکار دروغ میگوید و او غیر ماست الحمدلله!
ابنزیاد گفت: کیف رأیتِ فعل الله بأهل بیتکِ؟ کردار خداوند را نسبت به اهلبیت و خانوادهات چگونه دیدی؟ زینب (س) فرمود: کتب الله علیهم القتل فبرزوا إلى مضاجعهم، وسیجمع الله بینک وبینهم فتحاجّون وتختصمون عنده: خداوند برای آنان شهادت را مقرر کرده بود و آنان به جایگاههای خود رفتند و بهزودی خداوند، تو را با ایشان یکجا گرد آورد و در پیشگاه خدا با تو محاجه و در نزد او با تو دشمنی خواهند کرد. ابنزیاد به خشم آمد و برافروخت و گویا قصد به شهادت رساندن زینب (س) را کرد. عمروبنحریث گفت:ای امیر! این زن است و بر گفتار زنان، مؤاخذه نباید کرد و بر خطای ایشان نکوهش نیست. ابنزیاد به زینب گفت: خداوند، دل مرا از سرکشان و نافرمایان خاندان تو شفا بخشید: فرقّت زینب و بکت و قالت له لَعَمری لقد قتلتَ کهلی و ابدت اهلی و قطعت فرعی و اجتثتت اصلی فان یشفیک هذه فقد شفیت؛ پس زینب (س) دلش شکست و گریست، آنگاه فرمود: به جان خودم سوگند! بزرگ ما را شهید کردی و خاندان مرا کشتی و شاخههای خانواده مرا بریدی و ریشه ما را کندی؛ اگر این کار دل تو را شفا میبخشد، پس شفا یافتی. ابنزیاد گفت: این زنی است که به سجع و قافیه سخن میگوید و به جان خودم، همانا پدرش سخن به سجع میگفت و شاعر بود. زینب در پاسخ وی فرمود: ما للمرئة و السجاعة؟ ان لی عن السجاعة لشغلاً و لکن صدری نفث بما قلت: زن کجا و سجعجویی کجا؟ من درپی چیز دیگری هستم، این آه دل من است که بر زبانم جاری میشود.
به متن سخنان زینب (س) و رفتار ایشان دقت کنید تا قدرت سخنوری و بینش توحیدی و اخلاص و شجاعت و صداقت و صراحت ایشان آشکار شود. زینب کبری (س) دربرابر طاغوت حاضر، مقاومت کرد و پاسخ سخنان نادرست او را داد. ایشان بدون سلام به حاکم فاسد با لباسهای کهنه به مجلس میآید و بیاعتنا به ابنزیاد در گوشهای مینشیند. ابنزیاد سهبار میپرسد این زن کیست. حضرت زینب (س) این ظالم را خوار و ذلیل میکند و پاسخ نمیدهد. زینبکبری (س) در جواب ابنزیاد از محاکمه او در دادگاه عدل الهی و مخاصمه اهلبیت (ع) با او و مجازات او سخن میگوید.
ایشان ابنزیاد را فاسق و فاجر و دروغگو مینامد و او را رسوا میکند. از تکریم اهلبیت با بعثت پیامبر خدا حضرت محمد (ص)، یاد و به آیه تطهیر در شأن اهلبیت (ع) استناد میکند. روضه میخواند و از شهادت امامحسین (ع) و یاران او و آنچه بر اهلبیت (ع) گذشته است، سخن میگوید. این پاسخهای خردمندانه و محکم و کوبنده حضرت زینب (س) به حرفهای عبیداللهبنزیاد، از تحریف واقعه کربلا جلوگیری کرده و در تاریخ، تأثیر و نفوذ این سخنان حضرت زینب (س) بر حاضران دارالاماره، گزارش شده است.
(محمدبنجریر طبری، تاریخالامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۵۷ * احمدبنمحمد بناعثم، ج ۲، ص ۱۱۴ * شیخطبرسی، اعلامالوری باعلامالهدی، ص ۴۷۱ * علامهمجلسی، بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۱)