به گزارش شهرآرانیوز، پوشیدگی، یکی از شئون انسانی و پدیدهای به قدمت تاریخ بشر است. در طول تاریخ، حجاب و پوشش همواره با مفهوم «شرم» و «حیا» پیوند داشته و جلوهای از عقلانیت و نظم اجتماعی بوده است. بههمیندلیل، حجاب را نمیتوان تنها وسیلهای برای محافظت در برابر سرما و گرما دانست.
شواهد تاریخی از جمله مجسمهها، کتیبهها و نقشبرجستههای باستانی نشان میدهد که از دوران پیش از میلاد تا پس از آن، پوشش در میان زنان و مردان همواره وجود داشته است.
به گفته دکتر مشایی، برای درک جایگاه واقعی حجاب باید مسیر فرهنگی طیشده را بازنگری کرد. «مسئله حجاب بسیار عمیقتر از آن است که صرفاً به زنانه یا مردانه بودن آن بپردازیم. زنان ایرانی از دوران مادها تا هخامنشیان و حتی در زمان زرتشت، همواره از پوشش کامل برخوردار بودهاند. ویل دورانت در تاریخ تمدن نیز به محجوب بودن زنان ایرانی در شرق عالم اشاره کرده است. هنوز هم میتوان نمودهای این پوشش را در فرهنگهای کهن شرق آسیا مانند چین و ژاپن دید.»
دکتر مشایی درباره تاریخ کشف حجاب میگوید: «در دوران رضاخان، کشف حجاب برای جامعه ایران غیرقابلتحمل بود. حتی بسیاری از درباریان در نخستین مهمانیهای رسمی بدون حضور همسرانشان شرکت کردند. قیام مسجد گوهرشاد سند روشنی از مقاومت مردم در برابر این سیاست است. اگر آن زمان تغییر در نظام آموزشی و ادارات اجباری نمیشد، زنان ایرانی بهسختی حجاب را کنار میگذاشتند.»
به باور این اسلامپژوه، تفکیک نیت از ظاهر نادرست است: «پوشش بخشی از رفتار اجتماعی انسان است و بر نحوه ارتباطات تأثیر مستقیم دارد. نمیتوان گفت فقط قلب مهم است و ظاهر بیاهمیت. همین افراد در موقعیتهای مختلف لباس متفاوتی میپوشند. پس ظاهر حامل پیام است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.»
او با اشاره به علاقه جوانان به مد و زیبایی میگوید:«زیبایی فطری انسان تنها در ظاهر خلاصه نمیشود. اگر حجاب صرفاً به عنوان پوستهای ظاهری دیده شود، تأثیری ندارد. اما اگر با شناخت و هدف درونی همراه باشد، به کمال انسانی منجر میشود.»
به اعتقاد دکتر مشایی، آموزش فلسفه حجاب باید از خانواده آغاز شود: «بسیاری از مادران مذهبی، فلسفه حجاب را بهصورت تقلیدی یاد گرفتهاند و نمیتوانند آن را برای دخترانشان تبیین کنند. آموزش تقلیدی موجب تردید میشود و در برابر جریانهای فرهنگی مخالف، مقاومت را کاهش میدهد. اگر فلسفه حجاب همزمان با بلوغ شرعی آموزش داده شود، تأثیر ماندگارتری خواهد داشت.»
او در بخش دیگری از گفتوگو، با اشاره به مکتب اومانیسم سکولار میگوید: «اومانیسم با محور قرار دادن انسان و حذف خدا، مسیر زندگی بشر را تغییر داد. این مکتب به ظاهر، آزادی و زیبایی ظاهری اصالت داد و انسان را از معنا و روح دور کرد. در حالی که اسلام، انسان را اشرف مخلوقات میداند، اما در نسبت با خالق. حذف خدا، به معنای مباح شدن همه چیز است.»
به گفته او، تفاوت انسان اومانیست و انسان موحد در نوع دوست داشتن خود است: «خوددوستی موحدانه همراه با رعایت حقوق دیگران است. در حالی که خوددوستی اومانیستی به خودخواهی و برتری ظواهر میانجامد. اگر زیبایی ظاهری به تزلزل اخلاق و خانواده بینجامد، دیگر زیبایی نیست.»
دکتر مشایی بر چند محور اساسی برای تقویت فرهنگ حجاب تأکید میکند: «نخست، باید آموزش دینی از حالت تعبدی خارج شود و رویکرد اقناعی و تفکری جایگزین گردد. دوم، حل موانع ازدواج جوانان اهمیت دارد؛ چراکه افزایش فساد و کاهش ازدواج به هم وابستهاند. سوم، حمایت اقتصادی از زنان و خانوادهها برای تأمین پوشش مناسب نیز میتواند در ترویج حجاب مؤثر باشد.»
از نگاه دکتر مشایی، حجاب نماد بازگشت به فطرت انسانی و مقدمهای برای رشد و کمال است. او معتقد است انسان پوشیده، در مسیر تعالی و خودشناسی گام برمیدارد؛ در حالی که انسان برهنه، به عقب بازمیگردد و از خویشتن حقیقی فاصله میگیرد.