مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه جزئیاتی از اقدامات حمایتی بهزیستی از فرزندان خانواده‌های زنان سرپرست خانوار خراسان رضوی ۴۲ درصد سرطان‌ها با یک تغییر ساده ناپدید می‌شوند | هشدار به زنان ۴۰ تا ۷۹ ساله اردوی جدید تیم ملی فوتسال بانوان آغاز شد (۹ خرداد ۱۴۰۵)| آزمون بزرگ برای ستاره‌های جوان و باتجربه ۵ ویژگی طلایی یک خانه «شخصیت‌ساز»؛ فرزندان موفق در چه فضایی بزرگ می‌شوند؟ کنگره‌ای بین‌المللی برای خواهر امام رضا (ع) | بانویی که بارگاهش در ایران زیارتگاه شیعیان عرب خلیج فارس است هشدار یک پزشک: ابتلای زنان به «ام‌اس» ۴ برابر مردان است مهمترین چالش تیم ملی والیبال زنان ایران برای اعزام به ناگویا چیست؟ خانه داری | آیا می‌توان قارچ را بدون سیاه شدن بیشتر در فریزر نگهداری کرد؟ تولد ۲۰ هزار و ۴۴۰ نوزاد در استان لرستان طی سال ۱۴۰۴| تعداد دوقلو‌ها چقدر ثبت شده است؟ برگزاری مسابقات جایزه بزرگ دوومیدانی بانوان در استان‌های البرز و تهران| شرط اعزام ورزشکاران به مسابقات ناگویا چیست؟ دختران ملی‌پوش خراسانی در میادین آسیایی می‌درخشند| کسب مدال طلای مسابقات والیبال کاوا توسط تیم ملی مستند عروس لبنان وارد مرحله فنی شد| روایت زندگی نخستین زن ایرانی ترورشده به دست رژیم غاصب صهیونیستی زنان، بیشترین متقاضی دریافت مجوز‌های مشاغل خانگی در کشور کسب مدال نقره توسط بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران در ماده ۳۰۰۰ متر مسابقات آسیایی
سرخط خبرها
هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

هدیه‌ای زیبا از سنگ بالای سر مزار امام رضا(ع)

  • کد خبر: ۱۹۷۰۰۵
  • ۰۶ آذر ۱۴۰۲ - ۱۶:۵۲
من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر مزار آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

به گزارش شهرآرانیوز، هوای خوب بدجوری هوایی‌ام کرده بود. از باب‌الرضا وارد حرم شدم. انگار به چیزی احتیاج داشتم که خوشی‌ام را کامل کند.

داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا ما سنگ متبرک حرم امام‌رضا (ع) نداریم؟ رسیدم به باب‌الکاظم. متوجه شدم خدام مشغول تعمیرات در صحن هستند. چند خرده‌کاشی ریخته بود روی زمین. خم شدم یک دانه را برداشتم.

کمی از لعاب‌های کاشی ریخته بود که آن‌ها را پاک کردم. یکی از خدام مشغول جارو بود. توی دلم گفتم: این هم سنگ حرم است. چه فرقی می‌کند؟ خیلی‌ها همین را هم آرزو دارند.

آن تکه کاشی را که به اندازه یک فندق بود به خانه بردم و گذاشتم در جعبه وسایل ارزشمندم. چند روزی گذشت و من این موضوع را کاملا فراموش کرده بودم.

یک روز تلفن به صدا درآمد. یکی از دوستانم تماس گرفت که بیا کارت دارم. هیچ اهل این‌گونه تماس‌های عجله‌ای نبود. وقتی رسیدم، یک جعبه صدفی خیلی زیبا درآورد و روبه‌رویم گذاشت. توی دلم گفتم: خدایا! این دیگر چیست؟

اول نمی‌خواستم قبول کنم. هنوز نمی‌دانستم در جعبه چیست. عجیب کنجکاو بودم و دلم می‌خواست هر لحظه درش را باز کنم. بازش کردم. دیدم یک نگین سنگ مرمر زیبا چشم‌هایم را لبریز کرد.

من که تا آن روز هیچ سنگی از هیچ حرمی نداشتم، با خوشحالی گفتم: وای! سنگ حرم آقا امام حسین (ع) است. پاسخ داد: نه، این نگین از این سنگ بالای سر قبر آقا امام رضا(ع) است که قسمت تو شد.

اشک‌هایم ریخت و همه آن چند روز پیش در ذهنم مرور شد. این‌طور بود که من از توی صحن یک تکه خاکه کاشی برداشتم، ولی آقا بخشندگی کرد و نگینی فرستاد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.