جذب دختران ۱۲ تا ۱۸ ساله به باشگاه «دختیژن» بنیاد کرامت رضوی تکلیف مشخص شد| اعلام اسامی تیم‌های راه یافته به مرحله نیمه‌نهایی لیگ برتر بسکتبال بانوان خانه داری| مصرف سبزیجات تازه بهتر است یا منجمد؟ نایب رئیس فدراسیون فوتبال در جمع ملی‌پوشان: هدف ما فقط کسب نتیجه نیست، با تمام انرژی بازی کنید تیم فوتبال زنان تراکتور به صدر جدول لیگ دسته دو رسید| صعود تقریباً قطعی به لیگ دسته یک فوتبال اهمیت بررسی ناسازگاری گروه خونی مادر و جنین | تأمین بموقع خون‌های کمیاب، چه اثری در زنده‌ماندن جنین دارد؟ ثبت رکورد ۵۸۸ توسط هانیه رستمیان در لیگ برتر تیراندازی ضرورت کنترل افزایش وزن در دوران بارداری| برخی مواد غذایی باید با احتیاط جدی مصرف شوند آغاز مرحله نخست اردوی آماده سازی تیم ملی نوجوانان از امروز (دوشنبه ۲۷ بهمن ماه ۱۴۰۴) انجام بیش از ۸۰ درصد سقط‌های غیرقانونی در خارج از مراکز درمانی| حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار سقط خودبه‌خودی است مشارکت سیاسی بانوان در انتخابات، فرصتی مهم برای نقش‌آفرینی آن‌ها در توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی سهم ۴۷ درصدی بانوان در تولید صنایع‌دستی خراسان رضوی ازدواج دانشجویی، الگویی موفق از ازدواج آگاهانه پرداخت بیش از ۵ هزار میلیارد ریال وام ازدواج به متقاضیان در خراسان جنوبی راه‌اندازی مراکز حمایتی روزانه و شبانه‌روزی برای زنـان و دختران آسیب دیده اجتماعی در خراسان رضوی روایت خانواده مشهدی که مسجد موسی‌بن‌جعفر(ع) را پایگاه نوجوانان محله کردند طرز تهیه شیرینی نخودی با دستور مخصوص در خانه + فیلم زیبایی زیر فیلترِ مقایسه| چرا افراط در جراحی‌های زیبایی می‌تواند نشانه کمبود عزت‌نفس باشد؟ معرفی چند روش ساده برای خانه تکانی ایمن‌تر| از مخلوط کردن مواد شوینده مختلف، خودداری کنید
سرخط خبرها
دلم برای شهرم می‌سوزد

دلم برای شهرم می‌سوزد

  • کد خبر: ۳۸۵۲۸۵
  • ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۷
  • ۱
محوطه داخلی پاساژ سوت وکور است. دلم هری می‌ریزد. دیگر نه خبری از میز‌های ردیف شده در راهروهاست و نه آدم‌هایی که سر قیمت‌ها چانه می‌زنند. کمتر هفته‌ای را به خاطر دارم که جمعه بازار باراد تعطیل شده باشد.

از رفتنم از پشت پنجره به محوطه داخلی پاساژ نگاهی می‌اندازم. همه جا سوت وکور است. دلم هری می‌ریزد. دیگر نه خبری از میز‌های ردیف شده در راهروهاست و نه آدم‌هایی که سر قیمت‌ها چانه می‌زنند. کمتر هفته‌ای را به خاطر دارم که جمعه بازار باراد تعطیل شده باشد.

ساعت تازه ۲ بعدازظهر است. سکوت کشنده خیابان همیشه شلوغ کوهسنگی، دوباره تلخی صحنه‌های شب گذشته را یادم می‌اندازد. حدود پنجاه نفر چماق به دست از چهارراه هنرور به سمت چهارراه مجد در حرکت‌اند. هرچیزی را سرراهشان تخریب می‌کنند و پیش می‌روند، درست مانند یک ماشین جنگی.

این صحنه‌ها را در فیلم‌هایی مانند «سرزمین مادری» کمال تبریزی و «درچشم باد» جعفری جوزانی دیده‌ام. صحنه‌ای که دارودسته شعبون بی مخ کل شهر را به هم می‌ریزند و کسی جلودارشان نیست. باورم نمی‌شود قرار است یک بار دیگر تاریخ را زندگی کنیم. راست می‌گویند: «ملتی که تاریخ نداند، محکوم به تکرار آن است.» چهل وپنج دقیقه‌ای منتظر می‌مانم. خبری از اتوبوس‌های شهری نیست. این اولین باری است که در این چند دهه شهرداری خدمات شهری اش را متوقف کرده است. خبری از تاکسی‌های اینترنتی هم نیست. برای استفاده از تاکسی‌های خطی هم پول نقد می‌خواهم که هیچ عابربانک سالمی را نمی‌توان پیدا کرد.

تخمین می‌زنم دوساعتی تا خانه راه باشد. مسیر کار تا خانه را پیاده گز می‌کنم. یک، دو، سه، چهار و...؛ از شمارش خارج شده است. همه ایستگاه‌های اتوبوس تخریب شده‌اند. تابلوها، چراغ‌های راهنمایی، شیشه مغازه‌ها و حتی باجه‌های تلفن عمومی فراموش شده هم از تیررس تخریب‌ها در امان نمانده‌اند.

این چندروز، نخستین بار‌های زیادی را تجربه کرده‌ام. برای اولین بار معنای نبود امنیت را درک می‌کنم و حتم دارم این روز‌ها هم مثل روز‌های پرآشوب جنگ تحمیلی دوازده روزه تمام می‌شود، ولی نمی‌دانم چرا دلم به یک باره برای شهرم می‌سوزد که پس از این ویرانی ها، هزینه‌ای که باید صرف آبادانی بیشترش می‌شد، صرف بازسازی اش می‌شود و کی و کجا، یک بار دیگر تیغ کینه بدخواهان تن رنجورش را می‌خراشد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
س
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۲۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
0
0
من هم دلم برای شهرم میسوزد. بیشتر از همه برای ماشین های آتش نشانی و امبولانس ها و اتوبوس ها میسوزد. وسائل حمل و نقل عمومی که فقط و فقط برای خود خود مردم کاربرد داشتند ولی سوختند و نابود شدند. برای مساجد و حسینه هایی که از پول نذورات خود مردم با هزار بدبختی سرپا بودند ولی سیاه و نابود شدند و همرنگ زنگار قلب و مغز برخی ها شدند