اعزام ۳ زن شمشیرباز ایرانی به جام جهانی اسلحه اپه فجیره امارات دبیر ستاد جمعیت: برخلاف تصور رایج، سهم ناباروری مردان قابل توجه است |بهترین سن برای فرزندآوری زنان ۲۰ تا ۳۰ سالگی است از هر ۵ زوج ایرانی، یک زوج تجربه ناباروری دارد| تمام تکنیک‌های درمان ناباروری دنیا در ایران وجود دارد کاهش خطر زایمان زودرس با دریافت واکسن کووید ۱۹ برگزاری هفته دهم لیگ برتر فوتسال زنان با ۶ دیدار حساس از فردا (شنبه ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴) دستور پخت رول هزارلایه سیب زمینی در خانه + فیلم سواد رسانه‌ای خانواده‌ها، مهم‌ترین ابزار آن‌ها در عصر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برگزاری ۴ دیدار در هفته پنجم لیگ برتر هندبال بانوان الگوی غذایی نادرست و طولانی‌مدت، عامل اصلی پیری زودرس پوست | فریب توصیه‌های اینستاگرام را نخورید بهروزآذر تاکید کرد: ارتقای جایگاه زنان با تقویت روحیه زنانگی و مادرانگی آنها پخش یک برنامه رادیویی زنانه از رادیو مقاومت + جزییات احداث نیروگاه خورشیدی چه فوایدی برای زنان سرپرست خانوار دارد؟ ضرورت اختصاص مرخصی ویژه برای زنان در دستگاه‌های دولتی افزایش نگران‌کننده تمایل مادران به سزارین در کشور بررسی نقش راهبردی زنان نخبه در توسعه کشور| توسعه پایدار با حضور بانوان شکل می‌گیرد شکل‌گیری هسته اولیه تیم ملی فوتسال بانوان از فروردین ماه سال ۱۴۰۵
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.