وجود حدود ۶.۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور | بانوان از بهزیستی چه خدماتی دریافت می‌کنند؟ شناسایی شیوع چشمگیر کمبود ویتامین D در میان مادران باردار نیشابور سهم زنان جهان از مشاغل پردرآمد چقدر است؟ چگونه با دختران با کرامت رفتار کنیم؟ طرز تهیه عدسی؛ یک شام مقوی، ساده و کم‌هزینه آغاز فصل جدید لیگ برتر فوتسال زنان از ۱۷ مهر ۱۴۰۵ نگاهی به چالش زایمان طبیعی و سزارین در کشور | کاهش ۱۰ برابری مرگ‌ومیر مادران یک دستاورد غیرقابل انکار است مرحله نهایی رقابت‌های انتخابی تیم ملی اسکواش بانوان برگزار شد | حضور باران محمدپور در ترکیب تیم ملی ارومیه؛ میزبان اولین رقابت روئینگ قهرمانی دختران جوان کشور تکرار افتخارآفرینی دختران بسکتبالیست خراسانی در لیگ ملت‌های آسیا | تیم ملی مدال برنز گرفت سهم ۳۶ درصدی زنان از  پست‌های مدیریتی خراسان رضوی آغاز سومین اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان در رده جوانان از امروز (دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵) ریشه بگو‌مگو‌های تمام‌نشدنی میان زوجین در زندگی مشترک‌شان چیست؟ سردرگمی مادران جوان در هدایت فضای مجازی برای بهبود در فرزندپروری | راهکار چیست؟ هوش مصنوعی و تحول دوگانه در بازار کار زنان ضمانت کمیته امداد کشور از وام‌های قرض‌الحسنه اشتغال زنان تحت پوشش این سازمان درباره کتاب تفریظ شده «من زنده‌ام» توسط رهبر شهید چه می‌دانید؟ طلاق؛ یکی از دلایل افزایش آمار زنان سرپرست خانوار در کشور
سرخط خبرها
مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

مادرانه‌های روز‌های آژیر و آتش | بازخوانی کتاب آن هجده ماه و هفت روز

  • کد خبر: ۳۷۳۵۲۶
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
«آن هجده ماه و هفت روز» نه فقط خاطرات یک امدادگر جوان است، که روایت مادرانه‌های دخترانی است که در سخت‌ترین روز‌های جنگ، جای مادرانِ دور از جبهه برای رزمندگان می‌ایستادند.

به گزارش شهرآرانیوز، صدای آژیر و گردوغبار انفجار، بخشی جدایی‌ناپذیر از روز‌های آغازین جنگ در دزفول بود؛ روز‌هایی که دختران جوانی در بیمارستان افشار، در میان رفت‌وآمد مجروحان، مادرانه‌هایی را تجربه کردند که شاید در هیچ دوره‌ای از زندگی‌شان دوباره تکرار نشد. کتاب «آن هجده ماه و هفت روز» نوشته شهلا آبنوس، روایتی زنانه و صمیمی از همین روزهاست؛ روز‌هایی که برای یک امدادگر جوان، به معنای واقعی «خط مقدم» بودند.

در بخشی از کتاب، روایت دیدار کوتاه نویسنده با برادر رزمنده‌اش آمده است؛ دیداری که لباس‌های خاکی و خونی و چهره غمگین او بیش از هر توضیحی از واقعیت تلخ جنگ می‌گفت:«از همان روز اول رفتنش، فقط همان یک بار دیدمش... پرسیدم خط مقدم کجاست؟ سرش را پایین انداخت: خط مقدم هر لحظه عقب‌تر از لحظه قبله...»

شهلا آبنوس، متولد ۱۳۴۱ و کارشناس ارشد ادبیات فارسی، از نویسندگانی است که توانسته جنگ را با قلمی زنانه و لطیف روایت کند. او تجربه امدادگری در بیمارستان دزفول و شهادت برادرش را پشتوانه روایت خود کرده و مادرانه‌هایی را نوشته که کمتر در کتاب‌های جنگی دیده می‌شود. در کارنامه او آثاری، چون «ستاره در آینه»، «بغض‌های قدیمی» و «خوابى که تعبیرش تو بودی» نیز دیده می‌شود.

نویسنده معتقد است یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های این کتاب، ایجاد بستری برای گفت‌وگوی بین دو کشور است؛ زاویه‌ای تازه که از دل روایت‌های انسانی برمی‌آید. کتاب نه ایدئولوژیک است و نه تبلیغی؛ تنها روایت تجربه‌های زیسته یک امدادگر جوان است که در میانه جنگ، از عشق، ترس، دلتنگی و مادرانه‌بودن می‌نویسد.

«آن هجده ماه و هفت روز» با روایت اول‌شخص و هم‌زمانی رخداد‌ها و روایت، مخاطب را در دل ماجرا می‌نشاند. وقتی خودِ راوی همان لحظه‌ای را تعریف می‌کند که تجربه کرده، فاصله بین خواننده و واقعه از بین می‌رود؛ به‌ویژه وقتی از روز‌هایی حرف می‌زنیم که چند دهه از آن گذشته است.

این کتاب در ۲۴۰ صفحه، با نویسندگی شهلا آبنوس و ویراستاری افسانه نظری توسط انتشارات برکه خورشید منتشر شده است؛ روایتی که برای علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه و خاطرات جنگ، همچون نسیمی خنک در گرمای تابستان، شیرین و خواندنی است.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.