تأمین جهیزیه برای ۵۰ درصد ازدواج‌های مددجویان تحت حمایت بهزیستی کشور در سال ۱۴۰۵ نجات ۱۱۲ نوزاد از سقط جنین در کاشمر | مرکز نفس، مشاوره‌های تخصصی انجام می‌دهد هفدهمین المپیاد ورزشی محلات منطقه ۲ شهرداری مشهد| ۱۳۰ نفر از بانوان در مسابقات طناب زنی شرکت کردند اجرای نمایش «دختری که  خواب را نوشید» در مشهد با مضمون کودکان شهید میناب | قصه دختری که خواب هایش به واقعیت تبدیل می‌شود از زیارت امین‌الله تا «نگین سامرا» | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان در شب میلاد امام حسن عسکری (ع) است اینفوگرافی | منابع غذایی غنی از آنتی‌اکسیدان برای پیشگیری از سرطان دهانه رحم را بشناسید برگزاری دومین اجرای اختصاصی تئاتر «دختری که خواب را نوشید» ویژه زوجین جوان مشهدی پیروزی سرخابی‌ها در هفته نخست لیگ برتر فوتبال زنان ساره جوانمردی نامزد عضویت در کمیسیون ورزشکاران پارالمپیک آسیا شد آشپزی | املت اسفناج و قارچ، یک ترکیب درمانی با قدرت چربی‌سوزی است + دستور پخت چرا احترام به خانواده همسر اهمیت دارد؟ چرا آقایان هدیه دادن را تعطیل می‌کنند؟ پرونده نیاز‌های روان‌شناختی زنان مطلقه روی میز پژوهشگران دانشگاه الزهرا آغاز نوزدهمین دوره لیگ برتر فوتبال زنان ایران از امروز (جمعه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵) دعای امام رضا (ع) برای فرج | رواق نجمه خاتون (س) حرم رضوی جمعه میزبان بانوان منتظر است رقابت ۴۲ تیم بانوان منطقه ۲ شهرداری مشهد در مسابقات داژبال محلات برگزاری رقابت‌های فوتبال زنان بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶ با قضاوت بانوان داور ایرانی چطور با یک جمله همسرتان را فرمانروا یا ملکه کنید؟ چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟
سرخط خبرها
وهمِ شبانه

وهمِ شبانه

  • کد خبر: ۳۸۵۴۷۷
  • ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۵
از همان شب چهارشنبه که اینترنت به طور کامل قطع شد، این ترس و نگرانی بود که بر جانم نشست. از یک سو بی خبر از دنیای بیرون بودم و اتفاقاتی که کشور را درگیر کرده بود و از سوی دیگر، گوشم صدای شلیک گلوله‌های هوایی را تا دیر وقت می‌شنید.
مریم دهقان
نویسنده مریم دهقان

از همان شب چهارشنبه که اینترنت به طور کامل قطع شد، این ترس و نگرانی بود که بر جانم نشست. از یک سو بی خبر از دنیای بیرون بودم و اتفاقاتی که کشور را درگیر کرده بود و از سوی دیگر، گوشم صدای شلیک گلوله‌های هوایی را تا دیر وقت می‌شنید.

آخرین خبری که داشتم این بود که در یکی از خیابان‌های نزدیک محل سکونتمان، درگیری به اوج خود رسیده بود و عده‌ای سودجوی داخلی و خارجی باز هم داشتند اعتراض بحق مردم را در هاله‌ای از ابهام غرق می‌کردند. نگرانی هر لحظه شدیدتر و بیشتر و عمیق‌تر می‌شد، اما کاری از دستم بر نمی‌آمد. یاد روز‌های جنگ دوازده روزه و اینکه ما اتفاقات و حوادث بزرگ تری  از سر گذرانده‌ایم کمی آرامم می‌کرد.

تصمیم گرفتم حالا که اینترنت ندارم و انگار دستم از زمین و زمان کوتاه است به کار‌های روزمره‌ای که می‌توانستم در منزل انجام بدهم بپردازم. کمی آشپزی کردم، کمی کتاب خواندم، کمی فیلم دیدم، کمی خوابیدم و کمی هم به نظافت منزل مشغول شدم. کاری جز این‌ها از دستم برنمی آمد و تمام تلاشم این بود نگرانی، مثل خوره به جانم نیفتد تا از پا درنیایم.

شب جمعه قرار بود به خانه خواهرم بروم که در نزدیکی منزلمان بود. خانه ما این طرف خیابان اصلی بود و خانه آن ها، سوی دیگر این خیابان. ساعت نزدیک ۷ عصر بود که لباس پوشیدم تا راه بیفتم. خواهرم پیش از آنکه راه بیفتم تماس گرفت و گفت حالا که داری می‌آیی باروبندیل فردایت را هم با خودت بیاور که نخواهی دیروقت برگردی. کلمات پشت تلفن هم بوی نگرانی و ناامنی می‌داد. یعنی که باید بیشتر مراقب باشیم. هم مراقب خودمان و هم مراقب عزیزانمان. با سلام و صلوات از منزل بیرون آمدم.

تمام محله ما که همیشه ساعت ۷ شب پر از شوروشوق و رفت و آمد و بوی زندگی بود شبیه ساعت ۲ بامداد شده بود و فقط صدای پای خودم را می‌شنیدم. تک و توک می‌شد سایه آدم‌ها را در سیاهی شب دید. فقط چراغ چند مغازه مواد غذایی روشن بود که همان‌ها تنها امیدم به مسیری بودند که باید می‌رفتم. هر چند قدم، موجود زنده‌ای می‌دیدم که باعث دلگرمی‌ام بود و با خودم می‌گفتم چیزی تا رسیدن نمانده است.

همین مسیر کوتاه پنج دقیقه‌ای در روز‌های عادی، به دوی بامانع تبدیل شده بود، انگار که هر چه بیشتر می‌رفتی، مقصد برایت دورتر می‌شد. به هر آدمی که می‌رسیدم هم خوشحال بودم از دیدنش و هم در دلم ترس داشتم که آیا این کسی که از کنارم رد می‌شود دوست است یا دشمن. در طول مسیر داشتم فقط به این فکر می‌کردم که خدا کند سالم به مقصد برسم. وقتی زنگ در را زدم و از پله‌ها بالا رفتم و به خانه خواهرم رسیدم خیالم راحت شد. با خودم فکر کردم چقدر این خیال‌های راحت، روزمره زندگی ما بود و ندیده بودیمش. چقدر این امنیت سایه بالای سرمان بود و قدرش را ندانستیم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.