معرفی فواید تقسیم کار خانگی میان کودکان| ارزشمندترین میراث در این روزها چیست؟ سرپرست تیم بسکتبال زنان باشگاه استقلال: تصمیمی برای برگزاری ادامه لیگ گرفته نشده است کسب نتایج درخشان توسط تیم ملی کاراته زنان ایران در سال ۱۴۰۴ بررسی ارتباط میان مصرف زیاد آنتی اکسیدان‌ها بر رشد جنین عاشقی نور و رنگ | نگاهی کوتاه به نقش زنان در هنر عاشورایی کاهش وزن با پایبندی به یک نوع وعده غذایی در طول روز! کسب مدال نقره توسط دختر تکواندوکار ایرانی در رقابت‌های جهانی زنان، ستون‌های اصلی تاب‌آوری در روز‌های پرتنش ۳۰۰ نفر از خانواده‌های شهدای دختر و پسر میناب، مهمان ویژه مراسم ملی روز دختر در استان قم خانه داری| درباره روش‌های آماده‌سازی و پخت مارچوبه چه می‌دانید؟ آمار طلاق در استان کرمان ۱۵ درصد کاهش یافت| ثبت بیش از ۱۷ هزار مورد ازدواج در یک سال گذشته رکورد استان هرمزگان در تعداد ولادت‌های ثبت شده از آغاز جنگ رمضان تا نیمه فروردین ۱۴۰۵ رسانه‌های امروز چه تأثیری بر الگوی سبک زندگی زنان دارند؟ طرز تهیه «دنت دبل چاکلت» خونگی + فیلم برگزاری پانزدهمین دوره لیگ دسته‌یک هندبال بانوان از دهه دوم اردیبهشت ۱۴۰۵| صعود ۲ نماینده خراسانی تعیین تکلیف می‌شود دشمن، عامل سلب آرامش از زنان و کودکان ایران است آغاز اردوی تیم ملی والیبال نشسته بانوان در مشهد از امروز (چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۵) آیا سلامت قلب یک زن با سلامت استخوان‌های او مرتبط است؟
سرخط خبرها
از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

از مشقِ مادرانگی تا محافظِ مامِ وطن

  • کد خبر: ۴۰۱۷۶۸
  • ۰۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰
  • ۲
یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

ملیکا محمودی حسین آباد، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان| شهرآرانیوز؛ یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

پرده اول: مشقِ مادرانگی

بچه که بودم، مثل خیلی از دختر‌ها سرگرمی محبوبم عروسک‌بازی بود. به محض اینکه چشم باز می‌کردم، اولین کارم این بود که «صورتی»، «زی‌زی‌گولو»، «خرس پاندا» و «مریم‌گلی» را به جای خواهر و برادر‌های نداشته‌ام بیدار کنم. پیش از هر چیز، برایشان در ظروف پلاستیکی صورتی‌ام صبحانه می‌چیدم.

عصر‌ها یکی‌یکی راه می‌بردمشان یا روی پا می‌گذاشتم تا چرتی بزنند. انگار تمامِ مهارت مادرانگی‌ام را در بستنِ زورکیِ چشم‌هایشان خلاصه کرده بودم تا با خیال راحت به نقاشی‌هایم برسم. آن روز‌ها نمی‌دانستم که دارم مشقِ عشق می‌نویسم؛ مشقِ مادرانگی.

پرده دوم: امانتِ عزیز

حالا پرچمی دارم؛ یک‌متری، از جنس ساتنِ براق، با دسته‌ای چوبی. در حاشیه‌اش تصویر دو امامِ حاضر و شهید نقش بسته است؛ آن‌قدر مراقبم که هرگاه تکانش می‌دهم، صورتِ پرصلابتشان تمامِ قد جلوه‌گری کند.

هر شب پیش از آنکه راهیِ تجمع شویم، اول از همه پرچم را چک می‌کنم و با احترام دمِ دست می‌گذارم. در خیابان محکم در آغوش می‌فشارمش؛ آن‌قدر مراقبم که به زمین نیفتد، که مبادا رنگ‌های سبز و قرمزِ پرشکوهش با غبارِ خیابان آلوده شود. هر چند شب در میان هم آب‌کشی‌اش می‌کنم؛ به قول مادربزرگ، مبادا غبارِ دوده و خیابان به جانِ پارچه بنشیند و «چرک‌مُرد» شود. این پرچم، عزیزترینِ من است.

پرده سوم: محافظِ مامِ وطن

یکی از همین شب‌ها که پرچم در دستم بود، نگاهم از جمعیت فراتر رفت و به زنانِ اطرافم گره خورد. چقدر پرچم‌داریِ زنانِ ما متفاوت است!

زنان در هر سنی از مادربزرگ‌ها تا زنان جوان؛ انگار ایرانِ کوچکی را در دستانشان گرفته‌اند و شبانه روی دست تاب می‌دهند؛ درست همان‌طور که کودکانِ عزیزتر از جانشان را در آغوش می‌فشارند و آرام در گوششان لالایی می‌خوانند ومی‌گویند: «مامان‌جان، جات امنه...»

ما زنان، هر شب «ایرانِ» کوچولو مان را توی دستمان را محکم‌تر از قبل بغل می‌کنیم و به او می‌گوییم: «ایران عزیز‌تر از جان، راحت بخواب. ما بیداریم.»

این شب‌ها، زنانِ سرزمینم آمده‌اند تا محافظِ «مامِ وطن» باشند. ما همگی تا صبح بر سرِ بالینت بیداریم؛ مراقبت، راحتی و آرامشت با ما. راحت بخواب ایرانِ عزیز، ما بیداریم.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۴
0
1
عالی بود
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۰۹
0
0
چه قلم زیبایی