برداشت نادرست برخی از کاربران، چالش ایجاد کرد| بازنشر خبر فوت «پیرترین زن ایران» پس از ۸ سال راز روضه‌ خانه بی‌بی‌جان که ۲۳ سال است در مشهد تعطیل نشده است دعوای جای پارک در مشهد، جان دختر جوان را نجات داد | در کلانتری سجاد چه گذشت؟ تاکید بر گسترش همکاری‌های مشترک در حوزه زنان و خانواده، محور گفت و گوی تلفنی زهرا بهروز آذر و همتای تاجیکستانی چای سبز جایگاه ویژه‌ای در سبک زندگی سالم دارد| معرفی مهم‌ترین خواص نکات مهمی که برای پخت و توزیع غذای نذری باید رعایت شود دعوای شما با همسرتان، می‌تواند شروع یک خیانت باشد + راهکارها نتیجه یک تحقیق روی ۸ هزار جوان ایرانی فاش کرد: تحصیل‌کرده‌هاو پولدارها کمتر بچه می‌خواهند ! این مواد شیمیایی را از زندگی‌تان حذف کنید تا بارداری سالم‌تری داشته باشید قهرمان مسابقات هندبال نونهالان دختر خراسان رضوی مشخص شد زنان چطور می‌توانند هیئت‌های عزاداری محرم را از زباله پلاستیکی نجات دهند؟ فوت پیرترین زن ایران| بانویی که متعلق به ۵ نسل گذشته بود سهم اعتیاد زنان در ایران حدود یک سوم میانگین جهانی است فرمول طلایی مادران برای بردن کودک به هیئت و روضه محرم پیشگیری از سقط جنین؛ نیازمند رویکرد جامع، علمی و چندبخشی است درخشش دختر اسکیت‌باز سرعت خراسان رضوی در رقابت‌های کشوری صعود ۱۰۹ پله‌ای دختر تنیسور ایرانی در رنکینگ جهانی سرمربی تیم ملی فوتسال بانوان ایران: برگزاری رقابت‌های باشگاهی، انگیزه را افزایش می‌دهد داستان یک کتاب؛ ۱۱ زن ایرانی از روزهایی نوشتند که «گلوله» زندگی را نشانه گرفت
سرخط خبرها
مصائب شیرین یک مادرِ معلم | روایت زنی که تمام عمرش را پای کلاس گذاشت

مصائب شیرین یک مادرِ معلم | روایت زنی که تمام عمرش را پای کلاس گذاشت

  • کد خبر: ۳۷۳۶۱۹
  • ۲۸ آبان ۱۴۰۴ - ۰۷:۰۷
این‌بار قصه یک معلم است؛ مادری که در پایان مسیر کاری‌اش، از شادی‌ها و سختی‌هایی می‌گوید که سال‌ها همراهش بوده‌اند و کمترکسی از آن‌ها خبر دارد.

به گزارش شهرآرانیوز، همیشه وقتی بعد از مدت‌ها همدیگر را می‌بینیم و صحبت به کار می‌کشد، به‌شوخی می‌پرسم: «مگر این همه تعطیلات برای یک شغل طبیعی است؟ کافی‌ست باران و برف ببارد یا هوا آلوده شود تا بگویند نیایید سر کار!».

اما او فقط لبخند می‌زند. نازی، مادری که حالا آخرین ماه‌های خدمتش را در حرفه معلمی می‌گذراند، بیش از بیست‌وچند سال است که هم‌زمان بار خانه و کلاس را با هم به دوش می‌کشد.

به باور من، دوستی با آدم‌هایی باتجربه مثل او نعمت است. همان‌طورکه کنار هم چای می‌نوشیدیم و او برگه‌های امتحان بچه‌های کلاسش را تصحیح می‌کرد، نگاهش را از برگه‌ها گرفت و گفت: «معلمی یک کار تمام‌وقت ذهنی است؛ البته برای کسی که بخواهد درست کار کند. سال‌ها با خودم عهد کردم مشکلات خانه را وارد کلاس نکنم. همیشه قبل از ورود به کلاس، روحم را جمع‌وجور می‌کنم تا تمام توجهم برای بچه‌ها باشد. البته گاهی نمی‌شود بر مشکلات پیروز شد، اما وظیفه‌ام بوده کم‌وکاستی را بعد‌ها جبران کنم.»

فشار‌هایی از جنس انتقاد و استهلاک شغلی

نازی از یکی از دردناک‌ترین چالش‌های مشترک میان معلمان می‌گوید: «کمترکسی درباره تحقیقات مربوط به فشار روانی این شغل می‌پرسد. خیلی‌ها فقط ساعت‌های رسمی کار را می‌بینند. اما کجا می‌دانند که در مدرسه‌ای با کمترین امکانات چقدر ذهن آدم زیر بار درس‌ها، کتاب‌ها و مدیریت کلاس خسته می‌شود؟»

او تأکید می‌کند که هر دانش‌آموز دنیای خودش را دارد: «استعدادها، فرهنگ خانواده‌ها، مشکلات شخصی و…؛ همه این‌ها روی دوش معلم می‌نشیند. استهلاک شغلی واقعی همین است.»

سال‌های زیادی دغدغه و مشکلات دانش‌آموزان، مخصوصاً بچه‌های حاشیه شهر، تا خانه همراهش بوده و روحیه خودش و خانواده‌اش را تحت‌تأثیر قرار داده است.

چالش مادری و معلمی کنار هم

وقتی صحبت به سال‌های ابتدایی مادرشدن می‌رسد، آهی می‌کشد: «روز‌های سختی بود. بچه‌ها شیرخوار بودند، پاس شیر نداشتیم، مهدکودک‌ها هزینه‌های اضافی داشتند. مخصوصاً همکارانی که سرپرست‌خانوار بودند، بیشتر زیر فشار بودند. ترکیب خستگی ذهنی و مشکلات اقتصادی روی زندگی خانه‌داری و تربیتی هم اثر می‌گذاشت.»

چایمان سرد شده بود که حرفش را این‌طور تمام کرد: «در تمام این سال‌ها غیر از تابستان‌ها، مرخصی‌گرفتن تقریباً محال بود. خانواده‌ام صبور بودند، اما اگر مجبور می‌شدم مرخصی ضروری بگیرم، تنها فکرم، عقب‌افتادن بچه‌ها بود.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.