کسب یک پیروزی دیگر برای تیم دونفره دختران تنیس ایران در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا پارگی کیسه آب پیش از هفته ۳۷؛ علت مهم افزایش خطر زایمان زودرس ماجرای اسارت ۲ ساله یک دختر در فضای مجازی چه بود؟ بازی‌های آسیایی ناگویا ۲۰۲۶| سی و چهارمین مدال کاروان ایران به بانوی کوراش کار ایران رسید دعای نصر در بارگاه رضوی طنین‌انداز می‌شود | رواق نجمه خاتون (س) حرم مطهر رضوی میزبان بانوان و خانواده‌ها رقابت ناتمام عروس و مادرشوهر | آیا راهی هست؟ ویدئو | مادرانه | روایتی از دلتنگی مادران شهدا | شهید محمد جواد بهرامی چرا استراحت مادر گاهی با احساس گناه همراه می‌شود؟ آغاز فصل جدید لیگ برتر بسکتبال باشگاه‌های بانوان کشور از جمعه (۸ آبان ۱۴۰۵) خانه‌داری | چرا نباید موادغذایی را مستقیم از یخچال داخل قابلمه ریخت؟ چرا بعضی زنان قبل از ۴۰ سالگی یائسه می‌شوند؟ دعوت چین از تیم ملی فوتسال زنان ایران برای حضور در یک تورنمنت چهار جانبه آشپزی | آش برویشین کردی؛ گزینه‌ای مناسب برای روز‌های پاییزی + طرز تهیه ناکامی تیم اسکواش زنان ایران مقابل ژاپن در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ | چین حریف بعدی است نقش بانوان در حماسه دفاع مقدس | رواق نجمه خاتون (س) میزبان زنان و خانواده‌ها می‌شود حضور زنان ایران در ترامپولین بازی‌های آسیایی برای نخستین بار بیستمین دوره بازی‌های آسیایی | هانیه رستمیان به مرحله بعد صعود کرد
سرخط خبرها
روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

روایت ۴۰ روز بی‌قراری و دلتنگی در غیاب امام شهیدم

  • کد خبر: ۴۰۵۶۰۹
  • ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵
چهل روز از آن روز تلخ گذشت، روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها نرفته است.
مرضیه وحدت؛ فعال رسانه
نویسنده مرضیه وحدت؛ فعال رسانه

مرضیه وحدت| شهرآرانیوز؛ چهل روز از آن روز تلخ گذشته است؛ روزی که باورش سخت بود و هنوز هم سنگینی‌اش از دل‌ها کنار نرفته است. این چهل روز، برای من، نه فقط گذر زمان، بلکه سفری در میان اندوه، دلتنگی و بازخوانی خاطراتی بود که هر لحظه‌اش رنگی از حضور داشت.

از همان سحرگاه روز دوم جنگ که خبر شهادت رهبر عزیزمان اعلام شد، گویی همه چیز رنگ دیگری گرفت. گویی زمان ایستاده بود و نفس‌ها سنگین‌تر شده بودند.

این چهل روز برای من، چهل منزل از اندوه بود. هر روزش با یادآوری سخنرانی‌ها، نگاه‌ها و آن آرامش خاصی که در کلام رهبر شهیدمان جاری بود، آغاز می‌شد. گاهی در میان شلوغی روزمره، ناگهان جمله‌ای از ایشان در ذهنم طنین می‌انداخت و بغضی خاموش، گلویم را می‌فشرد، تنها موضوعی که آرامم می‌کرد حضور در اجتماعات گسترده و شبانه مردمی بود.

طی شب‌های منتهی به چهلم رهبر شهید، دست دختر کوچکم را می‌گرفتم و به خیابان می‌رفتم، زیرا شعار دادن و پرچم گرفتن، دلم را کمی آرام میکرد.

رهبر شهیدمان، فردی بودند که همیشه حضورشان، حتی از دور، برایمان دلگرمی بود.

همیشه آرزو داشتم من هم ایشان را از نزدیک ببینم، ولی حیف که چقدر زود دیر می‌شود.

در این مدت، بیشتر از قبل به خودم و باورهایم رجوع کردم. به این فکر کردم که چه نکته‌ای از آن همه سال همراهی و هدایت، در من باقی مانده است؟ آیا فقط خاطره است یا مسئولیتی هم بر دوش ما به ویژه ما بانوان گذاشته شده؟ این سؤال‌ها، هر روز ذهنم را درگیر می‌کنند و مرا وادار تا عمیق‌تر به مسیر خودم نگاه کنم.

این چهل روز، برای من تنها سوگواری نبود؛ نوعی بیداری هم بود. فهمیدم که فقدان، اگرچه دردناک است، اما می‌تواند آغازی برای بازنگری باشد. آغازی برای اینکه ببینیم چقدر از آنچه از ایشان آموخته‌ایم را در زندگی‌مان جاری کرده‌ایم و اکنون چه وظیفه‌ای به عنوان نقش، مادر، همسر و یک بانو در جامعه داریم.

اکنون که به روز چهلم رسیده‌ام، هنوز دلتنگی هست، هنوز جای خالی رهبر شهیدمان حس می‌شود، اما در کنار آن، نوعی عهد در دل شکل گرفته است؛ عهدی برای ادامه دادن، برای زنده نگه داشتن راهی که پایان نمی‌یابد و قرار است با رهبری و هدایت حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای و ملت شهید پرور ایران اسلامی ادامه یابد.

این چهل روز گذشت، اما اثرش ماندگار شد؛ در قلب، فکر و در مسیری که حالا بیش از همیشه نیاز به استقامت دارد.

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.