مژده لواسانی: سخت‌ترین تجربه کاری‌ام «من زنده‌ام» بود سهم زنان ایران از جایگاه ریاست دانشگاه‌ها چقدر است؟ برنامه‌ریزی برای اتصال کسب‌وکار‌های خانگی و مهارت‌بنیان به چرخه صادرات افزایش ۱۳۳ درصدی مصرف سیگار در دختران نوجوان | زنگ خطر سلامت جامعه و نسل آینده، مدت‌هاست به صدا در آمده است چاقی یکی از شایع‌ترین تغییرات دوران یائسگی است زنان سرپرست خانوار، جمعیت عمده تحت حمایت کمیته امداد استان تهران انتشار فراخوان پنجمین «همایش بین‌المللی کتاب سال بانوان» | حمایت از آثار پژوهشی زنان، هدف اصلی است اجرای فرآیند هدایت تحصیلی ویژه فرزندان زنان سرپرست خانوار در تهران| آیا قول شهرداری عملیاتی شد؟ کدام گروه از مادران روستایی و عشایر در سمنان، رایگان بیمه شده‌اند؟ کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان: امیدوارم امسال طلسم قهرمانی المپیک آسیایی را بشکنیم مبینا نعمت‌زاده بازی‌های آسیایی را از دست داد زیارت بیش از یک میلیون نفر زائر از بقعه حضرت بی بی حکیمه (س) در سال یک بانوی شاعر نیشابوری موفق به دریافت نشان «درجه یک هنر» شد «دیو و دختر»، روایتی کودکانه از مهارت‌های زندگی در مشهد دستور پخت کیک کدو سبز در منزل + فیلم چرا تفکیک زباله مهم است؟ | تجربه سبک زندگی هوشمندانه جزئیاتی از اقدامات حمایتی بهزیستی از فرزندان خانواده‌های زنان سرپرست خانوار خراسان رضوی ۴۲ درصد سرطان‌ها با یک تغییر ساده ناپدید می‌شوند | هشدار به زنان ۴۰ تا ۷۹ ساله اردوی جدید تیم ملی فوتسال بانوان آغاز شد (۹ خرداد ۱۴۰۵)| آزمون بزرگ برای ستاره‌های جوان و باتجربه ۵ ویژگی طلایی یک خانه «شخصیت‌ساز»؛ فرزندان موفق در چه فضایی بزرگ می‌شوند؟
سرخط خبرها
مصائب شیرین یک مادرِ معلم | روایت زنی که تمام عمرش را پای کلاس گذاشت

مصائب شیرین یک مادرِ معلم | روایت زنی که تمام عمرش را پای کلاس گذاشت

  • کد خبر: ۳۷۳۶۱۹
  • ۲۸ آبان ۱۴۰۴ - ۰۷:۰۷
این‌بار قصه یک معلم است؛ مادری که در پایان مسیر کاری‌اش، از شادی‌ها و سختی‌هایی می‌گوید که سال‌ها همراهش بوده‌اند و کمترکسی از آن‌ها خبر دارد.

به گزارش شهرآرانیوز، همیشه وقتی بعد از مدت‌ها همدیگر را می‌بینیم و صحبت به کار می‌کشد، به‌شوخی می‌پرسم: «مگر این همه تعطیلات برای یک شغل طبیعی است؟ کافی‌ست باران و برف ببارد یا هوا آلوده شود تا بگویند نیایید سر کار!».

اما او فقط لبخند می‌زند. نازی، مادری که حالا آخرین ماه‌های خدمتش را در حرفه معلمی می‌گذراند، بیش از بیست‌وچند سال است که هم‌زمان بار خانه و کلاس را با هم به دوش می‌کشد.

به باور من، دوستی با آدم‌هایی باتجربه مثل او نعمت است. همان‌طورکه کنار هم چای می‌نوشیدیم و او برگه‌های امتحان بچه‌های کلاسش را تصحیح می‌کرد، نگاهش را از برگه‌ها گرفت و گفت: «معلمی یک کار تمام‌وقت ذهنی است؛ البته برای کسی که بخواهد درست کار کند. سال‌ها با خودم عهد کردم مشکلات خانه را وارد کلاس نکنم. همیشه قبل از ورود به کلاس، روحم را جمع‌وجور می‌کنم تا تمام توجهم برای بچه‌ها باشد. البته گاهی نمی‌شود بر مشکلات پیروز شد، اما وظیفه‌ام بوده کم‌وکاستی را بعد‌ها جبران کنم.»

فشار‌هایی از جنس انتقاد و استهلاک شغلی

نازی از یکی از دردناک‌ترین چالش‌های مشترک میان معلمان می‌گوید: «کمترکسی درباره تحقیقات مربوط به فشار روانی این شغل می‌پرسد. خیلی‌ها فقط ساعت‌های رسمی کار را می‌بینند. اما کجا می‌دانند که در مدرسه‌ای با کمترین امکانات چقدر ذهن آدم زیر بار درس‌ها، کتاب‌ها و مدیریت کلاس خسته می‌شود؟»

او تأکید می‌کند که هر دانش‌آموز دنیای خودش را دارد: «استعدادها، فرهنگ خانواده‌ها، مشکلات شخصی و…؛ همه این‌ها روی دوش معلم می‌نشیند. استهلاک شغلی واقعی همین است.»

سال‌های زیادی دغدغه و مشکلات دانش‌آموزان، مخصوصاً بچه‌های حاشیه شهر، تا خانه همراهش بوده و روحیه خودش و خانواده‌اش را تحت‌تأثیر قرار داده است.

چالش مادری و معلمی کنار هم

وقتی صحبت به سال‌های ابتدایی مادرشدن می‌رسد، آهی می‌کشد: «روز‌های سختی بود. بچه‌ها شیرخوار بودند، پاس شیر نداشتیم، مهدکودک‌ها هزینه‌های اضافی داشتند. مخصوصاً همکارانی که سرپرست‌خانوار بودند، بیشتر زیر فشار بودند. ترکیب خستگی ذهنی و مشکلات اقتصادی روی زندگی خانه‌داری و تربیتی هم اثر می‌گذاشت.»

چایمان سرد شده بود که حرفش را این‌طور تمام کرد: «در تمام این سال‌ها غیر از تابستان‌ها، مرخصی‌گرفتن تقریباً محال بود. خانواده‌ام صبور بودند، اما اگر مجبور می‌شدم مرخصی ضروری بگیرم، تنها فکرم، عقب‌افتادن بچه‌ها بود.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.