نسخه شفابخش برای درمان کمردرد زنان خانه‌دار رقابت‌های اسکواش بیستمین دوره بازی‌های آسیایی ناگویا | ۲ بانوی ایرانی به مرحله بعد صعود کردند ناکامی تیم ملی کبدی بانوان ایران در سومین دیدار مرحله گروهی بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ارتباط میان وزن پایین نوزاد هنگام تولد با عناصر نادر خاکی چیست؟ ایجاد شبکه‌های حمایتی و اجتماعی زنان پس از دوران دفاع مقدس ماجرای دستگیری متخصص‌نمای طب سوزنی چه بود؟ «فرزندان روح‌الله؛ حماسه‌سازان بی‌ادعا» | رواق نجمه خاتون (س) میزبان بانوان در هفته دفاع مقدس تغییر ساعت کاری بوستان‌های بانوان مشهد از فردا ( یکم مهرماه ۱۴۰۵) ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید داراب آخرتی آشپزی | لازانیا را بدون استفاده از برگه‌های لازانیا درست کنید! + طرز تهیه بریکس، تنها مسیر توسعه دیپلماسی اقتصادی زنان نیست حضرت معصومه (س)؛ الگویی مناسب برای تحصیل و پیشرفت بانوان جامعه کسب دومین پیروزی دختران کبدی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ واکاوی جایگاه والای حضرت فاطمه‌ معصومه (س) | کلید بهشت در دستان بانوی کرامت است لزوم تولید و نصب المان‌هایی با محوریت حضور حماسی زنان در شهر مشهد نیم نگاهی به خرید پرحاشیه تیم فوتسال بانوان پرسپولیس | آیا شهرت به تنهایی کافی است؟ اختصاص تیتر روزنامه بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ به عملکرد تیم ملی کبدی بانوان ایران غروب غربت بانوی بهشت | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی میزبان بانوان در شام وفات حضرت معصومه (س)
سرخط خبرها
فاطمه فکور یحیایی، زنی که زیست انقلابی را زندگی کرد

فاطمه فکور یحیایی، زنی که زیست انقلابی را زندگی کرد

  • کد خبر: ۳۷۳۹۴۳
  • ۲۸ آبان ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۱
گفت‌و‌گو با «فاطمه فکوریحیایی»، زنی که هنوز هم مبارزه را زندگی می‌کند.

به گزارش شهرآرانیوز، می‌خواستم گفت‌وگو را از خاطرات و سبک زندگی‌اش آغاز کنم، اما چشمم به نامه‌ای افتاد؛ نامه‌ای از رهبر معظم انقلاب که در سال ۱۳۵۶ از تبعیدگاه ایرانشهر خطاب به زنی نوشته شده است که تمام طلا و جواهراتش را برای کمک به پیشبرد انقلاب اسلامی می‌فرستد. زنی که از دوست‌داشتنی‌هایش می‌گذرد تا گرهی از مسیر مبارزه باز کند.

مرحوم حاج‌حیدر رحیم‌پورازغدی در حاشیه این نامه نوشته است: «سال ۵۶ که آقا به ایرانشهر تبعید بودند، خانم ما تمام جواهرات خود را به وسیله من، که همراه دوستانمان سررشته‌دار و غنیان و حسینی به دیدار ایشان می‌رفتیم، تقدیم کردند. این نامه پاسخ همان اقدام است. ایشان از پیش از انقلاب اغلب وسایل تجملی و بسیاری از لباس‌های نو خود را به دختران محروم می‌بخشیدند و حتی زمینه جهیزیه آن‌ها را فراهم می‌کردند. بعدها نیز با کمک مردم درمانگاه رفیده را برای محرومان ساختند.»

اگر لازم باشد، فرش زیر پایم را هم برای انقلاب می‌فروشم

داستان این گزارش درباره زنی است که سال‌هاست پای انقلاب ایستاده؛ نه با شعار، بلکه با سبک زندگی. فاطمه فکوریحیایی، مادر شهید، بیش از آنکه با نام خانوادگی شناخته شود، «همسر حاج‌حیدر» است و نماد یک زیست انقلابی. خودش می‌گوید: «اگر لازم شود، فرش زیر پایم را هم برای انقلاب می‌فروشم. هیچ‌وقت از این راه خسته نشده‌ام. هر قدمی که در دوران انقلاب برداشتیم، برای امام(ره) و رضایت او بود.»

ترک تحصیل برای حفظ حجاب

او در هجده‌سالگی با حاج‌حیدر رحیم‌پور ازدواج می‌کند و همین آغاز حضور جدی‌اش در فعالیت‌های انقلابی است.

می‌گوید: «مادرم اهل روضه و پدرم اهل کار خیر و رفت‌وآمد با کانون نشر حقایق اسلامی بود. زمان شاه، حجاب را در مدارس ممنوع کرده بودند. یک‌سال با تلاش پدرم اجازه دادند با روسری بروم اما سال بعد نگذاشتند و برای حفظ حجاب، با موافقت پدر ترک‌تحصیل کردم.»

از همان سال‌ها کنار همسرش به مبارزه مشغول می‌شود: پخش اعلامیه‌های امام(ره)، کمک به خانواده زندانیان سیاسی و حضور در تظاهرات. «بچه‌ها کوچک بودند، اما همراه من می‌آمدند. یک شیشه آب‌لیمو همیشه همراهمان بود برای سوزش چشم‌ها از گاز اشک‌آور.»

از زندان می‌ترسیدم، اما باید می‌رفتیم

خانه آن‌ها پایگاه مبارزان بوده است. «خیلی از مبارزان به خانه ما رفت‌وآمد داشتند. ابتدا حاج‌آقا شب‌نامه می‌نوشت. وقتی خطشان شناخته شد، من نوشتم. بعد هم دستگاه تایپ قاچاق آوردیم. از زندان‌های ساواک، مخصوصاً برای زنان، می‌ترسیدم؛ اما مبارزه باید ادامه پیدا می‌کرد.»

سال ۶۰ سکته می‌کند و نیمی از بدنش از کار می‌افتد: «سختی کار زمانی بود که نمی‌توانستم فعالیت کنم، نه زمانی که وسط میدان بودم.»

رانندگی با تویوتا در دل تظاهرات

فکور یکی از اولین زنان محجبه مشهد بود که قبل از انقلاب پشت فرمان نشست. «در مشهد فقط دو زن راننده بودیم. زمان تظاهرات، ماشین تویوتا را پشت جمعیت می‌راندم تا اگر کسی را گرفتند، سریع فراری بدهیم. یک بار مرا گرفتند و ماشین را توقیف کردند. اگر همان لحظه فرار نکرده بودم، بازداشتم قطعی بود.»

روضه‌های خانگی؛ پایگاه مبارزه

«سال‌ها دهه اول محرم در خانه ما روضه انقلابی خوانده می‌شد. سخنران‌ها اغلب شاگردان آقا بودند؛ آقایان فرزانه، کامیاب، موسوی‌قوچانی و… . همان شب‌ها هم بازداشت می‌شدند. بسیاری از حرکت‌ها از همین روضه‌ها شکل می‌گرفت.»

چه فرقی دارد؟ اگر قرار است بگیرند، همه را می‌گیرند

در یکی از تجمعات دانشجویی، هنگام حمله پلیس، دانشجویی به او می‌گوید چرا می‌دوی؟ جواب می‌دهد: «اگر بخواهند بگیرند که همه را می‌گیرند. پس من هم باید بدوم.»

درگیری با زن ساواکی

یک‌بار در چهارراه شهدا، وقتی مردم عکس امام(ره) را بالا می‌بردند، زنی ساواکی حرف زشتی می‌زند. «کیفی با دسته آهنی داشتم. محکم زدم به سرش و گفتم اگر تکرار کنی، محکم‌تر جواب می‌گیری!»

انجمن اسلامی بانوان مشهد

پس از انقلاب، فکور و همراهانش انجمن اسلامی بانوان را تشکیل می‌دهند؛ انجمنی فعال در مسائل سیاسی و اجتماعی و همچنین کمک‌رسانی به محرومان. یکی از کارهای بزرگ این گروه، ساخت درمانگاه «رفیده» در منطقه محروم کلات نادری بود.

او می‌گوید: «همه وسایل تجملی را می‌آوردیم و به دختران فقیر می‌دادیم تا جهیزیه‌شان تکمیل شود. مهریه دختران ما هم دوره تفسیر المیزان بود. مهریه دخترهای خودم، تأمین هزینه ازدواج پنج دختر فقیر است. تجمل‌گرایی انسان را از کارهای اساسی بازمی‌دارد.»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.