زنان دواطلب انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه مشهد و کلات را بشناسید + اسامی نامزد‌ها نگاهی به نقش زنان در زمینه سازی ظهور تجلی شاخصه‌های زنان منتظر در مسیر تمدن نوین عصر ظهور صدور مجوز مراکز همسرگزینی توسط وزارت ورزش و جوانان | همسریابی قانونی فقط در ۱۲۰ مرکز مجاز کیانی: از آثار فاخر رسانه ای در رویداد دعوت حمایت میکنیم سلیمی: بانوان مشهدی، پیشرو در اقدامات موثر فرهنگی وسیاسی شهری هستند برگزاری اختتامیه رویداد «هم آفرینی دعوت» در مشهد | تولید ۷۳ محتوای رسانه‌ای فاخر در حوزه انتخابات موسوی مهر: آثار منتخب رویداد هم افرینی دعوت، اکران شهری می شوند | تولیدات رسانه ای «دعوت» در افزایش مشارکت انتخابات تاثیرگذار خواهد بود  درخشش ۳ دختر نخبه قرآنی مشهد در مسابقات بین المللی قرآن گزارشی از حال و هوای بانوان شرکت کننده در رویداد هم آفرینی دعوت+ فیلم ۵۳ درصد شرکت کنندگان آزمون کارشناسی ارشد ۱۴۰۳ زن هستند نخستین روز گردهمایی بانوان هنرمند در رویداد هم آفرینی «دعوت» با مشارکت مادران در مشهد برگزار شد+عکس ٨ هزار بانو در حاشیه شهر در طرح ترنم زندگی شرکت کردند همزمان با روز جوان؛ گلریزان ۱۱۰ نیکوکار مشهدی برای نوعروسان احسان پذیر کشور ویدئو | صحبت‌های احساسی شهرام قائدی درباره مادر مرحومش نقش تشکیل ستاد مادران ایران بر افزایش نرخ فرزندآوری میانگین سنی مادران و پدران ایرانی هنگام فرزندآوری چقدر است؟ بهترین راهکار‌ها برای شستن فرش چیست؟ | نرخ شست‌وشو چقدر است؟
خبر فوری
حرم نوشت‌های یک خادمه | تذکر بهداشتی زائر

حرم نوشت‌های یک خادمه | تذکر بهداشتی زائر

  • کد خبر: ۲۱۰۳۶۱
  • ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۴
یکی از زائر‌ها وقتی شدت سرفه‌هایم را دید گفت «وااای! چقدر حالتون خرابه! شما نباید می‌اومدید حرم. توی تهران اگر ما یه همچین حال خرابی داشته باشیم اصلا اجازه حضور سر کار نمی‌دن.»

به گزارش شهرآرانیوز، حالم چندان خوب نیست. بخاطر سرماخوردگی‌ای که طولانی شده است خودم هم کلافه شده‌ام. با اینکه چند روز استراحت کرده‌ام، اما هنوز حال چندان خوشی ندارم. انگار این ویروس جدید در بدنم مهمانی به راه انداخته و بدنم میزبان دوست و رفیق هایش هم شده است.

بعد از چند روز استراحت و به تعویق انداختن کار‌ها نمی‌شد خدمت حرم را کنار بگذارم. از امام رضا (ع) خواستم به من توان بدهد تا با نفس کشیدن در حال و هوای حرمش شفا پیدا کنم و حالم بهبود یابد. یادم می‌آید یکی از دوستانم سردرد ناشناخته‌ای داشت. کمی از آب سقاخانه را توی سرمای پاییزی روی سرش ریخت.

با هر سختی بود با پوشیدن چند لباس گرم خودم را پوشاندم و به حرم رساندم. محض احتیاط یک لباس اضافه هم برداشتم. ناظم کشیک شیفت وقتی حال خراب و چشم‌های ورم کرده و صدای گوش خراش و گلو گرفته‌ام را دید و شنید خیلی با من مدارا کرد و کشیک خدمتی‌ام را در دفتر امانات چادر نواب صفوی جنوبی انداخت؛ از آن دفتر‌های کم مراجع و خلوت.

هرچند تعداد زائر‌ها در طول دو سه ساعتی که در دفتر بودم به انگشتان دست هم نمی‌رسید، ولی با این حال هر کدامشان یک جور بودند. یکی  از آنها وقتی شدت سرفه‌هایم را دید گفت «وااای! چقدر حالتون خرابه! شما نباید می‌اومدید حرم. توی شهر ما اگر ما یه همچین حال خرابی داشته باشیم اصلا اجازه حضور سر کار نمی‌دن. البته تهران اینجوریه، اینجا رو نمی‌دونم!»

به خاطر همان حالم نمی‌توانستم زیاد حرف بزنم بنابراین سکوت کردم. اگرچه به آن خانم حق دادم، ولی خب نمی‌دانست جابجایی خدمت و گرفتن مرخصی خیلی هم راحت نیست و نمی‌توانم هر زمان که بخواهم حرم بیایم. گفتم تازه حالم بهتر شده است و برای همین حرم آمدم.

فقط بعد از تذکر آن خانم با خودم گفتم کاش حواسم بود و دستکش هم استفاده می‌کردم تا دیگران کمتر اذیت شوند. برخلاف این زائر تهرانی، زائر‌های دیگر اصلا توجهی به حال خرابم نکردند و بدون نگرانی کارت‌های شناسایی شان را به من می‌دادند و پس می‌گرفتند.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
کیوسک