والیبال قهرمانی آسیا| نخستین پیروزی تیم ملی والیبال نوجوانان دختر برابر استرالیا کسب شد برای شهادت بانو زهرا حدادعادل، عروس ساده زیست رهبر شهید مسابقات استانی هندبال نوجوانان دختر خراسان رضوی در مشهد پایان یافت متفکر الجزایری: نوه رهبر ایران را تمدن اپستین کُشت ویدیو| وداع جانسوز دخترک ویلچری با رهبر شهید در تهران سمنان، میزبان اردوی ۲۰ روزه تیم ملی اسکواش بانوان شد| شروع از امروز (۱۳ تیر ۱۴۰۵) خانواده برای رهبر شهید انقلاب مهم بود| تبیین منشور حقوق زنان توسط حضرت آقا آیا ساره جوانمردی به بازی‌های پاراآسیایی ژاپن اعزام می‌شود؟ دبیر ستاد ملی جمعیت: از میان نوه‌های رهبر شهید انقلاب ۱۱ نفر را خودم به دنیا آورده‌ام واکنش مدیر اندیشکده‌ فرانسوی به شهادت مظلومانه نوه خردسال رهبر شهید بانوی بوسنیایی: ملت بوسنی تا پایان عمر مدیون آیت‌الله خامنه‌ای است+ فیلم مادران بخوانند| راهکار‌های مسالمت‌آمیز برای بلند کردن کودکان از پای تلویزیون برای شهیده «زهرا محمدی گلپایگانی» نوه ۱۴ ماهه آقای شهید ایران آیا بانوان برای نذر کردن و برپایی مراسم عزاداری اهل بیت (ع) باید از شوهر خود اجازه بگیرند؟ | فتوای مراجع تقلید پاسخ می‌دهد حضور ۳ ملی پوش خراسانی در  اردوی آماده سازی تیم ملی بسکتبال سه نفره کمتر از  ۲۳ سال دختران درخشش بانوان ورزشکار خراسان رضوی در مسابقات کشوری ویژه بیماران تالاسمی رتبه سوم بانوان پارادوومیدانی خراسان رضوی در مسابقات قهرمانی کشور کسب اولین برد تیم پدل دختران ایران در رقابت‌های FIP آذربایجان درخشش دختر تنیسور ایران در تور جهانی تنیس ترکیه شهیده زهرا حدادعادل، مادری را مقدم بر هر امری می‌دانست| جاری بودن زیست متواضعانه در زندگی شخصی
سرخط خبرها
برای شهادت بانو زهرا حدادعادل، عروس ساده زیست رهبر شهید

برای شهادت بانو زهرا حدادعادل، عروس ساده زیست رهبر شهید

  • کد خبر: ۴۲۷۸۷۷
  • ۱۴ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
شهیده زهرا حدادعادل، عروس ساده زیست رهبر شهید، همراه ایشان پر کشید.او مدیریت و خدمت فرهنگی را در عالی‌ترین مرتبه، یعنی مسلخ عشق به پایان رساند.

مریم شیعه| شهرآرانیوز؛ باران پاییزی به شیشه‌های بلند و غبارگرفته دفتر مدیریت می‌کوبد. آن بیرون هوا گرفته است و خورشید کم رمق‌تر از همیشه می‌تابد. وقتی صدای زنگ تفریح در سالن می‌پیچد، غوغای دختر‌ها راهرو را پر می‌کند. از پشت میز ساده اش بلند می‌شود و پرونده‌ها و خودکار را همان جا رها می‌کند. باران برایش نشانه رحمت است.

وارد حیاط می‌شود و کف دستش را رو به آسمان می‌کند. باران نرم نرم روی دستش می‌نشیند. دختر‌ها که انگار از دیدنش ذوق زده باشند، به سمتش می‌دوند و دوره اش می‌کنند. در کلامش سادگی و صمیمیتی دارد که نوجوان‌ها دوستش دارند. کمتر مدیری می‌تواند با نوجوان‌ها رفاقت کند. او پایه‌های رفاقتش را جوری چیده است که هرکدام که به مشکلی برمی خورند، اول سراغ او را می‌گیرند.

هیچ کدام از دختر‌ها نمی‌دانند این مدیر چهل وچند ساله، عروس رهبر انقلاب و فرزند یکی از چهره‌های مهم فرهنگی و سیاسی کشور است. «زهرا» تمایل زیادی به گمنامی دارد. او این فضای آموزشی، این دغدغه‌های فرهنگی و این نگاه‌های معصوم دانش آموزان را به تمام صندلی‌های مجلل ترجیح می‌دهد. سال ۱۳۷۷ وقتی دوره متوسطه را تمام کرد و راهی دانشگاه شد، فکرش را هم نمی‌کرد مسیر زندگی او را به اینجا بکشاند.

«زهرا حدادعادل»، در آن روز‌ها دختر نوزده ساله غلامعلی حدادعادل بود که از همان ابتدا، با کتاب، شعر و سیاست خو گرفته بود. در روز‌های پر از بیم و امید جوانی، خواستگاری و پیوند او با آیت ا... سید مجتبی خامنه‌ای شکل گرفت. این ازدواج، بدون تشریفات و هیاهو، سرآغاز ۲۸ سال زندگی مشترک، وفاداری و ساده زیستی محض شد. آن‌ها زندگی مشترک خود را در آپارتمانی کوچک آغاز کردند. خانه‌ای نقلی که آفتاب عصرگاهی، روی موکت‌های ساده اش پهن می‌شد.

برای دوستان و همکارانی که برای نخستین بار به خانه او قدم می‌گذاشتند، تصویر عروس رهبری که بدون هیچ کبر و ادعایی، دم ورودی آشپزخانه کوچک روی زمین می‌نشست، به دیوار تکیه می‌داد و با سادگی تمام چای تعارف می‌کرد، تصویری فراموش نشدنی بود؛ و برای همین ویژگی‌ها و صفات حسنه‌ای که از آن بهره می‌برد، جایگاه ویژه‌ای در قلب رهبر شهید داشت، تا جایی که ایشان برای عروسشان شعری با این مطلع (رخشنده و باصفا و زیبایی/ شایسته نام نیک زهرایی) سرودند و او را برابر با دخترانشان هدی و شهیده بشری حسینی خامنه‌ای، مورد خطاب قرار دادند.

شهیده زهرا حداد عادل پس از ازدواج، مسیر تحصیل و رشد علمی را رها نکرد. در دانشکده علوم ارتباطات تحصیلاتش را ادامه داد. اشتیاق او به ابعاد رسانه‌ای و خبری، او را به رشته مدیریت خبر کشاند تا تحصیلات تکمیلی را هم پشت سر بگذارد.

او قدرت رسانه را به خوبی آموخت و شناخت، اما روحش با هیاهوی اتاق‌های خبر سازگار نبود. دست آخر هم آرامش واقعی را در فضای مدرسه، مدیریت فرهنگی و تربیت نسل جوان پیدا کرد. او توان خود را وقف هدایت مدارس علوم انسانی فرهنگ کرد. در طول این ۲۸ سال زندگی مشترک و پویا، سه فرزند به نام‌های محمدامین، فاطمه سادات و محمدباقر را در همین اتمسفر پاک، متدین و بی آلایش پرورش داد.

سرانجام، تقدیر در روز شنبه، نهم اسفند ۱۴۰۴ سر رسید؛ در میانه آتش، دود و خون. در جریان حمله هوایی و موشکی آمریکایی و صهیونیستی به بیت رهبری، صدای انفجار مهیبی آسمان تهران را تکان داد. موشک ها، سقف بالای سر او را شکافتند. زهرا حدادعادل در سن ۴۶سالگی، به آرزوی دیرینه اش رسید و به همراه قائد امت، داماد و دختر و نوه ایشان به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

او مدیریت و خدمت فرهنگی را در عالی‌ترین مرتبه، یعنی مسلخ عشق به پایان رساند. چندین ماه بعد، در شب بارانی و خنک دهم تیرماه ۱۴۰۵، حیاط مدرسه فرهنگ تهران غرق در سکوت و اندوه بود. چراغ‌های مدرسه روشن بود و عطر گلاب فضای حیاط را پر کرده بود. مراسم وداع با این مدیر شهید با حضور همکاران، دوستان و خانواده داغ دارش برگزار شد. در آن شب، غلامعلی حدادعادل در سوگ دختری که با عشق بزرگ کرد، غزل «زهرای من» را با چشمانی اشک بار و صدایی لرزان خواند «زهرای من! شهید به خون خفته پدر! باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده...».

*مصرعی از شعری که رهبر شهید برای عروسشان سرودند

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.