تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور تیم دختران ایران در المپیاد جهانی جغرافیا خوش درخشید آمادگی کامل تیم فوتبال خاتون بم برای حضور در لیگ قهرمانان زنان آسیا دستور پخت کیک مرغ در خانه + فیلم ویدیو | نقش مادر یک خلبان در شکست کودتای نوژه خانم‌ها قلاب‌بافی را فراموش نکنید تا آلزایمر نگیرید! آزادی بیش از ۱۰۰ مددجو از ندامتگاه زنان در تهران درخشش دختران بسکتبالیست نیشابوری در مسابقات لیگ ملت‌های زیر ۲۳ سال آسیا آغاز چهارمین مرحله اردوی تیم ملی هندبال بانوان از ۲۸ مردادماه ۱۴۰۵ دختر ۹ ساله جانباز مدرسه میناب، سرپرست معنوی پاراآسیایی ناگویا شد افزایش ۷ برابری تعداد جمعیت مجرد قطعی نسبت به دو دهه گذشته در کشور نگاهی به روش‌های ورود گسترده میکروپلاستیک‌ها به بدن انسان
سرخط خبرها
بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

بریده‌ای از کتاب «الفتوح» در وصف حال دل زینب‌(س)

  • کد خبر: ۲۳۸۴۱۷
  • ۲۰ تير ۱۴۰۳ - ۱۱:۳۱
امام‌حسین(ع) فرمود:‌ ای خواهران،‌ ای ام کلثوم،‌ ای زینب و‌ ای فاطمه، چون مرا بکشند، زینهار زینهار تا جامه پاره نکنید و روی مخراشید و سخنی که نباید گفت، مگویید؛ زیرا در آن، رضای خدای تعالی نباشد.

به گزارش شهرآرانیوز، حضرت زینب‌(س) فرمود:‌ «ای کاشکی مرده بودمی تا این روز را ندیدمی. وفات جد خویش محمد مصطفی (ص) بدیدم، وفات پدر خویش علی مرتضی (ع) مشاهده کردم، وفات مادر پاکیزه خود فاطمه‌زهرا(س) را دیدم و به فراق او مبتلا بودم، محنت وفات برادر خویش حسن مجتبی (ع) بکشیدم و حال برادرم حسین (ع) که در جهان او را دارم. مرا چنین سخنی می‌گوید و خبر وفات خویش می‌دهد. هلاک از من برآمد وای بر این جان درمانده به چنگال بلا و مشقت.» زینب این سخن‌ها می‌گفت و می‌گریست و سایر اهل‌بیت‌(ع) به مرافقت او می‌گریستند. ام کلثوم می‌گفت: «وا محمداه وا علیاه بعدک یا أبا عبد ا....»

امیر المؤمنین حسین (ع) ایشان را دلداری می‌داد و می‌فرمود: صبر کنید‌ ای خواهران من و به قضای خدای تعالی راضی باشید که خدای تعالی هیچ آفریده را در زمین و آسمان حیات ابد نداده و نخواهد داد.

در اثنای این حال، حر آمد و در برابر خیمه‌های آن حضرت منزل ساخت پس چیزی نوشت به عبیدالله بن زیاد و از فرود‌آمدن حسین (ع) به حوالی کربلا او را خبر داد. عبیدالله نامه‌ای نوشت به حسین بن علی (ع) بر این منوال، اما بعد،‌ ای حسین شنیده ام که به نزدیکی کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشته و فرموده است که پهلو بر جامه خواب وقت ننهم و طعام لذیذ نخورم تا آن وقـت که تو را به خدای تعالی رسانم مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی؛ والسلام.

چون نامه به حسین بن علی (ع) رسید و مطالعه کرد، از دست بینداخت و گفت: هرگز فلاح نیابند قومی که سخط باری تعالی را بر رضای مخلوق اختیار کنند. امیرالمؤمنین حسین (ع) فرمود: هیچ جواب نیست.

بریده‌ای از کتاب «الفتوح»

اثر ابومحمد احمد بن اعثم کوفی

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.