پیرترین فرد جهان در تربت‌جام خراسان رضوی درگذشت | راز عمر ۱۲۶ ساله فاطمه نوروزی چه بود؟ دختران والیبال ایران در نپال تاریخ‌ساز شدند | فاطمه خلیلی ارزشمندترین بازیکن آسیا ۲۴ بازیکن برای پوشیدن پیراهن تیم ملی هندبال بانوان به تهران می‌آیند | شروع تمرین از ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ خادمان امام رضا (ع) برای جشن تکلیف دختران ایران به خانه‌‌هایشان می‌آیند |مهلت ثبت‌نام در «دختر ماه» تا ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ پاسخ ۲۰ زن موفق ایرانی به یک دروغ بزرگ | نمایشگاهی که روایت غرب را به چالش می‌کشد دومین مرحله مسابقات دوومیدانی جایزه بزرگ (بانوان) پایان یافت| رتبه نماینده خراسان رضوی چه بود؟ آزادی یک مادر زندانی با مشارکت دانش‌آموزان و خیرین در یزد بیش از ۱۹ هزار زن سرپرست خانوار در کهگیلویه و بویراحمد تحت حمایت کمیته امداد هستند آیا کاهش وزن منجر به ارتقای کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان سینه می‌شود؟ دعوت از ۱۰ قایقران زن به اردوی تیم ملی + اسامی روند افزایشی مصرف شیرخشک در کشور| آیا الگوی تغذیه‌ای تغییر کرده است؟ ۱۲۸ گوشی در جیب دو زن سارق | پلیس چطور رد آنها را زد که فکرش را هم نمی‌کردند؟ چهارمین حرم اهل‌بیت (ع) در ایران که کمتر درباره‌اش شنیده‌اید | خواهر دیگر امام رضا (ع) کجا مدفون است؟ بانوان در حال فتح کردن بازار طلا هستند | ماجرای یک انقلاب خاموش در صنعت طلای ایران آیا مربی مشهدی هدایت تیم ملی بانوان کبدی را برعهده می‌گیرد؟
سرخط خبرها
هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

  • کد خبر: ۱۹۷۰۰۵
  • ۰۶ آذر ۱۴۰۲ - ۱۶:۵۲
من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر مزار آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

به گزارش شهرآرانیوز، هوای خوب بدجوری هوایی‌ام کرده بود. از باب‌الرضا وارد حرم شدم. انگار به چیزی احتیاج داشتم که خوشی‌ام را کامل کند.

داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا ما سنگ متبرک حرم امام‌رضا (ع) نداریم؟ رسیدم به باب‌الکاظم. متوجه شدم خدام مشغول تعمیرات در صحن هستند. چند خرده‌کاشی ریخته بود روی زمین. خم شدم یک دانه را برداشتم.

کمی از لعاب‌های کاشی ریخته بود که آن‌ها را پاک کردم. یکی از خدام مشغول جارو بود. توی دلم گفتم: این هم سنگ حرم است. چه فرقی می‌کند؟ خیلی‌ها همین را هم آرزو دارند.

آن تکه کاشی را که به اندازه یک فندق بود به خانه بردم و گذاشتم در جعبه وسایل ارزشمندم. چند روزی گذشت و من این موضوع را کاملا فراموش کرده بودم.

یک روز تلفن به صدا درآمد. یکی از دوستانم تماس گرفت که بیا کارت دارم. هیچ اهل این‌گونه تماس‌های عجله‌ای نبود. وقتی رسیدم، یک جعبه صدفی خیلی زیبا درآورد و روبه‌رویم گذاشت. توی دلم گفتم: خدایا! این دیگر چیست؟

اول نمی‌خواستم قبول کنم. هنوز نمی‌دانستم در جعبه چیست. عجیب کنجکاو بودم و دلم می‌خواست هر لحظه درش را باز کنم. بازش کردم. دیدم یک نگین سنگ مرمر زیبا چشم‌هایم را لبریز کرد.

من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر قبر آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

اشک‌هایم ریخت و همه آن چند روز پیش در ذهنم مرور شد. این‌طور بود که من از توی صحن یک تکه خاکه کاشی برداشتم، ولی آقا بخشندگی کرد و نگینی فرستاد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.