مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه جزئیاتی از اقدامات حمایتی بهزیستی از فرزندان خانواده‌های زنان سرپرست خانوار خراسان رضوی ۴۲ درصد سرطان‌ها با یک تغییر ساده ناپدید می‌شوند | هشدار به زنان ۴۰ تا ۷۹ ساله اردوی جدید تیم ملی فوتسال بانوان آغاز شد (۹ خرداد ۱۴۰۵)| آزمون بزرگ برای ستاره‌های جوان و باتجربه ۵ ویژگی طلایی یک خانه «شخصیت‌ساز»؛ فرزندان موفق در چه فضایی بزرگ می‌شوند؟ کنگره‌ای بین‌المللی برای خواهر امام رضا (ع) | بانویی که بارگاهش در ایران زیارتگاه شیعیان عرب خلیج فارس است هشدار یک پزشک: ابتلای زنان به «ام‌اس» ۴ برابر مردان است مهمترین چالش تیم ملی والیبال زنان ایران برای اعزام به ناگویا چیست؟ خانه داری | آیا می‌توان قارچ را بدون سیاه شدن بیشتر در فریزر نگهداری کرد؟ تولد ۲۰ هزار و ۴۴۰ نوزاد در استان لرستان طی سال ۱۴۰۴| تعداد دوقلو‌ها چقدر ثبت شده است؟ برگزاری مسابقات جایزه بزرگ دوومیدانی بانوان در استان‌های البرز و تهران| شرط اعزام ورزشکاران به مسابقات ناگویا چیست؟ دختران ملی‌پوش خراسانی در میادین آسیایی می‌درخشند| کسب مدال طلای مسابقات والیبال کاوا توسط تیم ملی مستند عروس لبنان وارد مرحله فنی شد| روایت زندگی نخستین زن ایرانی ترورشده به دست رژیم غاصب صهیونیستی زنان، بیشترین متقاضی دریافت مجوز‌های مشاغل خانگی در کشور کسب مدال نقره توسط بانوی ملی‌پوش دوومیدانی ایران در ماده ۳۰۰۰ متر مسابقات آسیایی
سرخط خبرها
چند گرم طلا منجر به قتل بانوی مجری شبکه افق شد

چند گرم طلا منجر به قتل بانوی مجری شبکه افق شد

  • کد خبر: ۳۳۱۴۱۳
  • ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۷
چند گرم طلا باعث شد تا زهرا میرزایی، مجری شبکه افق توسط پسرخاله اش به قتل برسد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ ساعت ۴:۳۰ دقیقه عصر ۱۶ اردیبهشت، زن جوانی با پلیس تماس گرفت و از قتل هولناک خواهر جوانش در خانه خبر داد.

وقتی تیم جنایی به محل حادثه در شهرک راه‌آهن تهران رفت خواهر مقتول گفت: «به همراه خواهر و مادرم در یک ساختمان سه طبقه زندگی می‌کنیم. مادرم که البته چند روز قبل به سفر رفته در طبقه اول و من در طبقه سوم ساکنم. خواهرم دکترای حقوق دارد و مشاوره می‌دهد.

دیشب به من گفت امروز قرار است پسر خاله‌ام بهزاد برای مشاوره پیش او برود. خواهرم گفت پسر خاله‌ام اصرار زیادی داشته که کسی از این ملاقات با خبر نشود.»

او ادامه داد: «تا عصر صبر کردم و از خواهرم خبری نشد، چندین بار به تلفنش زنگ زدم ولی بی‌فایده بود، خودم را به خانه مادرم رساندم و با کلیدی که داشتم در را باز کردم، اما متوجه بوی سوختگی شدم که از اتاق خواب به مشام می‌رسید.

به آنجا که رفتم با جسد خونین خواهرم در حالی مواجه شدم که پتو و مقداری از فرش دچار سوختگی شده بود.»

به دنبال این تماس بلافاصله بازپرس محمد جواد شفیعی و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.

بررسی‌های اولیه حکایت از آن داشت که مقتول با ضربات چکش و چاقو به قتل رسیده و عامل جنایت قصد به آتش کشیدن آنجا را داشته، اما موفق نشده است.

سرهنگ مرتضی نثاری، معاون جرایم جنایی پلیس آگاهی پایتخت در این رابطه گفت: «باتوجه به اینکه آخرین فردی که با مقتول قرار داشت، بهزاد بود، به دستور بازپرس جنایی مرد جوان ساعت ۹ شب در خانه‌اش در شرق تهران بازداشت و طلا‌های مقتول نیز از وی کشف شد.

بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی پایتخت، دستور انتقال متهم به اداره دهم پلیس آگاهی را صادر کرد و بررسی‌ها در این خصوص ادامه دارد.»

مرد جوان درباره انگیزه خود از این جنایت گفت: «قبلاً به عنوان پیک موتوری کار می‌کردم، اما بیکار شدم و به ناچار مسافرکشی می‌کردم. همسرم تازه زایمان کرده بود و مشکل مالی داشتم. سه روز قبل در یک میهمانی دور هم بودیم که خواهر مقتول گفت دزد به خانه‌اش زده است، اما بدلیجاتش را برده. دخترخاله‌ام هم گفت چه خوب که به خانه ما دزد نزد و طلاهایم را نبرد. این صحبت‌ها وسوسه‌ام کرد که طلا‌های خاله و دختر خاله‌ام را از منزل شان سرقت کنم.»

به چه بهانه‌ای با مقتول قرار گذاشتی؟

مقتول دکترای حقوق داشت و مشاور خانواده بود. به این بهانه که با همسرم مشکل دارم و از او مشاوره می‌خواهم، با او قرار گذاشتم و اصرار کردم از این موضوع به کسی حرفی نزند. ساعت ۱۱ ظهر سه‌شنبه وارد خانه خاله‌ام شدم دختر خاله‌ام وقتی مرا تنها دید تعجب کرد، اما به او گفتم همسرم هم در راه است و بزودی می‌رسد. او برایم آبمیوه آورد و وقتی به آشپزخانه رفت تا بستنی بیاورد با چکشی که به همراه داشتم به سر او ضربه زدم.

دختر خاله‌ام با من درگیر شد و سعی می‌کرد خودش را از دست من نجات دهد من هم با چاقویی که داشتم چندین ضربه به او زدم و بعد آنجا را به آتش کشیدم تا هیچ رد و سرنخی از خود به جا نگذارم.

بعد از جنایت چه کردی؟

خانه را گشتم، اما طلای زیادی پیدا نکردم ومقدار کمی در خانه بود که برداشتم. اما هنوز ساعاتی نگذشته بود که پلیس دستگیرم کرد.

منبع: خبرآنلاین

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.