حمایت کمیته امداد زنجان از ۱۷ هزار زن سرپرست خانوار در این استان مادر ۳۱ ساله یزدی صاحب ۹ فرزند شد ابهام در حضور بانوی تیرانداز ایرانی در بوندس لیگا| لیگ آلمان از مهرماه شروع می‌شود انصراف بانوی تنیسور ایرانی از رویارویی با نماینده رژیم صهیونیستی در یک دوره مسابقات بین‌المللی کمبود ویتامین D در زنان شایع‌تر است درباره اخلاق و نوع نگاه دختر و عروس رهبر شهید انقلاب| بانوان معلمی که علم، مهر و ایمان را به یادگار گذاشتند ضرورت توجه به انجام مشاوره ژنتیک قبل از بارداری| تالاسمی را جدی بگیرید آغاز اردوی آماده‌سازی تیم ملی فوتسال زنان از هفته آینده حضور موفق بانوان شمشیرباز خراسان رضوی در مسابقات کشوری| تیام عباس‌نژاد به اردوی تیم ملی دعوت شده است بازدید سرمربی تیم ملی تنیس روی میز بانوان از  زیرساخت‌های پینگ پنگ مشهد اماواگرهای خانواده ها درباره طرح جدید دولت برای تازه‌متولدان | امیدی برای مادر پاسخ به پرسش‌های حقوقی بانوان | از رفع سوء پیشینه بانوان تا فروش اموال ارتقای کیفیت خدمات مامایی در سال ۱۴۰۵ نیازمند نوآوری و بهره‌گیری از دانش روز
سرخط خبرها
مامان منو ببخش!

مامان منو ببخش!

  • کد خبر: ۳۷۸۳۵۲
  • ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۵
آن زمان‌هایی که من «بچه» می‌شوم و او «مادر»، خود واقعی‌ام را می‌توانم در چهره و نوع رفتارهایش ببینم.

آن زمان‌هایی که من «بچه» می‌شوم و او «مادر»، خود واقعی‌ام را می‌توانم در چهره و نوع رفتارهایش ببینم.

عین خودم نسبت به کار‌های اشتباه، ابروهایش را به هم می‌کشد و چشمانش را گرد می‌کند. من و ترگل یک روز‌هایی باهم بازی و جایمان را باهم عوض می‌کنیم.

او مامان می‌شود و من دختر بچه‌ای ۹ ساله!

در آن زمان‌ها از فرصت استفاده می‌کنم و خوب بچگی می‌کنم. او هم خوب در نقش بزرگ سالی اش غرق می‌شود. به حدی که لباس‌های مرا می‌پوشد و ژست‌های مرا به خود می‌گیرد. حتی مدل موهایش را شبیه مو‌های من می‌بندد. مدت هاست این بازی ما را به وجد می‌آورد.

من از سر بچگی مشغول کودکی هایم می‌شوم و او در نقش یک مادر، تمام اعتراض هایش را سرم خالی می‌کند.

درست مثل زمان‌هایی که مشق هایش را ننوشته یا لباس‌های فرم مدرسه اش را مرتب توی کمد نگذاشته است یا شاید هم مثل زمان‌هایی که لیوان آب آبرنگش را وسط قالی چپه کرده است.

خوب به یاد دارد که همان دیالوگ‌هایی را بشنوم که با گوش‌های کوچکش از زبان من شنیده است.

جمله به جمله را در وسط بازی تحولیم می‌دهد. یک جا‌هایی امرونهی و تهدید می‌کند و یک جا‌هایی بوسه بر سرم می‌زند تا مرا از خر شیطان پایین بیاورد.

هر چه عجز و لابه می‌کنم، خودم را لوس می‌کنم، یواشکی از کنار دیوار آشپزخانه سرم را خم می‌کنم تا وقتی مشغول کار‌های خانه است چشمش به من بیفتد و دلش به رحم بیایید فایده‌ای ندارد. سروقت دفتر نقاشی و مدادرنگی هایش می‌روم. من هم دست به کار می‌شوم و مثل او رفتار می‌کنم.

یک نقاشی می‌کشم و پایین صفحه می‌نویسم: «مامان معذرت میخوام، منو ببخش، قول میدم دیگه هیچ وقت ناراحتت نکنم...»

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.