«زن و هویت مشهد» | بخش پنجم: روزی که زنان مشهد تاریخ را تکان دادند کودکان مزه سبزیجات را پیش از تولد می‌فهمند تشدید کاهش بافت استخوانی بدن در دوران یائسگی| راهکار‌های پیشگیری کدامند؟ دولت در هفته ازدواج، تالار رایگان و جهیزیه ارزان به زوجین می‌دهد پایان لیگ برتر بدمینتون بانوان با جایگاه چهارمی مشهدی‌ها آغاز اردوی تیم ملی هندبال بانوان از هفته آینده| هنوز تصمیم نهایی برای اعزام تیم‌ها به بازی آسیایی ناگویا گرفته نشده است فعالیت حدود ۱۰.۵ میلیون زن بهره‌بردار عشایری در کشور تولد بیش از ۱۹ هزار نوزاد در استان البرز در سال ۱۴۰۴ آیا پرخاشگری کودک زنگ خطر است؟ | تقویت رفتار مثبت، یکی از راهکار‌های مقابله با عصبانیت پوشش بیش از ۱۰۰ هزار زن سرپرست خانوار در بیمه‌های اجتماعی ادامه سیر نزولی فرزندآوری در کشور| آمار سقط جنین در دوران جنگ کاهش داشته است رهبر شهید: پدیده خواهران طلبه برای انقلاب آبروست بانوی ملی پوش اسکواش: تمرکز اصلی ما روی بازی‌های آسیایی ناگویا است برگزاری چهار مرحله اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان| ارزیابی فنی یکی از شاخص‌ها است با ۷ نشانه شایع ابتلا به کم‌کاری تیروئید آشنا شویم| ایجاد مشکلات در دوران بارداری در صورت عدم درمان درخشش دختران خراسان رضوی در لیگ کاراته وان
سرخط خبرها
غیر از خدا هیچ‌کس نیست

غیر از خدا هیچ‌کس نیست

  • کد خبر: ۳۰۸۶۵۱
  • ۱۳ دی ۱۴۰۳ - ۱۵:۵۷
این خیال راحتی که دختر چهارساله‌ام هرشب توی تاریکی شب جست‌و‌جو می‌کند، همان ستاره‌ای است که دارم مثل امشبی توی آسمان آرزو‌ها دنبال می‌کنم.

امشب هم مثل هرشب حتما برای خوابیدن اصرار دارد بیایم بنشینم کنارش و دستم را دودستی توی دستان کوچکش بگیرد تا از تاریکی اتاق نترسد. اتاقش یک منبع نور سبز کوچک دارد، اما برایش کفایت نمی‌کند. او دلش یک «حضور» می‌خواهد. یک دست گرم و امن که محکم بگیرد و چشم‌هایش را با خیال راحت بگذارد روی هم.

این خیال راحتی که دختر چهارساله‌ام هرشب توی تاریکی شب جست‌و‌جو می‌کند، همان ستاره‌ای است که دارم مثل امشبی توی آسمان آرزو‌ها دنبال می‌کنم. او من را برای همیشه نخواهد داشت، اما من دلم می‌خواهد یک دست امن او را تا ابد در آغوش بگیرد. یک اتصال همیشگی به منبع ایمان که آب توی دلش نلرزد. 

آدمِ بی‌لنگر توی این دنیا، در‌به‌درِ حادثه هاست. او امشب دوباره وسط شیرین زبانی‌ها به خواب می‌رود و من هرقدر فهرست آرزوهایم را بالا و پایین می‌کنم، می‌بینم فقط دلم می‌خواهد او و تمام کودکان دنیا، هرشب دستی برای گرفتن داشته باشند که بدانند هیچ کجا نمی‌رود. دستی که توی سختی‌ها آنها را بالا می‌کشد. رشته آرزو‌های ما که پایانی ندارد. آدمیزاد از خواهش به خواهشی سرازیر می‌شود.

پاره تنم! کاش بعد از عبور از تردیدها، بالاخره از جایی به بعد، جای اینکه دست‌های مرا بگیری و بخوابی، دست به ریسمان خدا بیندازی که امن‌ترین حضور دنیاست. آن وقت می‌بینی هیچ آرزویی محال نیست. هیچ ناممکنی، دل‌نگرانت نمی‌کند. حتی اگر آن منبع نور کوچک توی اتاق خواب هم برای همیشه خاموش شود.

دلم نمی‌خواهد آخر قصه‌هایت بگویم: «و آنها تا آخر عمر با خوبی و خوشی با یکدیگر زندگی کردند.» هیچ خوشبختی بی‌نهایتی در کار نیست دخترم! اما هربار اول قصه‌ها تأکید می‌کنم: «زیر گنبد کبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود» غیر از خدا هیچ‌کس نیست.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.