آغاز اردوی تیم ملی هندبال بانوان از هفته آینده| هنوز تصمیم نهایی برای اعزام تیم‌ها به بازی آسیایی ناگویا گرفته نشده است فعالیت حدود ۱۰.۵ میلیون زن بهره‌بردار عشایری در کشور تولد بیش از ۱۹ هزار نوزاد در استان البرز در سال ۱۴۰۴ آیا پرخاشگری کودک زنگ خطر است؟ | تقویت رفتار مثبت، یکی از راهکار‌های مقابله با عصبانیت پوشش بیش از ۱۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در بیمه‌های اجتماعی ادامه سیر نزولی فرزندآوری در کشور| آمار سقط جنین در دوران جنگ کاهش داشته است رهبر شهید: پدیده خواهران طلبه برای انقلاب آبروست بانوی ملی پوش اسکواش: تمرکز اصلی ما روی بازی‌های آسیایی ناگویا است برگزاری چهار مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان| ارزیابی فنی یکی از شاخص‌ها است با ۷ نشانه شایع ابتلا به کم‌کاری تیروئید آشنا شویم| ایجاد مشکلات در دوران بارداری در صورت عدم درمان درخشش دختران خراسان رضوی در لیگ کاراته وان نقش مهم والدین در کاهش یا تشدید اضطراب در کودکان ویدئو| مادرانه| روایتی از دلتنگی مادران شهدا| شهید امیر بنیمین شیرزاد مواد شگفت‌انگیز شیر مادر برای تکامل مغز کودک واگذاری بیش از ۴۰۰۰ کودک بی سرپرست به خانواده‌ها در دوران جنگ تحمیلی سوم درباره انواع سرفه‌ها در دوران بارداری| تغییرات هورمونی، عامل اصلی است آیا تعداد بانوان اهداکننده خون در کشور افزایش می‌یابد؟ سرمربی استقلال: لیگ فوتسال زنان ظرفیت برگزاری با ۱۶ تیم را ندارد نرخ مشارکت زنان در اشتغال کشور ۱۸ درصد است
سرخط خبرها
مادر حواسش به همه قرص‌هایت بود

مادر حواسش به همه قرص‌هایت بود

  • کد خبر: ۲۹۸۸۰۲
  • ۱۷ آبان ۱۴۰۳ - ۰۹:۵۲
وقتی زبانت دیگر حتی درست به خواندن نماز نمی‌چرخید، این مادر بود که پرستاری‌اش را تمام می‌کرد و حواسش به همه قرص‌هایت بود.
طیبه ثابت
خبرنگار طیبه ثابت

به گزارش شهرآرانیوز؛ سلام احمد. همکارم گفته است که برایش از مادر بنویسم و از تو در روز پرستار. برای اینکه تو را به وضوح بیشتری ببینم، چشم‌هایم را می‌بندم.

پلک اول

گاهی وقت‌ها دیدن، با ندیدن همه‌چیز است مثل مادر که تو را دید و چشم بر همه سختی‌ها بست و پرستار شب‌های چهار سال آخر آماده شدن برای پروازت شد، مثل مادر که با پرستاری از پاره وجودش به مقام «شکر» رسید و ما داریم او را هر روز با تو، با اینکه تو رفته‌ای می‌بینیم.

خیال نمی‌کنم. مادر خودش گفته است وقتی همه خواب بودیم برایت همان لالایی‌هایی را خواند که در کودکی‌ات می‌خواند. مادر می‌دانست بچه‌اش را چطور از درد‌های سهمگین موج انفجار و شیمیایی نجات بدهد، آرام کند و بخواباند. من که فکر می‌کنم این تو بودی با همه نگاه‌های آسمانی‌ات که بالا‌تر از هر روان‌شناسی بود، ذهن مادر را تازه کرده بودی و الان ما داریم می‌بینیم که مادر همه شعر‌های دوبیتی و مثنوی‌های بی‌شمار فراموش‌شده دوران بچگی و نوجوانی و جوانی‌اش را به یاد آورده است.

پلک دوم

حتما وقتی طرف سمت چپ بدنت لمس شده بود و نمی‌توانستی درآن تخت سفید روبه‌روی پنجره اتاق وسطی در همه آن ساعت‌هایی که کند می‌گذشتند از این پهلو به آن پهلو بشوی، مادر حواسش به تو بود. وقتی زبانت دیگر حتی درست به خواندن نماز نمی‌چرخید، این مادر بود که پرستاری‌اش را تمام می‌کرد و مهر بر پیشانی‌ات می‌گذاشت و خودش با زبان خودش به جای زبان از کلام مانده تو، بعد از هر اذان و سر موقع نماز می‌خواند. مادر حواسش به همه قرص‌هایت بود. مادر حواسش به صدای نفس‌هایت بود وقتی «لوله ایر ویت» را با آن چشم‌های همیشه بیدار نگاه می‌کرد و «حدیث کسا» می‌خواند.

پلک سوم

احمدجان، آن سال آخری را که بر اثر آتروفی‌های مغزی مکرر و آب رفتن گوشت و غضروف صورت قشنگت فکت هرهفته درمی‌رفت و تریاژ‌های بیمارستان امداد و امام‌رضا (ع) تو را می‌شناختند یادت هست؟ یادت هست که وقتی فکت را جراحی کردند و برایت پروتز گذاشتند مادر خوشحال شد؟ ما خوشحال شدیم که مادر در پرستاری‌های شبانه‌اش از تو، دست‌کم نگران یک قلم از درد و رنج‌های همیشگی‌ات نباشد.

می‌دانم وقتی فقط چشم‌هایت برای مادر مانده بودند و می‌توانستند دو پنجره برای دیدن و ارتباط با ما باشند، همه آن لحظه‌های بی‌تابی مادرانه برای سلامتی‌ات، برای آن همه راز و نیاز‌های شبانه با خدا و برای همه نفس‌هایت که با سختی و لوله پلاستیکی نایت دارو و غذا را به خوردت می‌داد را عاشقانه دیدی، اما تو آن‌قدر سبکبال شده بودی که برای پرواز لحظه‌شماری می‌کردی. این مادر بود که در پرستاری اول شده بود و این تو بودی که در مقام شهادت برآمده‌ بودی. پرستاری به توان مادر را پرستاران می‌توانند درک کنند، نه ما.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.