آغاز مرحله یازدهم تمرینات تیم ملی والیبال نشسته بانوان از امروز (شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵) ابتلای زنان به آرتریت روماتوئید نسبت به مردان بیشتر است| نگاهی به اثرگذاری یک درمان نوین افزایش سن بارداری در خراسان شمالی| ۵۵ هزار مادر، تک فرزند هستند قهرمانی تیم اسپینینگ بانوان استان فارس در یک المپیاد ورزشی کشوری چه موضوعاتی در حوزه خانواده و زنان مورد توجه رهبر شهید بود؟ آیا آلرژی کودکان به بادام زمینی قابل درمان است؟ ابهام در وضعیت اسپانسرینگ تیم خاتون برای حضور در رقابت‌های آسیایی دوستش نداشتم اما عاشقش شدم»| روایت شنیدنی همسر شهید مجید شعبانی از آخرین ماه‌های زندگی مشترک اهمیت استفاده از اسیدفولیک برای بارداری سالم درد و ناباروی، ۲ علامت مهم آندومتریوز| چه میزان از زنان درگیر این بیماری هستند؟ توجه به نیاز‌های  ویژه زنان در بحران‌ها، محور اقدامات شهرداری تهران خانه‌تان برق می‌زند، اما چرا هیچ‌کس نمی‌خندد؟ | راهنمای رهایی از وسواس تمیزی برای مادران نگاهی به معجزه ۴ دقیقه‌ای «پیش‌قدم شدن» در آشتی زوجین| مهارتی که نشانه بالاتر بودن هوش عاطفی (EQ) است تجلیل از ۱۱۰ مادر طلبه و اساتید دارای ۴ فرزند و بیشتر حوزه علمیه خراسان در حرم مطهر رضوی تغییر الگوی فرزندآوری در کشور| تعداد فرزندان اول از تعداد فرزندان دوم بیشتر شده است بررسی نقش و جایگاه پروین اعتصامی در آموزش و پرورش افغانستان در یک نشست فرهنگی روایت شهادت شهیده «سیده مهدیس حمیدی» در جنگ تحمیلی سوم از زبان پدر| همه چیز در چند ثانیه تغییر کرد نگاه جلال آل‌احمد به نقش زنان در تحولات انقلاب اسلامی چه بود؟ آیا می توان در آشپزی، صرفه جویی کرد؟| معرفی راهکارهایی ساده برای کاهش دورریز مواد غذایی
سرخط خبرها
تلفنی که پس از مرگ صاحبش روشن ماند| میراث‌داری یک بانوی تولیدکننده

تلفنی که پس از مرگ صاحبش روشن ماند| میراث‌داری یک بانوی تولیدکننده

  • کد خبر: ۳۶۹۲۹۳
  • ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۷
گفت‌و‌گو با نادیا شایسته، بانوی تولیدکننده قطعات خودرو که بعد از فوت همسرش، شعله رؤیای مشترکشان را روشن نگاه داشت.

به گزارش شهرآرانیوز، کارگاه نادیا شایسته در دل شهرک صنعتی فردوسی مشهد قرار دارد؛ جایی که بوی فلز داغ، صدای دستگاه‌ها و برق چکش‌ها با صدای زنانه و آرام او درهم می‌آمیزد. زنی با لباس کار، مو‌های بسته و دستانی که ردِ سال‌ها تلاش بر آن نشسته است. می‌گوید: «وقتی شوهرم زنده بود، همه‌چیز را با هم می‌ساختیم. از قسط و بدهی گرفته تا رؤیای داشتن یک کارگاه واقعی. وقتی فوت کرد، می‌دانستم اگر کارگاه را بفروشم، انگار همه سال‌های زندگی‌مان را پاک کرده‌ام.»

عهدی که تا آخر ایستاد

سال ۷۲ ازدواج کردند؛ همان روز‌ها که وام ازدواج ۲۵ هزار تومان بود. او و همسرش با وام و قسط خانه‌ای گرفتند، ماهی ۳۰ هزار تومان حقوق می‌گرفتند و فقط دو هزار تومان برای خرج ماه باقی می‌ماند. اما با صبوری، زندگی را پیش بردند تا بالاخره توانستند کارگاهشان را راه بیندازند. هنوز یک دهه نگذشته بود که روزی تلخ، خبر ایست قلبی همسرش در همان کارگاه رسید. نادیا شایسته می‌گوید: «همه گفتند کار را رها کن، نمی‌توانی. اما من فقط به این فکر می‌کردم که او چقدر این کار را دوست داشت. نمی‌خواستم زحماتش خاک شود.»

تلفنی که خاموش نشد

بعد از فوت همسرش، تلفن مشتری‌ها همچنان زنگ می‌خورد. همه فکر می‌کردند کارگاه تعطیل شده است. اما او گوشی را برداشت و گفت: «بله، تولید ادامه دارد.» همان تلفن روشن، شد نشانه‌ای از اراده او. در آن روز‌های سخت، نادیا نه از ماشین‌آلات سر درمی‌آورد، نه از حسابداری، اما هر روز یاد می‌گرفت. خودش می‌گوید: «از همان سال ۹۰، با دست خالی کار را شروع کردم. بدهی ۱۲ میلیونی روی دوش داشتم؛ مبلغی که آن زمان برابر با دو پراید بود.»

زن در کارگاهی مردانه

در کارگاه، مرد‌ها اول به چشم تردید نگاهش کردند. می‌گفتند: «خانم! این کار برای شما سنگین است.»، اما وقتی دیدند او خودش پای دستگاه می‌ایستد، قطعات را می‌تراشد و با چکش کار می‌کند، نگاهشان عوض شد. حالا خودش مسئول کنترل کیفیت است؛ حتی یک خط مویی روی قطعه را می‌بیند و آن را کنار می‌گذارد. با خنده می‌گوید: «گاهی می‌گویند دست‌هایت مثل تعمیرکار‌ها شده، اما گل‌ها و گیاه‌های گوشه اتاقم هنوز لطافت زنانه‌ام را حفظ کرده‌اند.»

شب‌هایی که کارگاه خانه بود

او سال‌هاست بخشی از سوله را به اتاق کوچکی تبدیل کرده است؛ با تخت، قاب عکس خانوادگی و آشپزخانه‌ای زیرپله‌ای. همان‌جا شب‌ها می‌خوابد تا صبح زود برق دستگاه‌ها را بزند. «گاهی فقط چهار ساعت در شبانه‌روز می‌خوابم. میگرن دارم، قرص می‌خورم، اما کار را رها نمی‌کنم. چون اگر نایستم، همه چیز می‌ریزد.»

پول حلال، حتی اگر کم باشد

خیلی‌ها به او پیشنهاد داده‌اند که کار را بفروشد و سرمایه‌اش را در تجارت راحت‌تری بگذارد. اما او می‌گوید: «به پول حلال تولید عادت کرده‌ام. شاید درآمدش کم باشد، اما آرامش دارد.» در بازار پر از جنس چینی، او همچنان تولید خودش را حفظ کرده و حتی در روز‌هایی که همه تعطیل می‌کنند، کار می‌کند. از سال ۹۸ تا امروز، می‌گوید حتی یک روز مرخصی نداشته است.

شرافت در صنعت

می‌گوید: «در کار ما، یک قطعه معیوب می‌تواند جان یک راننده را بگیرد. برای همین، هیچ‌وقت قطعه‌ای را که نقص دارد تحویل نمی‌دهم، حتی اگر فقط یکی از پانصد تا باشد. شب‌ها با وجدان راحت می‌خوابم، چون می‌دانم جنس من روی جاده جان کسی را نجات می‌دهد، نه می‌گیرد.»

عشق به کاری که سختی را آسان می‌کند

حالا نادیا شایسته، تولیدکننده شناخته‌شده‌ای است؛ عضو انجمن قطعه‌سازان و کانون زنان بازرگان. خودش را نه قهرمان می‌داند و نه استثنا، فقط زنی که پای انتخابش ایستاده است. می‌گوید: «اگر روزی روی صندلی چرخ‌دار بنشینم، باز هم سر کار می‌آیم. چون وقتی کاری را دوست داری، دیگر سختی معنا ندارد.» تلفن همسرش هنوز روشن است. صدایش دیگر از آن‌سوی خط نمی‌آید، اما هر بار که زنگ می‌خورد، نادیا شایسته گوشی را برمی‌دارد، لبخند می‌زند و می‌گوید: «بله، تولید ادامه دارد.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.