این عادت‌های روزانه جیب‌تان را خالی می‌کند | از قانون ۷ روزه چه می‌دانید؟ مادران باردار بخوانند| خطرات تماس با بیمار مبتلا به آبله مرغان لزوم اجرای برنامه یکپارچه‌سازی خدمات و مراقبت‌های سرطان پستان| غربالگری موجب کنترل بیماری می‌شود رقابت‌های کاراته قهرمانی آسیا| کومیته تیمی زنان ایران به فینال راه یافت نگاهی به مسیر پرفراز و نشیب یک بانوی کنشگر اجتماعی| زنان باید نقش و جایگاه خود را در خانه، خانواده و جامعه بشناسند روضه مادرجان با ترتیبات پس و پیش گزارشی ۷۷ ساله از کاربری ویژه یک بنای تاریخی در مشهد | روزی که باغ نادری مدرسه دخترانه شد! مرد معتاد لب‌های زن ۱۸ ساله‌اش را دوخت| اظهارات تکان‌دهنده فائزه در کلانتری خواجه‌ربیع مشهد رکوردشکنی در توسعه بوستان‌های بانوان مشهد | افزایش ۳۰ هکتاری مجموعه‌های «شهربانو» در دوره ششم چرا ۱۵ درصد بارداری‌ها به صورت خود به خودی سقط می‌شوند؟ چرایی عملکرد ناموفق تیم ملی والیبال زنان در رقابت‌های کاپ آسیا کنگره‌ای برای خواهر امام رضا(ع)؛ بی‌بی حکیمه(س) در یاسوج جهانی می‌شود هشدار سازمان غذا و دارو: این ۱۳ ماسک و کرم پوست صورت غیرمجاز است برگزاری اردوی آماده‌سازی تیم ملی هاکی سالنی بانوان در خراسان جنوبی سهم ۵۳ درصدی دختران در آزمون کشوری سمپاد| نتایج نهایی، اوایل مرداد ماه ۱۴۰۵ اعلام می‌شود حضور ۲ بانوی داور ایرانی در مسابقات قهرمانی بزرگسالان کاراته آسیا حذف تنها دختر شمشیرباز ایران در اولین روز مسابقات شمشیربازی قهرمانی آسیا تغییرات گسترده در ترکیب تیم ملی فوتسال بانوان پس از جام جهانی ۲۰۲۶ ویدئو | عزاداری مادران مشهدی در مراسم شیرخوارگان حسینی
سرخط خبرها
روایت زیارت | من دلم برای امام رضا تنگ شده

روایت زیارت | من دلم برای امام رضا تنگ شده

  • کد خبر: ۲۲۳۰۸۰
  • ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۲۳:۵۸
فاطمه دل توی دلش نیست که به قولی که به بچه‌هایش داده عمل کند. همانطور که استکان‌ها را توی سینی می‌گذارد تقویم را نگاهی می‌کند تا از دو روز مرخصی عید فطر بهترین استفاده را ببرد و به قولش هم عمل کرده باشد...
مریم دهقان
خبرنگار مریم دهقان

به گزارش شهرآرانیوز، همه چیز از آنجایی شروع شد که مامان فاطمه به شوهرش گفته بود عید که شد به خاطر تولد پسرمان و تعطیلات نوروزی چند روزی مرخصی بگیریم و بیاییم مشهد، اما مدیر همسرش اجازه نداد و گفته بود هفت روز اول سال خیلی سرشان شلوغ است و باید بمانی و ماندنشان در شیراز تا عید فطر هم طول کشید. علی اکبر هر از گاهی سراغ قولی که مامان فاطمه و بابا بهش دادند را می‌گیرد.

فاطمه دل توی دلش نیست که به قولی که به بچه‌هایش داده عمل کند. همانطور که استکان‌ها را توی سینی می‌گذارد تقویم را نگاهی می‌کند تا از دو روز مرخصی عید فطر بهترین استفاده را ببرد و به قولش هم عمل کرده باشد. با سینی چای به سمت‌هال می‌رود. بابا کنار علی اکبر و فاطمه زهرای ۵ ساله نشسته است. فاطمه حسنی هم کمی‌دورتر دارد با عروسک‌هایش بازی می‌کند.

سینی را روی میز می‌گذارد و بی مقدمه می‌گوید: می‌گم! تا قم که راهی نیست، اونجا هم گمونم شهر آبی مثل موج‌های آبی مشهد داره و میشه بچه‌ها رو برد اونجا.

همسرش نگاهی به فاطمه می‌کند و جواب می‌دهد: بذار یه نگاهی بندازم! گوشی‌اش را ورانداز می‌کند و لبخندی به گوشه لبش می‌نشیند. «بعلللله! قم هم یه سرزمین موج‌های آبی داره.»

علی اکبر که هشت سال بیشتر ندارد می‌پرد وسط حرفشان. «مامان! مگه من واسه موج‌های آبی انقده اصرار می‌کنم بریم مشهد؛ من دلم واسه خود امام رضا تنگ شده.»

مامان فاطمه از جمله پسرش قند توی دلش آب می‌شود و توی دلش خدا را شکر می‌کند. لبخند روی لب هر سه نفر می‌نشیند. بیمارستان با ۱۰ روز مرخصی فاطمه موافقت می‌کند. بابا هم که کارش سبک‌تر شده مرخصی می‌گیرد و ۵ نفری راهی مشهد می‌شوند.

پ.نوشت: عکس تزئینی است

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.