به گزارش شهرآرانیوز؛ زندگی مشترک فراز و نشیبهای زیادی دارد و گاهی میان طوفان احساسات، تصمیمهایی گرفته میشود که پیامدش تا سالها باقی میماند. بسیاری از بانوان برای اثبات دلبستگی یا بازگرداندن آرامش به خانه، از حق قانونی خود میگذرند و مهریه را میبخشند. با این حال، زمانه همیشه بر پاشنه اطمینان نمیچرخد.
بسیاری از افراد تصور میکنند بخشیدن مهریه تنها یک شکل دارد؛ غافل از اینکه کلماتِ بهکاررفته در سند، سرنوشت مالی آنها را کاملاً دگرگون میکند. این تفاوتِ حیاتی در دو مفهوم حقوقی «ابراء» و «هبه» نهفته است و دانستن آن، تکلیفِ «امکان بازگشت» را روشن میکند.
حالت اول «ابراء» است که به زبان ساده یعنی «پاک کردن حساب». وقتی زنی ذمه شوهر (آنچه بر گردن اوست) را ابراء میکند، انگار میگوید: «تو دیگر هیچ بدهی به من نداری».
در این وضعیت، قانونگذار فرض را بر این میگذارد که دین از بین رفته و دیگر چیزی وجود ندارد که بتوان آن را طلب کرد. اگر سندی با عنوان ابراء امضا کردید، باید بدانید که راه بازگشت تقریباً مسدود میشود و پشیمانی سودی نخواهد داشت؛ چراکه حقی که ساقط شد، زنده نمیشود.
حالا در حالت دوم، «هبه» یا همان هدیه دادن است. در اینجا زن طلب خود را از بین نمیبرد؛ بلکه آن را به مرد میبخشد. نگاه قانون به هدیه لطیفتر است؛ یعنی تحت شرایط خاصی، فرد اجازه دارد از تصمیم خود برگردد و هدیه را پس بگیرد.
پس اگر سند شما در قالب هبه تنظیم شود، برخلاف ابراء، پلهای پشت سر کاملاً خراب نمیشوند و روزنه امیدی برای «رجوع» باقی میماند. تشخیص اینکه سند شما دقیقاً در کدام دسته قرار میگیرد، نیازمند نگاه تیزبینِ حقوقی است.
شاید تصور کنید که نوشتن چند خط روی یک برگه کاغذ در خانه، کار را تمام میکند؛ اما در دادگاه، جنس سندی که در دست دارید، برنده یا بازنده بودن شما را تعیین میکند. بیایید تفاوت این دو مسیر را شفاف کنیم:
بسیاری از بانوان در لحظات احساسی، روی یک برگه معمولی مینویسند که «مهریهام را بخشیدم» و زیرش را امضا میکنند. البته این برگه از نظر قانونی بیاعتبار نیست و اگر امضای شما پای آن باشد، قاضی به آن توجه میکند؛ اما یک ایراد بزرگ دارد: این سند به راحتی قابلانکار است. یعنی همسر شما یا وکیلش میتوانند ادعا کنند که امضا جعلی است یا شما را مجبور به نوشتن کردهاند. اثبات صحت این کاغذ در دادگاه، مسیری فرساینده و زمانبر است که انرژی زیادی از شما میگیرد.
این محکمترین نوع سند است. وقتی شما در دفتر اسناد رسمی و نزد سردفتر اقرار به بخشش میکنید، این سند دیگر قابل انکار یا تردید نیست. این سند حکم پول نقد را دارد و هیچکس نمیتواند بگوید «من این را امضا نکردم» یا «نمیدانستم چه میکنم». اعتبار این سند در دادگاه چنان بالاست که راه هرگونه بهانهجویی را میبندد.
همیشه نمیتوان به عقب برگشت و اشتباهات را جبران کرد؛ قانون در سه حالت مشخص، پروندهی بازپسگیری مهریه را برای همیشه میبندد. دانستن این موارد از اتلاف وقت و هزینههای گزاف جلوگیری میکند:
شرط اصلی برای پس گرفتن هدیه (هبه)، موجود بودنِ «عین مال» است. اگر شوهر سکهها را فروخته باشد، ملکی را که به نامش شده کوبیده و دوباره ساخته باشد، یا خودرو را معامله کرده باشد، دیگر دسترسی به آن مال ممکن نیست و حق رجوع از بین میرود.
با مرگِ بخشنده یا گیرنده، پرونده هبه بسته میشود. اگر شوهر فوت کند، زن نمیتواند سراغ وراث برود و بگوید «مهریه بخشیده شده را میخواهم». عکسِ این موضوع هم صادق است.
این مورد، حساسترین بخش ماجراست. اگر در حکم دادگاه برای طلاق توافقی، قید شده باشد که زن کل مهریه را «ابراء» کرده است، یعنی تمام. کلمه «ابراء» در حکم طلاق، به معنای اسقاطِ کامل حق است و برخلاف «بذل» یا «هبه»، هیچ راه قانونی برای بازگشت و پشیمانی باقی نمیگذارد.
سرنوشتِ مالی شما پس از بخشش مهریه، در گرو کلماتی است که روی کاغذ نشستهاند. تفاوت میان «هبه» و «ابراء»، همان تفاوت میان «امید به بازگشت» و «پایانِ قطعی» است. اگر سند شما عادی است یا عنوان هبه دارد و عین مال موجود است، قانون مسیر را باز گذاشته؛ اما در صورت ابراء یا تغییر شرایط مال، اصرار بر بازگشت نتیجهای جز خستگی ندارد.
منبع: برنا